بسم الله الرحمن الرحيم
فجر شكافنده شب ميرسد / جان شب هجر به لب ميرسد
وقت اذان است و دو ركعت نماز / روي نيازي به در چاره ساز
خيز! كه هنگام برآشفتن است / موسم تكبير و اذان گفتن است
همچو نسيم ِسحر آزاده باش / تيغ به دست آور و آماده باش
وقت اذان پنجرهها باز شد / مرغ دل آمادهي پرواز شد
وقت نماز آمد و وقت حضور / باده بنوشيد ز ميناي نور
گوش به آواز مؤذن كنيد / رو به سوي وادي ايمن كنيد...
ميرسد از راه سواري عرب / صاحب آزاده تيغ دو لب
ميرسد از راه سواري غريب / "نصر من الله و فتح قريب"...*
***
چه بايد بكنيم در ابتلائات داخليه و خارجيه؟ چه كرديم كه به اين چيزها مبتلا ميشويم؟...آخر ما چكار كرديم كه بيسرپرست مانديم؟
اشكال در اين است كه خودمان را اصلاح نميكنيم و نكرديم و نخواهيم كرد، حاضر نيستيم خودمان را اصلاح كنيم. اگر ما خودمان را اصلاح ميكرديم، به اين بلاها مبتلا نميشديم.
اگر خودمان را اصلاح بكنيم، به تدريج همه بشر اصلاح ميشوند...
هيچ چارهاي از بليّات دنيويّه و اخرويّه، داخليّه و خارجيّه نيست مگر خدايي بودن و با خدا بودن و با خداييها معيّت داشتن و تبعيّت داشتن.
ما اگر از انبياء و اوصياء دور شديم، گرگهاي داخل و خارج، بلافاصله ما را ميخورند...
در خلوتمان با خدا، تضرّعمان، توبه مان، نمازهايمان، عباداتمان، مخصوصا دعاي شريف"عظم البلاء و برح الخفاء" را بخوانيم؛
از خدا بخواهيم برساند صاحب كار را؛ با او باشيم. حالا اگر رساند كه رساند؛ اگر نرساند، دور نرويم از كنار او، از رضاي او دور نرويم...
(به سوي محبوب، رهنمودهايي از عارف ربّاني حضرت آيت الله بهجت)
***
بيا موعود، هنگام قيام است
جهان مجروح يك جو التيام است
بيا امشب شب قدر است ما را
علمدار تو در صدر است ما را
بيا اي ناجي اي نوح نهاني
كه ما را از تلاطم وارهاني...*
*:(مرحوم محمدرضا آقاسي)
آقا جان! چقدر دور شدم! دلم تنگه آقاجان!...تنگ...
پي نوشت:
خميني حجت حق در زمين بود / امين دين ختم المرسلين بود
خميني رفت، فرزندش علي هست / خدا را شكر بر امت ولي هست ( + )
خدا را شكر...

