تبليغاتX
شوق پرواز

شوق پرواز

وقت زیارت است مرا هم شهید کن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

...امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم         تا گنبد طلایی تو پرواز می کنم

  

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته،به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی واین همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند       امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

 

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دلشاد می شوم

یکبار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام              جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

  

هرگز زعشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دلتنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن     وقت زیارت است مرا هم شهید کن

(علی صالحی)

  

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

*** 

اول. سلام. به سلامتی و دل خوش به نظر می رسه دوران ترک اجباری بنده بسر آمد! اگه می دونستم مشکلات اینترنتی ما امروز حل خواهد شد این همه خودکشی نمی کردم برای دو خط پی نوشت نوشتن توی پست قبل!!!

دوم. عیدتون مبارک. انشالله دوران هجران و دوری از خیلی چیزای مهمتر از نت هم هرچه زودتر بسربیاد! و انشالله عاقبتمون ختم بخیر بشه!

سوم. چند وقتیه خیلی خیلی اتفاقی مشتری اینجا شدم! قبلا بارها به سایت سر زده بودم اما اینجا رو ندیده بودم. خیلی اتفاقی توی سرچ کردن پیدا کردم و مشتری شدم فعلا! و چون به نظرم مباحث مربوط به "نماز" خیلی خیلی مفید و جالب بودن همه رو داخل یه فایل ورد کپی پیست کرده کمی مرتب کردم و بعنوان عیدی اینجا میذارم!(البته عیدی ای که... یه نفر دیگه سخنرانیش رو کرده یه نفر دیگه نوار رو پیاده کرده و روی سایت گذاشته شوق پرواز هم سرهم کرده و یه کم بهش رسیده و گذاشته اینجا!!...) به هرحال امیدوارم بخونید و عمل کنید و لذت ببرید و دعا کنید شوق پرواز هم عمل کنه و لذت ببره! ان شاء الله خداوند رحمان و رحیم بحق این شب و روز عزیز و بحق امام هشتم(ع) کمکمون کنه که از نمازگزاران محسوب بشیم! (اینم از فایل...اگه حجم این پست زیاد شده اطلاع بدهید فکری بنماییم!)

Namaz
Get your own at Scribd or explore others:
 
پی نوشت. راستی همین الان متوجه شدم این پست٬ پست ۱۱۰ ام وبلاگ شوق پروازه...اونم به نام فرزند بزرگوارشون و ذکر نماز! ...
پی نوشت ۲. فکر کنم دوستانی که توی سایت بالایی عضو نباشند نمی تونند فایل رو دانلود کنند. بنابراین فایل رو مجددا اینجا آپلود کردم(البته عضویت در سایت هم راه دیگه است!!)
 
التماس دعا
 
+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت0:56توسط شوق پرواز |
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقا سلام!

.........

...نمی دانم چرا این روزها دستم به قلم نمی رود؟!

گویا حتی سیر نزول کلمات هم بر دل و قلم ام متوقف شده است!

این روزها همه از انتظار و اشتیاق می گویند! از فراق می نالند! همه نوشته ها ختم می شوند به:

"خدا کند که بیایی"

بعضی هم حال و هوای نوشته هاشان حال و هوای اعتراف است و اقرار!

اقرار به اینکه تا کنون منتظر نبوده ایم! خود مانع خاتمه این غیبت کبری بوده ایم! ما غایب بوده ایم! و...

 

اما من!...

نمی دانم چه بگویم آقا!

من و انتظار؟! من و چشم به راهی؟!...

چه بگوید و چه بنویسد آنکه حال و هوای این روزهایش هم اعتراف است و اقرار...هم اشتیاق و انتظار؟!
هم نیازمند گوشه چشم و دست نوازش است و...هم شرمنده از نامه اعمال!

هم محب است و...منتظر!...هم غافل و فارغ!...

 

انگار ما یاران خوبی نیستیم آقا! که خود ندای "هل من ناصر" دلمان بلند است و گوش هامان سنگین سنگین!

اما آقا جان...

......................

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!

باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

 

آقا ببخش!

می خواستم بابت میلادتان تبریک بگویم! که سر از اینجا در آوردم! شرمنده!

 

میلادتان مبارک!

 

آیا می شود بخواهیم که...ما را در این وانفسای آخرالزمان دریابید؟

ادرکنا!

 

 

*. مطالب مرتبط وبلاگ:

بغض نوشت!!!

بهار در راه است...

فمعکم معکم لا مع غیرکم...(یادش بخیر پارسال این موقع کجا بودیم؟ مهمان برادر امام رضا(ع) و شهدای طبس!...و در راه مشهد مقدس!)

گل نرگس تولدت مبارک!

 

**. سلام! عیدتون مبارک! ان شاءالله که مهدوی باشید!

 

***. به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مقادیری عیدی روی وبلاگ قرار داده بودم ...که الطاف کثیره بلاگفا شامل حالش شد و از صحنه روزگار محو گردید!

به هر حال اگه دلتون خواست اسکرین سیور زیبایی از مسجدالنبی، مسجدالحرام ، مسجد شجره و...روی سیستم تون داشته باشید می تونید سری به این سایت بزنید:

http://www.3dmekanlar.com/sites.html

 

****. توی این ایام عزیز وبلاگ ما هم داره دوسالش تموم میشه! خیلی دلم می خواد بدونم این دو سال از دید دوستانی که همراه بودن چطور گذشته؟ خیلی دلم می خواد بدونم نظراتتون چیه؟!

 

*****. امشب دعا کنیم برای فرج...ان شاء الله که فرج خودمون هم درش باشه!...

و نهایتا امیدوارم توی این شب عزیز ما هم از دعای خیرتون بی نصیب نمونیم...

 

در پناه حق

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت18:29توسط شوق پرواز |
به نت بازمیگردیم!+ شب آرزوها+ یک فایل شنیدنی

 

هوالرحمن

سلام

 

اول. بازگشت خودم رو به دنياي مجازي تبريك عرض مي كنم! دوستان اين يكي دعا رو ديگه از ليست دعاهاتون خط بزنيد!!! الحمدلله مودم سلامتي خودش رو بدست آورد و... !

 

دوم. امشب شب آرزوهاست! ليلة الرغائب

سري به دفتر خاطراتم زدم...يادش بخير... چقدر قشنگ!

دو سال پيش خواسته هام رو توي شب آرزوها ليست كرده بودم كه اين قسمتش خيلي برام جالب بود !:

... خدایا ! دلی نورانی , فکری روشن , سینه ای باز می خوام !

خدایا ! محبتی پایان ناپذیر , عشقی بی حد و حصر , پاک و حقیقی می خوام

خدایا ! سفر به خونه خودت رو می خوام !

خدایا ! موفقیت و عاقبت بخیری می خوام در این دنیا و اون دنیا ....

 

و سال بعد سفر به خونه خودش رو قسمتم كرد خداي رحمان! در شرايطي كه اين فقط برام يه آرزو بود و شايد خيلي هم به زبان نياورده بودمش!...

خدايا! شكر! ممنونم...

 

امشب همه با هم زمزمه كنيم:

اللهم عجل لوليك الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه

 

و بخواهيم:

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک

اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی

اللّهمّ لا تُمتني ميتةً جاهليّةً ...

 

و دوباره ليستي از آرزوهامون تهيه كنيم! فقط دقت كنيم موقع نوشتن...كه همه چيز ثبت و ضبط ميشه!...

سوم. ان شاء الله اگه توفيق داشتيم و اعمال اين روز رو بجا آورديم و استفاده كرديم، خلاصه حال خوشي داشتيم...همديگه رو هم دعا كنيم.

 

چهارم. توي اين ايام بي مودمي و حضور فعال در دانشكده و... چند تا فايل سخنراني از سايت دانشگاه گرفته بودم...

يكي از اين فايل‌ها مربوطه به سلسله مباحثي با موضوع ازدواج ، خواستگاري و آشنايي‌هاي پيش از ازدواج ...اسم سخنران رو هم فعلا نميگم!

اتفاقا اين جناب آقاي سخنران از اساتيد دانشگاه خودمون هستن و احتمالا دوستان اصفهاني هم مي‌شناسنشون...ولي خب نمي‌دونم چرا نه پاي سخنراني‌هاشون خيلي مي‌رفتم، نه خيلي دنبال بودم كه چي بود و چي شد...! اما اين بار اين فايل رو دو سه بار گوش كردم! به نظرم خيلي جالب بود! و نكات زيادي داشت كه فكر مي كنم بايد همه دوستان بويژه دوستان مجرد حتما حتما حتما بشنون!

حرفهايي كه شايد تازگي‌ها راجع بهشون توي جامعه خيلي كم صحبت ميشه يعني همه چيز مدرن شده و ديگه اين طور حرف زدن صحيح به نظر نمي‌رسه انگار! ...اما من تقريبا با 99 درصدشون موافق بودم!

اونم به خاطر همون ديده‌ها و شنيده‌ها و درد دل‌ها و مصاديق و نمونه‌هايي كه توي مورد هشتم پست قبلي هم بهشون از سر ناراحتي اشاره‌اي كرده بودم و بعد هم حذفشون كردم!

به همين خاطر تصميم گرفتم فايل رو روي نت بذارم و خواهش كنم همه تون دانلود كنيد و بشنويد! هم آقايون هم خانم‌ها! شايد متوجه شديم يه جاهايي از كارهامون اشتباهه و خودمون نمي‌بينيم و حس مي كنيم خيلي كارمون درسته!

 

کلیک کنید (بخش اول)

کلیک کنید (بخش دوم)

 

(خودمو كشتم تا اين فايل رو آپلود كنم...چند تا سايت رو امتحان كردم نشد!...خلاصه مجبور شدم علاوه بر كم كردن حجمش دو قسمتش كنم...سايت درست و درمون واسه آپلود فايل هاي يه كوچولو(!) بزرگ سراغ ندارين؟!)

البته چند تا تذكر هم لازمه:

  1. حوصله كنيد و تا آخرش رو كامل بشنويد! خلاصه پيش داوري و...هم ممنوع!
  2. اميدوارم يه دوره لهجه اصفهاني ديده باشيد! اگه بعضي اصطلاحات و...توضيح خواست در خدمتيم! در حال حاضر هم احتمالا ذوق زده شده ايم و شبانه روز آنلاين مي‌باشيم!!!
  3. اگه شنيدين و تمايل داشتين نظرتون رو هم اينجا بنويسين !

 

پنجم. اگه دوست داشتين هر از گاهي اين فتوبلاگ ما رو هم از غربت دربيارين! خیر از جوونی تون ببینین !!

 

التماس دعا



پي نوشت همراه با گريه!!!.
بعد از كلي مشكل و...از مدتي پيش تعداد زيادي از عكس ها و فايل هاي وبلاگ و همه عكس هاي فتوبلاگم رو روي گوگل پيجز آپلود كرده بودم ...حتي عكس بالاي وبلاگ و همين فايل اخير و... كه نمي دونم چي شد كه اين يكي دو روزه همه اش ارور ميداد و...حالا هم همه شون پاك شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امان از اين دنياي نت و وبلاگنويسي و...الان واقعا قاطي كردم!!! خيلي تعدادشون زياد بود!
انصافا اگه سايت درست و حسابي واسه آپلود مي شناسين كه از اين مشكلات جور واجور نداشته باشه معرفي كنين! ببينم چه بايد بكنم! پرشين گيگ هم فايده اي نداشت كه مهاجرت كرده بودم اينجا!

احتمالا الان نمي تونين ديگه فايل رو دانلود كنين شرمنده!
انشالله يه فكري مي كنم!

 
پی نوشت دو همراه با مقادیری آرامش!
با تشکر از این همه پیشنهاد و کمک و...(!!!) فعلا با پرشین گیگ تا حدی مشکلی که پیش اومده بود رو برطرف کردم!
فایل های سخنرانی رو هم یه جا(!) آپلودشون کردم چون توی پرشین گیگ آپلود نمی شدن و...! (خیلی عجیبه! چون مشکل سرعت ندارم٬ حجم فایل ها هم زیر ۱۰ مگه! من که سر درنمیارم!) امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد!
فکر کنم الان مشکلی برای دانلودشون نباشه! ان شاءالله!
 
پی نوشت همراه با.
ولادت حضرت جوادالائمه(ع) رو خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنم.
 
التماس دعا

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت13:4توسط شوق پرواز |
دقایقی تا بهشت!

هوالرحمن

سلام

در پست های مربوط به جلسه قرآن، اشاره کرده بودم به این موضوع که یکی از علل انتخاب موضوع "شایعه"...مطالعه زندگی و سرگذشت "شهید دکتر محمد حسینی بهشتی" بود و همون جا گفتم که اگر شد در همین رابطه قسمت هایی از کتب مورد مطالعه رو روی وبلاگ میذارم

امروز قراره به اون وعده عمل کنم!

(ضمنا لازم به ذکره که جلسه دوم قرآن به پایان رسیده و هم اکنون جلسه سوم از سری جلسات تفسیر قرآن(+)  در وبلاگ حاصل اوقات و با موضوع حرام خواری و ربا در حال برگزاری ست)

 

 

 

از صحنه خارج كردن به اين است كه اگر يك خطايي از شما ديدند، بزرگش كنند و بزرگش كنند و به رخ مردم بكشند و مردم را از شما جدا كند، تا كسي به شما فحش بدهد. اين آقاي بهشتي مسلمان، متعهد، مجتهد، اين چه كرده بود كه تو تاكسي مي‌نشستي، مي‌ديدي كه دو نفر آدم به هم مي‌رسند يك حرفشان فحش به اوست؟ تو اجتماعات، يك دسته‌اي مرگ بر كي، " طالقاني را تو كشتي" (مي‌گفتند.) خوب، شما ببينيد چه ظلمي (بود) به يك همچو موجود فعالي، كه مثل يك ملت بود براي ملت ما با چه حيله‌هايي اين را مي خواستند بيرون كنند.                         (امام خميني(ره))

 

·     بهش مي‌گفتند: انحصارطلب، ديكتاتور، مرفه، پولدار. دوستانش گفته بودند چرا جواب نمي‌دي؟ تا كي سكوت؟ مي‌گفت: مگه نشنيديد كه قرآن مي‌گه انَّ الله يدافعُ عن الذين امنوا. يعني يه وظيفه براي منه كه ايمان آوردنه، يكي هم براي خدا كه دفاع كردنه. دعا كن وظيفه خودمو خوب انجام بدم. اون كارش رو بلده...

 

·     صبح بود، يه اتوبوس آدم پياده شدند جلوي خونه بهشتي. يه نگاهي و براندازي كردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، يكي گفته بود خونه بهشتي كاخه. يكي ديگه گفته بود هشت طبقه است. راننده بهشتي شناس بود. همه رو آورده بود دم در خونه گفته بود حالا ببينيد و قضاوت كنيد.

 

·     داشت تعريف مي‌كرد. 7 نفر رفته بودند مسافرت كه بوسيله 2 نفر غارت شدند. بعد كه تعجب همه رو ديدند، گفتند: ما 7 تا بوديم "تنها"، آنها دو تا بودند " همراه". بهشتي مي‌گفت: مواظب باشيد، مي‌خواهند شما ميليونها باشيد تنها تا با چند همراه غارت‌تون كنند.

 

هر انساني در اظهارنظر نسبت به مسئولان در هر موقعيت و مقام باشند آزاد است، با رعايت دو شرط: 1- اظهارنظر و مطلبي كه درباره آنها مي‌كنند و مي‌گويند راست باشد؛ دروغ پردازي و شايعه سازي پيرامون آنها نكند؛ تهمت نزند؛ برچسب‌هاي باطل نزند و راست بگويد. 2- با زبان و بيان دلسوزانه و بي‌غرضانه بگويد، نه با زبان و بيان و عبارت‌هاي مغرضانه و كينه توزانه. شما درباره هر مسئولي در هر موقعيتي كه باشد آنچه را مي‌دانيد مي‌توانيد بگوييد. همه زنان و مردان جمهوري اسلامي ايران اعم از مسلمان و غيرمسلمان در اظهارنظر پيرامون شخصيت و طرز كار مديران و مسئولان جامعه در هر درجه كه باشند آزادند با رعايت اين دو شرط كه دروغ نگويند و بيانشان بيان نصيحت و دلسوزي و ارشاد باشد...                           (شهيد بهشتي) 

 

***

عجیبه! این چند وقت چند تا کتاب درباره شهید بهشتی بدستم رسیده، یاد سخنرانی های ضبط شده ایشون افتادم و نوشته های اخیر وبلاگ هم اغلب تحت تاثیر قرار گرفتن...

نمی دونم انگار گاهی خودشون آدم رو می کشن این سمت!...البته مطالعه سرگذشت بزرگان، دقت در اتفاقات دوران گذشته و عبرت گرفتن و تکرار نکردن اشتباهات و ادامه دادن راه ثواب و...امری پسندیده است و امیدوار کننده! که چنین افرادی زمانی نه چندان دور در بین ما زندگی می کردن...بماند که چقدر قدرشون رو دانستیم و...

خدا کنه ما هم بهشتی باشیم!

دلم نمیاد اینها رو هم ننویسم !!!"

 

·     به قاضي دادگاه نامه زده بود كه: " شنيدم وقتي به ماموريت مي‌روي ساك خود را به همراهت مي‌دهي. اين نشانه تكبر است كه حاضري ديگران را خفيف كني" قاضي رو توبيخ كرده بود. حساس بود، مخصوصا به رفتار قضات...

 

·     چراغ قرمز اول رو كه رد كرد بهشتي خيلي تحمل كرد كه چيزي نگه. دومين چراغ بود كه ديگه صداش دراومد. گفت: اگه از اين هم بگذري ديگه نمي‌شه پشت سرت نماز خواند. تكرار گناه صغيره...

طرف با حالت حق به جانبي گفت: اينها قانون طاغوته بايد سرپيچي كرد. بهشتي با ناراحتي دست گذاشت روي داشبورد و محكم گفت: اينها قوانين انسانيه، عين انسانيت...

 

چندتايي اومده بودند كه ما تو بازار فلاني رو خوب مي‌شناسيم. مناسب براي سامان دادن امور اقتصادي دولت و انقلاب. بهشتي گفت: اگه 500 هزار تومن ِ خودتون رو بديد دستش، مطمئنيد خيانت نمي‌كند؟ ساكت شده بودند. گفت: كار انقلاب، كار 500 هزار تومن نيست كه تا اين حد هم به او اعتماد نداريد.

مواظب بود بيش از توانايي و اطمينان به كسي مسئوليت ندهد.

 

·         بزرگ نوشته بودند: " النظافة من الايمان". گفته بود اين را برداريد چون داخل نمازخانه غير از اين را نشان مي‌دهد.

 گفت اگر به شعار اعتقاد داريد، عمل كنيد.

 

·     دستور داده بود تعقيبات نماز تو حزب ممنوع! مي‌گفت، الان بهترين تعقيبات كار كردنه. الان فرصت خدمته. ثوابش هم از هر چيز بيشتره.

 

با غرور انگليسي مآبانه گفت: شما خيلي غيرواقع بينانه با مسايل برخورد مي‌كنيد. اينطور جلو برويد تحريم مي‌شويد. بهشتي با قاطعيت گفت:

انقلاب ما انقلاب آرمان‌هاست نه تسليم به واقعيت‌ها.

همان نان و پنير براي ما كافيست.

 

·     اومده بودند پيش بهشتي كه بايد ما رو از اين سِمَت برداري . اونوقت كه ما رو گذاشتي كسي رو نمي‌شناختي. اما حالا شايسته تر از ما هم هستند. بايد اونها بياند جاي ما.

بهشتي مي‌گفت: با ديدن اين صحنه‌ها خستگي‌هام درمي‌ره و احساس مي‌كنم كه مي‌تونيم يه دنياي خيلي خوب براي مردم بسازيم.

 

·     اصرار پشت اصرار كه بايد بياييد و جمع ما را موعظه و نصيحت كنيد. جلسه اول رفت و گفت: نماز را اول وقت بخوانيد. يك سال كه عمل كردند جلسه دوم رفت و گفت: براي خدا كارتان را خالص كنيد.

جلسه سومي تشكيل نشد، چون خالص شد و رفت.

 

از ديدار امام برمي‌گشت. رفته بود توي فكر. امام خواب ديده بود عباش سوخته، به بهشتي گفته بود مواظب خودتان باشيد. مي‌گفت از امام پرسيدم چرا؟ جواب داده بود

 آقاي بهشتي شما عباي من هستيد.

 

·         رفت يه خونه خريد؛ خيابون "ايران". گفت: درسته كه از اول قلهك بوديم اما الان مسئوليم بايد بين توده مردم باشيم.

اثاثيه رو برده بودند، منتظر بودند شب بياد و شام رو خونه جديد بخورند.

صداي انفجار همه رو شوكه كرد.

بهشتي رفت خونه جديدش.

بهشتي شد.

 

 

قسمت هایی از کتاب های صد دقیقه تا بهشت (مجید تولایی)، جفای دوستان (اکبر مظفری) و زندگی سید محمد حسینی بهشتی ( انتشارات روایت فتح) در این فایل جمع آوری شده:

اگه دوست داشتید مطالعه کنید کلیک کنید!

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت10:39توسط شوق پرواز |
قصه را تازیانه می داند...در و دیوار خانه می داند

 

هوالرحمن

از ابتداي خلقتم چشم انتظار آمدنت بودم. خدا مرا كه مي آفريد و زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر را، اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيلي آفرينش پنج تن است كه محور آن پنج تن٬ زهراست...

نه تنها من ِ آسمان، كه خورشيد و ماه نيز، كه ستارگان و افلاك نيز، كه برّ و بحر نيز چشم انتظار آمدنت بودند...

وقتي پدرت زمين را به تولد خود مزين كرد، من از ميان تمام خلايق، نگاهم و چشم توجهم فقط به او شد...

اما...اما من يكي در خود شكستم وقتي ديدم با او به قدر او رفتار نمي شود...

و...بعد از او با تو، دردانه خداوند.

***

من تصور مي‌كردم وقتي شما بيائيد خلائق شما را بر سر دست خواهند گذاشت...همه مقيم ِ كوي شما خواهند شد و دنبال وسيله براي تقرب خواهند گشت...

چه سفيه بودند اين خلايق، چه نادان بودند اين مردم!

چه مي خواستند كه در محضر شما نمي‌يافتند؟! چه مي‌جستند كه در شما پيدا نمي‌كردند؟! دنيا مي‌خواستند شما بوديد، آخرت مي‌خواستند شما بوديد، سعادت مي‌خواستند شما بوديد...

چرا جفا كردند؟! چرا سر برتافتند؟! چرا عصيان كردند؟! به كجا مي‌خواستند بروند؟!...

 

 

من سوختم وقتي در ِ خانه خدا، در ِ خانه قرآن، در ِخانه نجات، درِ خانه تو به آتش كشيده شد.

من در خود شكستم وقتي در بر پهلوي تو شكسته شد.

وقتي تو فضه را صدا زدي، انسانيت از جنين هستي سقوط كرد....

من به بن بست رسيدم وقتي اهانت و توهين به خانه تو راه يافت.

و...بند دلم و رشته اميدم پاره شد وقتي آوند جيات تو قطع شد.

 

 

ديشب علي كه تو را غسل مي‌داد وقتي اشك‌هاي جانسوز او را ديدم، وقتي...ديگر تاب نياوردم، نه من، كه كائنات بي‌تاب شد و چيزي نمانده بود كه من فرو بريزم و زمين از هم بپاشد و كائنات سقوط كند.

تنها يك چيز، آفرينش را برجا نگه داشت و آن تكيه علي بود بر عمود خيمه خلقت، ستون خانه تو.

علي سرش را گذاشته بود بر ديوار خانه تو و زار زار مي‌گريست.

اين گرچه اوج بي‌تابي علي بود اما به آفرينش، آرامش بخشيد و كائنات را استقرار داد.

چه شبي بود ديشب! سنگيني بار مصيبت ديشب تا آخرين لحظه حيات، بر پشت من سنگيني مي‌كند. همچنان كه اين قهر بزرگوارانه تو كمر تاريخ را مي‌شكند.

از علي خواستي – مظلومانه و متواضعانه- كه ترا شبانه دفن كند و مقبره‌ات را از چشم همگان مخفي بدارد.

مي‌خواستي به دشمنانت بگويي دود اين آتش ظلمي كه شما برافروخته‌ايد نه فقط به چشم شما كه به چشم تاريخ مي‌رود و انسانيت، تا روز حشر از مزار دردانه خدا، محروم مي‌ماند...

 

(گزیده ای از كشتي پهلو گرفته- سيد مهدي شجاعي)

 


 سلام

تسليت عرض مي‌كنم

متن کامل کتاب رو می تونید اينجا (+) مطالعه کنید

***

...ديدم انصاف را به كوچه عشق

سـر نهاده بر آســــتان عــــــلي

رفت زهــــــرا و، اشـــك از دنبال

وز پـــــي او روان، روان عــــــلي

درد دل را به چـــــــاه مي‌گــويد

رفته از دست همـــزبان علي...

قصــــه را تــــــــــازيانه مي‌داند

در و ديــــوار خــــــــانه مي‌داند

(محمدعلی مجاهدی)

التماس دعا

 

+نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت16:21توسط شوق پرواز |
برادرها! خواهرها! عاشق شویم!

هوالرحمن

سلام

نمي دونم چرا يه دفعه هوس كردم اين قسمت از سخنراني شهيد دكتر بهشتي رو روي وبلاگ قرار بدم...با وجود اينكه احتمالا براي خيلي ها تكراريه و...

شايد به اين خاطر كه خيلي اين سخنراني رو دوست دارم...و شايد به خاطر سوالاتي كه موقع شنيدنش برام پيش مياد! :

 

ايران كشور عاشقان است و نه كشور عاقلان!
اين ره عشق است، راه عقل نيست

كدوم عقل رو ميگم؟ يعني ما واقعا عقل نداريم؟!

نــــــــــــــــــه!

من اين عقل حسابگر معامله‌گرو ميگم، كه تا آدم اين عقل حسابگر معامله‌گر رو از خانه تنش بيرون نكند، عشق خدا به خانه دلش قدم نگذارد.

عاشق شويد!

برادر‌ها! خواهرها! عاشق شويد!

زندگي به عشق است، عقل به آدم زندگي نميده!

عقل به آدم حساب ميده چه جور بهتر بخوره، چه جور بهتر بخوابه، چه جور بهتر پلاسيده بشه، چه جور بهتر دلمرده باشه!

عشق است كه در درون انسان آتش زندگي و شعله زندگي را برمي‌فروزاند.

 

مسلمان عاشق است...

عاشق خداست، عاشق حق است، عاشق عدل است،

عاشق انسان شدن است،

عاشق ملكوت است.

و دنيا با همه زيبندگي‌ها و فريبندگي‌ها براش صرفا ميدان ساخته شدن و رهپيمودن به سوي اون معبود و معشوق جاودان است.

 

*** صداي شهيد دكتر بهشتي...كليك كنيد ***

 

به نظر شما هنوز هم ايران كشور عاشقان است؟ منظور از عشق و عقلي كه بهش اشاره مي كنن حقيقتا چيه؟

عاشق شديم؟!...

مسلمان عاشق است!... ايران كشور عاشقان است !...

برادرها! خواهرها! عاشق شويم!

 

در پناه حق


پ.ن .  توصیه می کنم حتما فایل صوتی رو دانلود کنید و بشنوید...حقیقتا شنیدنش چیز دیگه ایه!!

 

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت12:37توسط شوق پرواز |
بدون عنوان !


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام توی دو پست قبل نوشته بودم انشالله خلاصه ای از مباحث مطرح شده در جلسات دهه اول محرم رو اینجا قرار خواهم داد ...اما متاسفانه نشد و هنوز فرصت پیاده و خلاصه کردن مباحث رو نداشتم !

در مورد به روز کردن وبلاگ هم با اینکه موضوعات زیادی برای نوشتن وجود دارن اما فعلا فرصت و حسش نیست انگار!! و...

تصمیم گرفتم فعلا گلچینی از مداحی های زیبا این جلسات رو روی وبلاگ قرار بدم .انشالله که دانلود کنید و استفاده ببرید .حجمشون هم زیاد نیست .
انشالله سر فرصت اینجا هم به روز خواهد شد !
(البته نویسنده هم برای نوشتن بعضی حرفها اول باید خودش یه مقدار درست بشه!!.. و الا نمیشه نوشت !)

فعلا شما دعاش کنین !

گلچین مداحی دهه اول محرم 1429 مداحی جناب یزدخواستی دانشگاه اصفهان:

· آهسته تر قدم بزن كه ببينم قد تو را...(حضرت علي اكبر)......858 kb

· آه و واويلا...آهسته تر رو اي عشق زينب......612 kb

· امشب زينب چه مي‌كند ز غم بي برادري؟......732 kb

· امشبي را شه دين در حرمش مهمان است مكن اي صبح طلوع.....556 kb

· فغان و آه و واويلا...شام غريبان.......834 kb

· حتي خدا ميان حسينيه غمش......603 kb

· حيدري تمام مي باشم(حضرت ابالفضل(ع)).......535 kb

· امشب غوغاي ديگريست شده هنگام عاشقي......763 kb

· كربلا قبله دلهاست خدا مي داند...بر مشامم مي‌رسد هر لحظه بوي كربلا...242 kb

· مولا رخصت بده به من بروم سوي علقمه(حضرت ابالفضل(ع))......996 kb

· من هم سرباز كوچكم نظري كن پدر مرا(حضرت علي اصغر)......777 kb

· اي سيد مظلومان داد از غم سقايي(حضرت ابالفضل(ع))......789 kb

· امشب عجب شوري بوَد در وادي تن......978 kb

در پناه حق

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت16:6توسط شوق پرواز |
به خانه زادی او کعبه می کند اقرار...دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟


 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسّکين بولاية اميرالمؤمنين

والائمة عليهم السلام

 

فرمان الهی برای مطلبی مهم*

 

...اقرار می کنم برای خداوند بر نفس خود بعنوان بندگی او، و شهادت می دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده است ادا می نمایم از ترس آنکه مبادا (اگر) انجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشد_ نیست خدایی جز او_ زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حقّ علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شرّ مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

 

خداوند به من چنین وحی کرده است: **بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک_فی علی یعنی فی الخلافة لعلی بن ابی طالب_ و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یَعصمُک من الناس**، " ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده_ درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب_ و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند"

 

ای مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده ام، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم :

جبرئیل 3 مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند ِ سلام، پروردگارم_ که او سلام است_ مرا مامور کرد که در این محلّ اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که " علی بن ابی طالب برادر من و وصیّ من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من مانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است"، و خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است:

**انّما ولیّکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوةَ و یؤتون الزکوة و هم راکعون**، " صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز بپا میدارند و در حال رکوع زکات می دهند" ، و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد می کند.

 

ای مردم ، من از جبرئیل درخواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می گویند آنچه در قلب هایشان نیست و این کار را سهل می شمرند درحالیکه نزد خداوند عظیم است. و همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا " اُذُن" (گوش دهنده بر هر حرفی) نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار او (علی) با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من ، تا آنکه خداوند عزّ و جلّ در این باره چنین نازل کرد:

 

** و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اُذُن قل اُذُن _ علی الذین یزعمون انّه اُذُن _ خیرُلکم، یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین** ، " و از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او "اُذُن" ( گوش دهنده بر هر حرفی) است، بگو : گوش است _بر ضد کسانی که گمان می کنند او "اُذُن" است_ و برای شما خیر است، به خدا ایمان می آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می نماید".

] آیه 61 سوره توبه: و بعضی از (منافقان) آنها هستند که دائم پیامبر را می آزارند و می گویند او شخص ساده و زودباوری است بگو ای پیامبر زودباوری من لطفی به نفع شماست رسول به خدا ایمان آورده و به مومنین اطمینان دارد....[

و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اذن) را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می توانم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می توانم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام.......

 

 اعلان رسمی ولایت و امامت 12 امام (علیهم السلام) *

 

....ای مردم، بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند ، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ما در آتش است....

 

....ای مردم، او(علی) "جنب الله" است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسی که با او مخالفت کند فرموده است:

**ان تقولَ نفس یا حسرتا علی ما فرّطتُ فی جنب الله**

" ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم".....

 


*
بخش های از ترجمه خطبه غدیر از کتاب: < غــــــــــــدیر زیربنای اعتقادی شیعه > ناشر: کتابخانه مسجدجامع ضرابخانه

پ.ن 1.  کتابی که در بالا ازش نام بردم نکات زیادی در رابطه با واقعه غدیر همراه با متن و ترجمه کامل خطابه غدیر رو بیان کرده که به نظرم خوندنش مفیده مخصوصا قسمت هایی که در رابطه حضور منافقین در غدیر نوشته شده و ....


پ.ن ۲. اینم از متن کامل خطبه و ترجمه به همراه فایل صوتی که می تونید در سایت بچه های قلم مشاهده کنید ( توی کتاب هم به همین شکل دسته بندی شده !) کلیک کنید

پ.ن ۳. ضمنا برای دانلود نرم افزار خطابه غدیر برای تلفن همراه هم می تونید به اینجا مراجعه کنید!

پ.ن ۴.  الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب

 

                    انشالله که اینگونه باشیم ! شیعه!...نه زبانی! قلبی و عملی !

 

    عیدتون مبارک

التماس دعا

+نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت1:21توسط شوق پرواز |
پیام بازرگانی به ضمیمه فایل سخنرانی !

هوالرحمن الرحیم

سلام

 

قابل توجه دوستان اصفهانی!

جلسه سوم از سری نشست های معناداری زندگی

پس فردا دوشنبه 3/10/86 ساعت 12 تا 14 در تالار فارابی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه اصفهان

برگزار میشه

البته بنده نه سر پیازم نه ...تبلیغ می کنیم برای جلسه قربة الی الله !

 

قصد داشتم همه مطالب جلسه پیش رو، تا قبل از نشست سوم، روی وبلاگ قرار بدم

که نشد !

فعلا فایلش رو میذارم برای دوستانی که علاقمندن و ممکنه بخوان در این جلسه شرکت کنن (امیدوارم به دست یکی دو تن از بزرگواران حداقل دانلود بشه !)

اگه شد و عمری باقی بود و ...انشالله برخی قسمت های دیگه رو در فرصت های آتی به سمع و نظرتون ( یعنی همون نظرتون فقط!!) خواهیم رساند !


 

خب اینم از فایل (پیاده شده سخنرانی): دانلود کنید!

پی نوشت: نمی دونم اصلا دوستان فایل رو دانلود کردن یا نه ! اما توصیه می کنم دانلود کنید و حداقل اگه قسمت های اول کمی تخصصیه و...حوصله خوندنش نیست !...از صفحه 9 ( اما وارد دفتر دوم میشیم) تا آخرش رو مطالعه کنید نکات مفیدی درش وجود داره که به نظرم حیفه نخوندنش !
دیگه با خودتون ! اگه کسی خوند و تامل کرد و اتفاقاتی افتاد! ..... التماس دعا داریم !

 

(البته در صورت تمایل و یاری حافظه !)
در پناه حق
+نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت13:17توسط شوق پرواز |
از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟به کجا می روم ...؟(قسمت دوم)

هوالرحمن
سلام

قبل از هر چیز از همه دوستان توی این شب عزیز التماس دعا دارم 
ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنین
همچنین پیشاپیش فرارسیدن عید سعید قربان رو تبریک عرض می کنم 
باشد که به یمن این ایام مبارک ما نیز به وادی شناخت پانهاده نفس سرکش را قربانی نموده
خود راتسلیم حضرت دوست کنیم  

و اما مابقی سخنان دکتر آکوچکیان پیرامون معنا داری زندگی :


پس 5 لایه مفهوم معنی داری رو دیدید.

حالا بیایید با توجه با این لایه ها یه مقدار بحث ساختاری بکنیم. قاعدتا دو تا رویکرد کلی ما می توانیم داشته باشیم:

یکی رویکرد آسیب شناسانه که می خوایم منفی های زندگی رو دست کم صفر کنیم. چند روز پیش با یه نفر که توی زندان اوین اعلام کرده بود که من 15 نفر رو کشتم مصاحبه کرده بودن که معلوم شده که تو این کار رو نکردی چرا این ادعا رو کردی ؟ جمله اش رو بشنوید: " از بس که در زندان موندم و از بس بدی کردم در سالهای عمرم دیگه خسته شدم . اعتراف کردم که زودتر اعدام بشم راحت بشم."

بعضی می خوان منفی هاشون صفر بشه. این یه نوع نگاهه.

 

اما خیلی از شماها شاید این تجربه ها رو نداشته باشید. می خواد زندگی تون دم به دم مثبت و مثبت تر بشه. هر روز یه قدم جلوتر گذاشته باشید.

پس ما با این دو رویکرد می خوایم مفهوم معنی داری رو تحلیل بکنیم.

 

اینو داشته باشید . حالا یه لحظه بیایید سراغ اصل ماجرا . ببینید پس دو بعد شد :

  1. بحث آسیب شناسانه
  2. بحث هنجارین نظریه معنی شناسی

 

نکته مرکزین (لایه اول) مسئله اصل بودنه ...چرا هستیم ؟چرا خدا هست ؟ چرا من ..؟ .

 از کجا هستم ؟ به کجا می روم ؟ در این فضاست . اصل بودن و هستی.

لایه دوم تویی . یعنی انسان هستی دار. معنی پرسش هایی که راجع به خودت داری.

دو تا لایه است که تازه اینها هر دوشون مجموعه چرایی هاست. خیلی چرایی شما توی این دو لایه دارید : اینکه خدا چرا هست توی این نقطه مرکزیه . اینکه چرا هستم ؟ چرا باید بمیرم و...وقتی از فلسفه زندگی سخن می گید...

اما یه لایه دیگه هم داریم : چگونگی ها

حالا که فهمیدم چرا به من بگو چه کار کنم ؟

 

] توضیح : یه دایره رو فرض کنید که دارای سه لایه است . دایره مرکزی(نقطه مرکزین) اصل بودنه ، لایه دوم انسان معنی دار یعنی پاسخ و معنی پرسش ها (چرایی ها ) و لایه سوم (خارجی ترین لایه) مربوط به چگونگی هاست [

 

بعضی وقت ها ما ( یعنی معلم یا مشاور ) اینها رو در مقابل مخاطب اشتباه می گیریم. بعضی ها در لایه های اولی چرایی ها مسئله دارید برخی در لایه بعدی... هر دو عرصه باید درواقع جوابگو باشه .

این مدل ضربدر 2 می شود : هم از دید آسیب شناسانه باید این مسائل حل بشه ...کسانی که در این لایه ها به بحران رسیدن

هم از جنبه هنجارین ، یعنی می خواید پاسخ مثبت بدید

 

مدل شما یک ساختار 6 بعدی و 6 لایه ای پیدا می کنه بعضی به نقطه منفی رسیدن ...بعضی می خوان دم به دم مثبت تر بشن

و نهایتا روانشناسی کمال نظریه ای است که تلاش می کنه این 6 تا پرسش رو به شما پاسخ بده

 

بعضی هستن که درگیر مسئله هان، گذار از رنج ها، و دغدغه شون رنج ها و بحران هایی ست که دارن و متناظرشون هستن کسانی که از این دغدغه ها و از دست دادن ها هم عمیق تر درگیر شدند . بعضی از شما در آغازهای بحران که هستید می پرسید که : چرا خدا هست ؟ چرا این جوریه ؟  بعضی وقت ها میگین که اصلا نیست ! یعنی اینکه همه درها بسته است. دری دیگه باز نمیشه . این لحظه تجربه عبثه !

 

حالا بریم یه کم جلوتر من می خوام کل این مسیر رو از سهراب مثال بیارم .بچه هایی که می خوان مسیر از آسیب به هنجارین رو در یک فرد مطالعه کنن کتاب هشت کتاب سهراب سپهری رو مطالعه کنن . الان نمونه هایی رو می خوام بدم که چگونه سهراب از این نقطه مرکزی شروع می کنه تا لایه های آخر حرکت می کنه . نمونه هاش رو براتون میارم.

هشت کتاب هشت کتاب است در هشت دوره از زندگی سهراب نوشته شده و تو هر فرازی می بینید که یک قدم جلوتر گذاشته.

اولین مجموعه کتابش در واقع مرگ رنگه (دانلود کنید) . توی مرگ رنگ حس عبث یا بی مفهومی زندگی رو می بینید. در شعرقیر شبش می خونیم :

 

(خیلی از حرفهای شما از جنس همین حرفهاست و اینجاست که لایه دیگه ای از معنی داری متولد میشه و اون حوزه هنره . بعضی از ماها مسئله رو داریم نمی تونیم بیانش کنیم . اینکه چطور این مسائل رو ...تصویر کرد تا دیگران هم در این تجربه درونی بتونن دعوت بشن. در عرصه هنر این اتفاق افتاده. )

 

دیرگاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است

بانگی از دور مرا می خواند

لیک پاهایم در قیر شب است.

 

و شعر های دیگرش مثل مرغ معما و سراب و....

در مجموعه های دیگرش( در رابطه با چرا بودن ):

 

...من زمزمه خون را در رگ هایم می شنیدم

زندگیم در تاریکی شب می گذشت

این تاریکی طرح وجودم را روشن می کرد.

 

کم کمک یه اتفاقاتی داره شروع میشه در ذهنیت سهراب. به هر حال کم کم رنگ خاکستری شعر های مجموعه اولش داره تبدیل به رنگ سبز میشه. آرام آرام مفاهیم طبیعت توی نگاه و شعر سهراب میاد . کم کم داره به زندگی نگاه مثبت تری میشه.اصل بودن به همین قرار. مثل شعر مرغ افسانه و...

 

"... از همه لحظه های زندگیش محرابی گذشته بود ."

 

همین طور شعرها ادامه پیدا می کنه ...همین طور داره مفاهیم معنی دارتر و امیدوارانه تر میشه...

 

"...تو در راهی ، من رسیده ام !"

 

می بینیم کم کمک مفاهیم داره روشن تر میشه . پاسخ ها دارن ارائه میشن . در واقع نشان میده سهراب کم کم به پاسخ هایی رسیده و داره از دوران نگاه آسیبی وارد نگاه مثبت میشه . حتما توصیه می کنم هشت کتاب سهراب رو با این نگاه که ممکنه حرفهای شما زده شده باشه رو مرور کنین .

باز ادامه میده ...در شعر محراب و....

و اما در اوج ... آدمی که در شعر های اولش همه چیز رو تاریک و شب می دید نگاهش رو در اوج مشاهده کنید .

(من توصیه می کنم بچه ها این نگاه رو با نگاهی که ما در دروس معارفمون داریم مقایسه کنن. حس فوقالعاده قشنگی که از دینداری یعنی مدل برای زندگی توی این شعر می بینید.)

صدای پای آب : (دانلود کنید)

 

... وخدایی که در این نزدیکی است

لای این شب بوها، پای آن کاج بلند

روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه

 

من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ...

 

ببینید چیزی به نام حس دینداری و روش مند زندگی کردن در این شعر نشون میده  که چه جریان بلوغ نگاه رو از جمله به خود , به خداوند ، به طبیعت ، به زندگی و به دینداری پیدا کرده .

جمله فوق العاده زیبایی که : قبله ام یک گل سرخ

اینجا یکی از زیباترین تعابیر در مفهوم جهت دار بودن مثبت زندگی ست. ببینید این همون چیزی است که ما بهش می گیم تجربه معنی دار کردن زندگی .

 

در نظریه معنی داری اولین دسته پاسخ ها فلسفی بودند و فلسفه وجود یک نظریه معنی داری باید در گام اول پاسخ ها رو به تو بده اما یادتون باشه اون جنس از پاسخ که بتونی حس کنی تعبیری که : و خدایی که در این نزدیکی است ...

(من خودم سالها دانشجوی فلسفه بودم و فلسفه خوندم)

 

خدای ابن سینا خدای واجب الوجوده ، خدای برهان صدیقین ملاصدرا با اثبات حرکت جوهری اثبات می شود اما اتفاقی است که در بیرون دنیای من و تو می افته . یه خدایی که در بیرون اثباتش می کنیم. اما و خدایی که در این نزدیکی است...یک اتفاق عمیق تره. اون حس حضوری تو نسبت به حضور خداوند در متن زندگیته. فلسفه بودنت.و بعد اون نگاه انسان شناسانه فلسفی یعنی تو بعنوان موجودی که در هستی نقش داری . انسان بعنوان موجودی هستی دار. انسانی که می تونه طرح بیاندازد تقدیر و رقم زدن هستی داری رو .(لایه دوم)

در لایه سوم در حوزه مدیریت اجتماعی . یکی از اشکالات برخی نظریات دیگه از جمله...همین مسئله است که عمدتا رویکرد ، رویکرد روانشناسانه است. یکی از بحران ها بحران های جامعه شناسانه است...تو جامعه ای که عدالت نبود حکم خدا و دین خدا زنده نمی مونه. معنی داری در حوزه اجتماع هم مطرحه و در اوج در حوزه هنر....

التماس دعا
ادامه دارد....!

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت22:45توسط شوق پرواز |
بهار در راه است ...

 

 

 

چه باشم و چه نباشم بهار در راه است       بهــــار همنفس ذوالفقار در راه است

نگاه منتــــظران عاشـــــقانه می خواند        که آفتــــاب شب انتـظار در راه است

به جاده های کسالت به راه های تهی        خبر دهید که آن تکسوار در راه است

 

کدام جمعه ندانسته ام ولی پیداست

که آن ودیعـــه پروردگـــار در راه است

 

 

 

سلام

راستش نمی دونم چی بنویسم !!!

نه اینکه مطلبی نباشه و حرفی برای گفتن نداشته باشم و...همین طوری فقط وبلاگ رو به روز کرده باشما !!...نه!

اتفاقا خیلی مطالب مختلف هست که انتخابشون سخته ...و البته شاید نه زمان و نه فضای کافی برای مطرح شدنشون باشه

خیلی از حرفام رو هم تازگی توی وبلاگ های دیگه به زبان ها و بیان های دیگه ای خوندم ...مثل همیشه خوندم و حسرت خوردم و آه کشیدم و ...نظر دادم که درسته موافقم ...بله ...ای کاش منتظر واقعی باشیم و...

خواستم درد دل هامو بنویسم ...خواستم باز هم از کلام بزرگان بنویسم ...خواستم....

اما نشد ...

یادش بخیر انگار همین دیروز بود...یک سال پیش برای نیمه شعبان نوشتم :

 

 

گل نرگس ! تولدت مبارک مولا!

 

اما مهدی جان ! ما همچنان منتظر ظهوریم !

و بی تاب شنیدن آن ندای آسمانی!

 

چه لحظه باشکوهی است آنگاه که محبوب زمان بر خانه حضرت عشق تکیه می زند ،

و با صدایی که عرش را به لرزه می افکند محبان خویش را فرا می خواند :

 

کجایند منتظران من ؟

اناالمهدی !.......

 

شاید زمزمه های دلتنگی امسال هم همون زمزمه ها باشه ...

اما متاسفانه شرمندگی ها بیشتر!....

و یک سال گذشت !....آیا واقعا آن چنان که باید منتظر آمدنش بودیم ؟!

( اگه دوست داشتید مابقی زمزمه ها رو هم اینجا ببینید )

 

 

همسفرهای منتظر ! عیدتون مبارک!

 

انشالله امسال دیگه به معنای واقعی منتظر باشیم و انتظارمون خیلی طول نکشه

فکر کنین !... از این به بعد سالروز ظهور رو جشن بگیریم !

 

 

و اما یه عیدی هم براتون دارم ! و اون هم خاطرات شنیداری !! من از دیار یاره !!! همون نواهایی که من رو تو این سفر همراهی کردن ....سعی کردم بعضیش رو براتون بذارم

البته چون حجم بعضی کم شده ....از بعضی فقط قسمت هاییش رو قبلا انتخاب کرده بودم و....خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید اگه کیفیتش خیلی خوب نبود یا ناقص بود و....

بعضی لینک ها هم از سایت بچه های قلمه ( چون خودم از همین جا قبلا دانلود کرده بودم و...!)

 

دعاها و زیارات :

 

دعای عهد (استاد فرهمند) 

الهی عظم البلا ...

دعای ندبه ( استاد فرهمند )

دعای توسل

دعای نور

مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه

زیارت حضرت زهرا(س)

زیارت آل یس ( استاد فرهمند ) 

 

مداحی و تواشیح و..:

 

سلام من به مدینه به آستان رفیعش...

درد من طبیب من دوای من خدای من ...

مدینه تو را عقده ها در دل است .اگرچه خداحافظی مشکل است ...

ماه زمزم قبله کعبه کجا دورت بگردم...

فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس...

 

 

تصنیف ها و...:

 

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو ( علیرضا افتخاری)

با یادت سرمستم تو ای نگاه آسمانی ( علیرضا افتخاری)

دل را ببین دل راببین در کوی جانان آمده ( علیرضا افتخاری)

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن ( علیرضا افتخاری)

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ( علیرضا افتخاری)

حال خونین دلان که گوید باز ؟ ( علیرضا افتخاری)

عشق شوری در نهاد ما نهاد (علیرضا افتخاری)

شد ز غمت خانه ســـــــــــــودا دلم ( همایون شجریان) 

 نمی دونم از کدوم ســــــــــتاره می بینی منو ( لهراسبی) 

 

اینم نوای فعلی وبلاگ:

 

 بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود...

 

 ( راستی انگار امام رضا (ع) ما رو هم باز دعوت کردن ...انشالله فردا عازمیم ...حلالمون کنین )

خیلی خیلی التماس دعا

در پناه حق

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت17:6توسط شوق پرواز |