تبليغاتX
شوق پرواز

شوق پرواز

لطف تمام آمد و فيض تمام رفت...


بسم الله الرحمن الرحيم

اول. سلام

دوم. عيدتون مبارك

سوم. كم كم جريان ماه رمضون‌ها و تابستون‌هاي زندگي دارن مثل هم ميشن...قبل از اومدن هر كدوم كلي نقشه مي‌كشم و برنامه مي‌ريزم و...آخرش...همه در حد همون طرح و نقشه باقي مي‌مونن!...صد حيف...

چهارم. خدا كنه ماه رمضون سال بعد رو ببينيم. بدون طرح و نقشه‌هاي آن چناني!
فقط يه كم بهتر از امسال بدنبال برطرف كردن بعضي عيوب و نزديكتر شدن به خودش باشم...فكر كن چقدر حجاب روي حجاب بايد آورده باشي كه خدايي كه "اقرب من حبل الوريد" هست و "يحول بين المرء و قلبه" به نظرت دور شده باشه!!

پنجم. امروز ريا نشه مثلا بعد از نماز صبح نخوابيديم كه برسيم به نماز عيد فطر ميدون امام. نمي‌دونم چرا دير شد!...جاي پارك هم نبود خلاصه يكي دو تا خيابون اون طرف تر پارك كرديم و بدو بدو خودمون رو از سمت خيابون سپه  رسونديم به ميدون. نماز شروع شده بود و اوائلش بود. همين اواخر، سمت سپه هم صفوفي تشكيل شده بود و مردم خودشون رو به سرعت به جماعت مي‌رسوندن. ما هم سريع سجاده ها رو پهن كرديم و...الله اكبر!...قنوت...اللهم اهل الكبرياء و العظمه...

يهو نگاه كردم ديدم اي دل غافل! اينقدر بيخودي پشت سر اين نماز اولي‌هاي سبز حرف زديم و نچ نچ كرديم و ...خدا هم جوابمون رو داد...وسط نماز خنده‌ام گرفته بود! صفوف درهم بود خلاصه ...دو صف خانم‌ها ...دو صف آقايون...دو صف خانم‌ها و...!!!

خلاصه امروز نمازي خونديم جالب انگيزناك...البته به قصد رجا! :دي  (ميگم اين بندگان خدا هم حتما قضيه شون همين طوري بوده...منتها اونا ديگه اونقدر هول شدن كه همونجا كنار هم(!) و با كفش نماز خوندن ديگه...!)

ولي به قولي...بنده شناس ديگري‌ست!

ششم. خدايا به داده‌ات شكر، به نداده‌ات هم شكر! ...ببخش!...

التماس دعا


+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت11:48توسط شوق پرواز |
وقت است دگر مُشت کنی دست دعا/ را فریاد کنی نغمۀ «اَلُقُدسُ لَنا» را


بسم الله الرحمن الرحيم


نهادند «زین» لشکر ابرهه فیل‌ها را / ولی سر بریدند اول ابابیل‌ها را

به قرآن سر صلح دارند اینان، ببینید / سر نیزه تورات‌ها را و انجیل‌ها را

ببندید دستان بی تابتان را ببندید / فلاخن میارید از امروز سجیل‌ها را

دریغا به این قصه هرگز کلاغی نیامد / دریدند قابیل‌ها نعش ‌هابیل‌ها را

به دنبال «نیل و فرات» است و پر کرده فرعون / یزیدانه از خون نوزادگان نیل‌ها را

محمدمهدی سیار







یادش به خیر گفتۀ دریامَرد:

کافی‌ست سطل آبی اگر ریزیم...

جز آبروی رفته چه خواهد ماند

امروز اگرکه سیل نیانگیزیم؟

 محمد مهدي سيار



http://poem-palestine.blogfa.com/

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت7:38توسط شوق پرواز |
3 سال گذشت...
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام

عجب عنواني! بيشتر شبيه عنوان آگهي‌هاي ترحيم‌ه! يكسال گذشت...:دي

ولي نه خيالتون تخت! فعلا خبري از ترحيم! و...نيست! (گرچه از ثانيه بعدي خودمون هم مطمئن نيستيم!)

مثلا مي‌خواستم بگم كه دو سه روز ديگه براي شوق پرواز، يعني وبلاگ شوق پرواز، يه روز خاص‌ه!

چه جور روز خاصي؟

به نظر شما براي يه وبلاگ چه روزي مهمتر از روز تولدش‌ه؟!
بله ديگه! تولده! تولد 3 سالگي شوق پرواز!

و اين يعني 3 ساله كه من دارم اينجا مي‌نويسم!
3 سال از سال‌هاي عمرم كه شايد بشه گفت يه جورايي برام مثل يه مرحله گذار بوده...

سال‌هاي تغيير...با نقطه عطفي در بهار 86...


3 سال گذشت... از روزي كه غافلگيرانه شوق پرواز رو به همراه اين شعر زيبا هديه گرفتم! و نوشتم: "22-3 سال پيش آرام در صحراي عدم خفته بودم..."
3 سال گذشت...
اتفاقات زيادي افتاد...افراد زيادي اومدن و همراه شدن و........رفتن...يا بعضاً موندن!
شايد بهترين‌ اتفاق، سفر به ديار يار بود...و چه حال و هوايي داشت شوق پرواز وقتي كه بازگشتم مقدمه‌اي شد براي شروع سفري مجازي...اون هم نه 15 روز كه 5-6 ماه!

اي بابا! بگذريم!...انگاري دوباره رفتم تو عالم خاطرات و...


بارها به دلايل مختلف به سرم زد كه حذفش كنم! كه تمامش كنم...اما...
ديدم دارم شوق پرواز رو به جرم كار نكرده، به خاطر بي ارادگي‌هاي خودم، بي نظمي‌هاي خودم، بي برنامگي‌هاي خودم...مجازات مي‌كنم و جواب اين سوال رو پيدا نكردم كه آيا حذف شوق پرواز يعني شروعي جديد و بهتر؟ يا وضعيتي بدتر...بدون شوق پرواز!؟...

فكر مي‌كنم كه اينجا براي من يكي از نعمت‌هاي خوب خدا بوده و هست...معايبش رو منكر نميشم...اما...

نعمت آشنايي با دوستاني كه گرچه با سلايق مختلف...اما همه به رنگ آسمونن...آبي آسموني
دوستاني كه توي دنياي حقيقي كم داشتم‌شون!
نعمت آشنايي با خيلي چيزايي كه روزي فكر مي‌كردم درحال رنگ باختن‌ه و ديگه پيدا نميشه و...
و...
و من باز هم براي شكر نعمت كم گذاشتم و...! و كم گذاشتم و......


نمي‌دونم تا كي بتونم بنويسم؟ نمي‌دونم اصلا اين نوشتن مفيد هست؟! نمي‌دونم اصلا اين دلبستگي چقدر صحيحه و چقدر خطرناك؟ نمي‌دونم ...
و نمي‌دونم دوستان شوق پرواز چقدر از بودن و بزرگ شدنش راضين؟

دلم مي‌خواد اين يه بار رو ديگه انصافا حق دوستي رو بجا بياريد و راجع به شوق پرواز صريح نظر بديد!
از لحاظ موضوعات و مباحث و محتوا
از لحاظ لحن و سبك نوشتن
از لحاظ مفيد بودن يا نبودن
از لحاظ شكل و شمايل ظاهري وبلاگ
از لحاظ ....هرچه مي‌خواهد دل تنگتون...

و دوست دارم بدونم به نظرتون چقدر مطالب اين وبلاگ بازتاب شخصيت نويسنده‌ است؟ و اين نوشته‌ها چه جور ذهنيتي براتون ايجاد كرده؟!
(اين مهمه‌ها! ازش سرسري رد نشيد! كارش دارم!)

اميدوارم خواهش اين دفعه رو ديگه بي جواب نگذاريد! اصلا ناشناس بنويسيد يا با اسمي ديگه و...

ستجدوني ان شاءالله من الصابرين (  صابرين= انتقادپذيران مهربان و خونسرد و...!! :دي)


پذيرايي نوشت!: راستي بفرماييد كيك (:دي):

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت2:21توسط شوق پرواز |
شنيده‌ام كه مي‌آيد كسي به مهماني...

بسم الله الرحمن الرحيم

 

طلوع مي‌كند آن آفتاب پنهاني/ ز سمت ِ مشرق جغرافياي عرفاني

دوباره پلك دلم مي‌پرد نشانه چيست؟ / شنيده‌ام كه مي‌آيد كسي به مهماني... 1

 

غروب عمر شب انتظار نزديك است/ طلوع مشرقي آن سوار، نزديك است...

بيا كه خانه تكاني كنيم دلها را / از انجماد ِ كسالت، بهار نزديك است... 2

 

(( گفت خدايا، خوب كردي اين دوازدهمي را قايم كردي! اگر قايم نمي‌كردي كه ديگر هيچ! حالا هم مي‌گويد آقا بيا، بيا! اما نمي‌گويد بروم، بروم! يك خورده به نفس خودش نمي‌گويد تو راه برو، تو با ادب باش، تو اخلاص نشان بده. البته به آن قشنگ‌هايشان ايراد نمي‌گيرم و بحث نمي‌كنم. منظورم آن ناقلاهايي است كه هر دوري مي‌خواهند بزنند، كلك مي‌زنند و مدام مي‌گويند آقا بيا! به من مي‌گويد شما دعا كن تا آقا بيايد، تو فقط دعا كن. گفتم من مستجاب الدّعوه نيستم، اما چه دعايي بكنم؟ گفت دعا كن تا حضرت (عج) بيايد. گفتم من با اين مزاجي كه تو داري، صلاح نمي‌دانم حضرت (عج) بيايد! چون اگر بيايد يقه تو را هم مي‌گيرد، آن وقت جاي بدي بايد بروي...

عزيز من! دلم مي‌خواهد خودت قدم برداري و بگويي آقا جان! شما كمك كنيد كه من نزديك شما بيايم...)) 3

 

گفتم كه: روي خوبت از من چرا نهانست؟/گفتا: تو خود حجابي ورنه رخم عيانست...

گفتم: فراق تا كي؟ گفتا كه: تا تو هستي/گفتم: نفَس همين است، گفتا: سخن همان است... 4

 

آقا جان سلام!

دوباره نيمه شعبان از راه رسيد و...ياد شما افتاديم!...

دوباره دلم هواي عريضه نوشتن كرده...

خيلي وقته جمكران‌تون رو نديدم! اونقدر كه ديگه عريضه‌ها هم انگيزه‌اي براي نوشته شدن ندارن...اونقدر كه...اصلا يادم رفته كه به جمكران و عريضه و چاه و... هم نياز نيست!...ميشه يه چاه شخصي ساخت و صبح به صبح روي تكه كاغذي نوشت:

"آقا جان سلام! صبح بخير! من هنوز هستم...گرچه نيستم!...ولي شما ...هنوز هم نيستيد...گرچه هستيد!...باز هم نيومديد آقا جان!...و من دلتنگم!...اي كاش امروز نگاهي كنيد تا نزديكتر بشم، منتظرتر باشم و...اي كاش زودتر تمام بشه همه اين نبودن‌ها!..."

اما نكردم و ننوشتم و...دور شدم آقاجان!

دوباره نيازمند تذكرم...مثل سال‌ها پيش ، وسط اون همه حيروني كه تنها با يه تابلوي نصب شده كنار زاينده رود صدام زديد:

"بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين"

چه زود يادم رفت آقاجان! قرار بود " در دل ندهم ره پس از اين مهر بتان را/ مهر لب او بر در اين خانه نهاديم"

انگار همين جووووووور خراب كردم...گرچه شما درست كرديد و درست كرديد...

آقا جان! اجازه بديد حتي اگه در عمل صادق نيستم و هنوز مفهوم انتظار رو نفهميدم و ...خودم رو يه جوري بين محبانتون جا بزنم! اجازه بديد منم تو اين حلقه باشم...اجازه بديد و كمك كنيد بزرگ بشم!

به داد دلم برسيد! به داد نفسم برسيد! به داد نمازهام، به داد عمري كه داره از دستم ميره، به داد فاصله‌ها ...

به دادم برسيد...

"آقا جان! كمك كنيد كه من نزديك شما بيام..."ما نزديك شما بياييم...

يا اباصالح المهدي...ادركني

ادركنا

 

اول ضمير مفرد غائب كجايي؟/ اي پاسخ آدينه‌هاي پرمعما...

آقا نماز جمعه اين هفته با تو/ پاي برهنه آمدن تا كوفه با ما... 5

 

سلام

عيدتون مبارك

امشب و فردا دعا فراموش نشه

دعاي فرج

 و ...دعا در حق دوستان

 

 آمد گه شادماني اي مردم / آن وعده ي آسماني اي مردم

اي زنده دلان ظهور نزديک است / هنگام ظهور نور نزديک است

آن ماه به چاه رفته باز آيد / قائم به اقامه ي نماز آيد . . .6

 

اللهم عرّفني نفسك فانّك ان لم تعرّفني نفسك لم اعرف رسولك (كليك كنيد)

 

پاورقي. 1:مرحوم قيصر امين پور - 2: ثابت محمودي(سهيل) 3: مرحوم دولابي-طوباي محبت دفتر چهارم  - 4: ملا محسن فيض كاشاني - 5: علي اكبر لطيفيان - 6: مرحوم آقاسي

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت17:58توسط شوق پرواز |
عيد بر عاشقان مباركباد/ سفر با اعمال شاقه!/از اين جنون...تا آن جنون!!
بسم الله الرحمن الرحيم



آفريدند تو را تا كه مسيحا باشي / همه چون خادم دربار و تو آقا باشي
آفريدند تو را از طبق گريه‌ي نور / تا كه جانسوزترين واژه‌ي دنيا باشي
آفريدند تو را تا كه فقط ناز كني / همه مجنون تو باشند و تو ليلا باشي
كم بيارند به پيش كرمت اهل كرم / ديگران قطره ناچيز و تو دريا باشي
تو قتيل العبراتي نه كه بر گريه‌ي ما / كشته‌ي چشم تر زينب كبري باشي
بر سر نيزه نشستي و تلألؤ كردي / مثل خورشيدي و زيباست كه بالا باشي
خيزران خورده‌ترين قاري قرآن خدا / طشت زر ديده‌ترين حضرت يحيي باشي

(علي اكبر لطيفيان)

اول. سلام

دوم. اعياد شعبانيه رو تبريك عرض مي‌كنم. راستش ايام ولادت عاشورائيان بويژه حضرت سيدالشهدا(ع) يه حال و هواي عجيبي داره. نميشه فهميد چه حسي داري...يه جور شادي و حزن مخلوط!!
ان شالله كرم كنند و نگاهي كنند تا حداقل كمي براي آمدن حضرت بقية الله (عج) آماده بشيم...

سوم. فردا وسط اين همه كار و...بايد بريم سفر! البته خوبه! حداقل كمي اين مخ‌هاي داغ كرده باد مي‌خوره!!...خلاصه سه چهار روزي رو همراه با يكي از دوستان براي شركت در همايشي عازم تبريزيم...يا به قولي "روضه اطهار"...حلال‌مون كنيد خلاصه

چهارم. براي همون همايش فوق الذكر بايد دو عدد پوستر ناقابل براي خودم و دوست گرامي تهيه مي‌كردم كه 2-3 روز‌ه اساسي ديوانه‌ام كرده!!...مخصوصا اين مرحله آخر كه بايد براي چاپ آماده بشه و هر كاري مي‌كنم به هم مي‌ريزه، به پي دي اف تبديل نميشه و...صد تا فايل از اينترنت دانلود كردم و...ولي دريغ! خلاصه دارم به مرز جنون مي‌رسم! فكر كنم خيلي سنگين شده...ولي ديگه حتي نمي‌تونم فكرش رو بكنم كه تغييرش بدم...اي خدا! راهي به  ذهن شما نمي‌رسه؟! كسي برنامه moyea ppt to pdf converter رو نداره؟!

پنجم. اين ايام ما رو از دعاي خيرتون فراموش نفرماييد!


پي نوشت. الحمدلله بالاخره كمي تا قسمتي مشكل پوسترها حل شد و تونستم به پي دي اف تبديلش‌شون كنم. از من مي‌شنويد اگه چنين مشكلي براتون پيش اومد به جاي دانلود و نصب انواع و اقسام مبدل‌ها و گرفتن نرم افزار فلان و بهمان و...مثل آدم‌هاي عاقل از همون اول وارد آفيس 2007 بشيد و از گزينه save as pdf استفاده كنيد...اگر هم موجود نبود و...از قسمت add-ons از اينترنت به راحتي دانلودش كنيد و...همين!
فردا صبح بايد تحويل‌شون بگيرم...فقط خدا كنه نتيجه كار خوب بشه...
+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت11:35توسط شوق پرواز |

بسم الله الرحمن الرحيم



ز احمد تا اَحَد يك ميم فرق است/ جهاني اندرين يك ميم غرق است

يقينا ميم احمد ميم مستي است/ كه سرمست از جمالش چشم هستي‌ است

ز احمد هر دو عالم آبرو يافت / دمي خنديد و هستي رنگ و بو يافت

اگر احمد نبود آدم كجا بود؟ / خدا را آيه محكم كجا بود؟...

همان احمد كه جانش جام وحي است / به دستش ذوالفقار امر و نهي است

همان احمد كه ختم الانبيا شد / جناب "كنت كنزاً مخفيا" شد

همان احمد كه سرمستان عالم / بخوانندش: ابوالقاسم محمّد...

محمُد تا نبوّت را برانگيخت / ولايت را به كام شيعيان ريخت...

***

اي روح مباشران توحيد / سرحلقه ناشران توحيد

اي خال تو نقطه نبوّت / وي خطّ تو مصحف مروّت...

اي سايه فكنده بر سر خاك / "لولاك لما خلقت افلاك"

فردا كه به حشر رهسپاريم / چشمي به شفاعت تو داريم...

ما را مددي كه مست گرديم / بيرون ز هر آنچه هست گرديم

تا خرقه‌ي عقل رابسوزيم / صد شعله ز عشق برفروزيم...

(مرحوم آقاسي)


عيدتون مبارك


پ ن. ديشب مثلا تصميم داشتم احيا بگيرم!!...اونقدر عجيب غريب خوابم گرفت و بيهوش شدم كه...!!! اصلا نفهميدم كي خوابم برد و كي بيدار شدم!!......:(

پ ن2. ديشب بعد از مدتهااااااااااا دوباره توفيق پيدا كردم سري بزنم به بهشت!(منظورم همون جلسات هفتگي هيئت عاشورائيان‌ه!)...قبل از سخنراني طبق معمول قرآن تلاوت شد...دوباره سوره معارج...انّ الانسان خلق هلوعا...الا المصلين...اوصاف مصلين.........موضوع سخنراني هم نگراني بود و منشاء نگراني و...اينكه فقط 8 درصد نگراني هامون واقعيه و بايد دل بردباري آماده كنيم براي تحمل و پاس كردنشون...و اينكه بخشي از اين نگراني‌هاي واقعي ماحصل اعمال خودمون‌ه! بايد به اعمال گذشته تا حال خودمون نگاه كنيم...نه اينكه سرمون رو بلند كنيم و شروع كنيم به شكوه و شكايت...!!

ديگه چه جوري بايد بهم بفهمونن؟!!....

لا اله الا انت...سبحانك...انّي كنت من الظالمين...

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت12:41توسط شوق پرواز |
اين خانه بي‌دليل ترك برنداشته‌ست!

بسم الله الرحمن الرحيم


السلام عليك يا باب الله

السلام عليك يا عين الله الناظره و يده الباسطه و اُذُنه الواعيَه

السلام علي حبل الله المتين و جَنبه المكين

السلام علي اَبي الحسن عليّ بن ابيطالب و رحمة الله و بركاته


((...اميرالمؤمنين(ع) اولي الامر بود. امر خدا بود كه آمد. لذا كاملاً سنگِ تمام در ترازو گذاشت. هم زمين را، هم آسمان را، هم انبياي سلف را، همه را سنگ تمام گذاشت. خدا تمام وعده‌هايي كه تا آن وقت به خلقش داده بود، با علي(ع) آشكار كرد. فرمود نترسيد، مأيوس نباشيد؛ امر خدا يك مرتبه آمد. امر خدا همين علي(ع) است. جز پيامبران صاحب كتاب، ديگران او را نشناختند. اما نور او با آنها كار مي‌كرد. درون آنها بود. قوّت قلبي بود كه با آن كار مي‌كردند و خدا را عبادت مي‌كردند. يعني داراي چراغ مي‌شدند اما نمي‌دانستند كه چراغ كيست و چيست. فقط پيامبران صاحب كتاب، صاحب قرآن و تورات و انجيل و زبور، علي(ع) را شناختند. او را در سرّ خود شناختند. پيامبر ما(ص) او را هم در سرّ ديد و هم در ظاهر. علي(ع) از خانه خدا در مكه بيرون آمد و پيامبر، او را بغل گرفت.

علي(ع) خود نيز فرمود كسي مرا و حقيقت مطلب را درباره من نمي‌تواند بشناسد، الّا نبيّ مرسل يا ملك مقرّب- يعني چهار ملك مقرّب كه جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل هستند- و مؤمني كه قلبش ممتحَن باشد. امتحان داده باشد. يعني شيعيان و دوستاني كه آماده باشند تا اگر ابتلا و مصيبتي به دنياي آنها خورد به آخرتشان نخورد. مزاجشان اين طور باشد. آنها مي‌گويند خدايا وَ لا تَجعَل مُصيبَتَنا في دينِنا خدايا اين مصيبت ما را در دينمان قرار نده. وَ لا تَجعَلِ الدُّنيا اَكبَرَ هَمَّنا. دنيا را بزرگترين همّ من قرار نده...))

(طوباي محبت، كتاب چهارم- مجالس عارف مرحوم حاج محمداسماعيل دولابي)


بنت اسد رسيد و دعا كرد كاي خدا

آمد برون ز كعبه مناداي مستجاب

كي آمد و چگونه؟ كجا بود و كي رسيد؟

از ذات حق سؤال مكن هست بي‌جواب

كعبه نداشت ظرفيت جلوه اين همه

تصوير چون بزرگتر آمد شكست قاب

ما مست كرده‌ايم و به معراج مي‌رويم

از كاسه‌هاي لم يلد سوره شراب

ما را خراب باده توحيد كرده‌اند

جمع نقيض را نگر؛ آبادي خراب

آري بزرگتر ز علي نيست آيه‌اي

آري زلال‌تر ز علي نيست حق ناب...

(رضا جعفري)


سلام


فرارسيدن عيد اكبر و سالروز ولادت اميرالمؤمنين، حضرت علي (ع) رو تبريك عرض مي‌كنم

همچنين تبريك ميگم خدمت تمام پدران زحمتكش و مهربان بويژه پدر عزيزم


اين روزهاي عزيز شوق پرواز رو هم از دعاي خيرتون بي‌نصيب نگذاريد

خلاصه محتاج دعاييم شديدا فجيعا!


+نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت9:59توسط شوق پرواز |

بسم الله الرحمن الرحيم


اللهم عجل لوليك الفرج والعافية والنصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره والمستشهدين بين يديه


تبريك عرض مي‌كنم

تبريك بابت اين حضور و بابت اين انتخاب!


گفتند تقلب شده!...اين همه احمدي نژادي كجا بود؟!... همه ملت توي خيابون و فلان سالن و بهمان ميدون و...سبز بودن! و...

گفتم: اون موقعي كه موج سبز داشتن در اون اماكن مذكور به تخليه هيجانات خودشون مي پرداختن و هر كاري از دستشون برمي‌اومد انجام مي‌دادن!، خيلي از اين 24 ميليون رأي دهنده مشغول كار و زندگي و ختم قرآن و صلوات و نذر روزه و...بودن...نه صرفا براي فرد، براي ارزش‌ها، براي عقايد و اصولي كه بهش پايبندن!و...

خيلي‌شون توي ويترين نبودن...ولي بودن!


گفتم: خيلي از اين 24 ميليون انتخابات براشون فراتر از چيزهايي بود كه در سطح مملكت مي‌شد اين روزها ديد!

خيلي‌ها به فرموده رهبرشون با قصد قربت به پاي صندوق رأي رفتن

خيلي‌ها توي دلشون گفتن آقاجان يا صاحب الزمان! اين مملكت مملكت شماست...مي‌دونيم كه خودتون حفظش مي‌كنيد...خودتون كمك كنيد

و...


اميدوارم اين حضور مورد رضايت حضرت حق قرار گرفته باشه و شاهد آينده اي بهتر و ايراني سربلندتر باشيم...ايراني اسلامي!


(همين الان صداي غرش آسمان بلند شد و شروع كرد به باريدن...نم نم باران رحمت و بوي خاك باران خورده و...

باران كه مي‌بارد تو در راهي...)


+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت16:58توسط شوق پرواز |
انّا لله و انّا اليه راجعون

بسم الله الرحمن الرحيم

انّا لله و انّا اليه راجعون



خبر را شنيدم ... خشكم زد...يخ كردم!

انگار اصلا انتظار نداشتم...سن زميني و شناسنامه‌اي ملاك نبود! حتي اينكه به آسمان نزديكتر بودند تا زمين...اين هم ملاك نبود! انگار انتظار شنيدن چنين خبري را نداشتم....و بعدتر ديدم كه ديگران نيز چنين بوده‌اند...ما كه فقط ارادتي داشتيم و بس...آنها كه معرفتي داشتند و مريد بودند و شاگرد و...چگونه بودند؟...نمي‌دانم!

آري! بزرگاني چون ايشان از ابتدا هم زمين را محل آرام و قرار و منزلگاه خود ندانسته‌اند، گرچه گام‌هايشان بر زمين خدا بوده، اما نگاه‌شان تنها آبي آسمان را به خاطر سپرده است. پرنده ميلش به پريدن است بالاخص پرنده‌اي كه پرواز را از ياد نبرده و خود را براي پروازي هرچه زيباتر آماده ساخته باشد...

اي كاش ما هم مي‌دانستيم و مي‌فهميديم كه مرغ باغ ملكوتيم و از عالم خاك نيستيم

و چند روزي از اين بدن خاكي برايمان قفسي ساخته‌اند!

آنگاه آيا حقيقتا اگر روزي درب قفس را باز مي‌كردند و مهربانانه رخصت پريدن براي هميشه و آرام گرفتن در جوار محبوب را مي‌دادند شادمانه نمي‌پريديم؟!

خوش به سعادت ايشان كه زيبا زيستند و ...زيبا رفتند

و بدا به حال ما...از لحظه‌اي كه خبر رفتن‌شان را شنيده‌ام در گوشم زنگ مي زند كه: هر يك از اولياي خدا كه بروند عذابي است براي ما زمينيان!

گويي حضورشان چون پيامبراني است در اين زمان و زمين...براي اتمام حجت...تا در روز حساب نگوييم كه نبود و نديديم و نمي‌شد و حرف زمان ما نبود و دهه اين حرف‌ها گذشته بود و...!

اين روزها همه به حضرت صاحب الزمان(عج) تسليت مي‌گويند....اما چه چيز بيش از اين دل امام زمان(عج) را شاد مي‌كند كه از ميان انسان‌هايي غفلت زده و... هنوز هستند افرادي كه در راه خدا و خدايي زندگي مي‌كنند و بر همين راه و روش باقي مي‌مانند تا لحظه وداع از دنيا و قرار در كنار محبوب؟

و باز در دلم مي گذرد كه : قبلا به جوانان مي گفتيم لحظه ظهور را درك مي‌كنند اينك به پيرها هم مژده مي‌دهيم...حتي بهجت هم...

نمي‌دانم! بغض سنگيني راه گلويم را بسته‌است!
اي كاش كمي فقط كمي عامل به سخنان‌شان بوديم و...وگرنه بغض و گريه و سه روز نه پنج روز يا بيشتر عزاداري و...را چه سود؟!

و امروز...آنچه ما از مراسم بدرقه‌شان ديديم جز شكوه و زيبايي نبود...و حتما آنچه از چشم ما پنهان گشته بسي باشكو‌ه‌تر ‌است!

خداوند بر درجاتشان بيفزايد...

***

عروج ملكوتي حضرت آيت الله العظمي بهجت را با تاخير تسليت عرض مي‌كنم


(قطعي اينترنت در هفته‌اي كه گذشت علت تاخير در نوشتن شد. گزارشاتي از نمايشگاه كتاب و...هم آماده كرده بودم كه...شايد در فرصتي ديگر نوشتم!)


+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت22:53توسط شوق پرواز |
یا مقلب القلوب و الابصار...

بسم الله الرحمن الرحیم



اللهم صلّ علی محمد و ال محمد...

اللهم بارک علی محمد و ال محمد و بارک لنا فی یومنا هذا

الذی فضّلته و کرّمته و شرّفته و عظّمت خطره

اللهم بارک لی فیما أنعمت به علیّ حتّی لا اشکر احدا غیرک

و وسّع علیّ فی رزقی

یا ذا الجلال و الاکرام...*

***

اللهم انت الإله القدیم و هذه سنة جدیدة

فاسئلک فیها العصمة من الشیطان

و القوة علی هذه النفس الأمارة بالسّوء

و الإشتغال بما یقرّبنی الیک

یا ذا الجلال و الاکرام...**

سال نو مبارک


سال خوبی داشته باشید

لحظه تحویل سال...التماس دعا


*. دعای مخصوص عید نوروز- مفاتیح الجنان

**. دعای پیامبر(ص) در آغاز سال جدید

+نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت11:30توسط شوق پرواز |
صدای پای بهار

بسم الله الرحمن الرحیم


  


فَانظُر إلی ءَاثار رحمتِ الله کَیفَ یُحیِ الأرضَ بعد مَوتِها إنَّ ذلک لَمُحیِ المَوتی و هو علی کُلِّ شَیءٍ قَدیر

(آیه 50 سوره مبارکه روم)

***


 


بهار در راه است...


*. عکس ها: محوطه دانشگاه اصفهان. درختان سفید پوش از شکوفه، گل های رنگ رنگ و...بهار در حرم شهدای گمنام

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت16:11توسط شوق پرواز |
عید مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

 


 

زمين و آسمان " مكه " آن شب نورباران بود

و موج عطر گل در پرنيان باد مي پيچيد -

اميد زندگي در جان موجودات مي جوشيد -

هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

 *****

دل سياره ها در آسمان حال تپيدن داشت -

و دست باغبان آفرينش در چنان حالت -

سر " گل آفريدن " داشت

 *****

شگفتي خانه ي " ام القري " در انتظار رويدادي بود

شب جهل و ستمكاري -

به اميد طلوع بامدادي بود.

سراسر دستگاه آفرينش اضطرابي داشت

و نبض كائنات از انتظاري دم به دم مي زد

همه سياره ها در گوش هم آهسته مي گفتند

كه: امشب نيمه شب خورشيد مي تابد

ز شرق آفرينش اختر اميد مي تابد

 *****

در آن حال " آمنه " در عالم سرگشتگي مي ديد:

به بام خانه اش بس آبشار نور مي بارد

و هر دم يك ستاره در سرايش مي چكد رنگين و نوراني

و زين قدرت نمايي ها نصيب او -

شگفتي بود و حيراني

*****

در آن دم مرغكي را ديد با پرهاي ياقوتي

و منقاري زمردفام

كه سويش پر كشيد از بام -

و در صحن سرا پر زد

و پرهاي پرندين را به پهلوي زن دردآشنا سائيد

به ناگه درد او آرام شد، آرام

به كوته لحظه اي گرداند سر را " آمنه " با هاله اميد

تنش نيرو گرفت و در دلش نور خدا تابيد

چو ديد آن حاصل كون و مكان و لطف سرمد را -

دو چشمش برق زد تا ديد رخشان چهر " احمد "  را -

شنيد از هر كران عطر دلاويز محمد را

سپس بشنيد اين گفتار وحي آميز:

- الا، " اي آمنه " اي مادر پيغمبر خاتم!

سرايت خانه ي توحيد ما باد و مشيد باد

سعادت همره جان تو و جان " محمد " باد

*****

بدو بخشيده ايم اي " آمنه " اي مادر تقوا!

صداي دلكش " داوود " و حب " دانيال" و عصمت " يحيي "

به فرزند تو بخشيديم

كردار" خليل " و قول " اسماعيل " و حسن چهره ي  " يوسف "

شكيب  " موسي عمران " و زهد و عفت " عيسي "

بدو داديم: خلق " آدم " و نيروي  " نوح " و طاعت " يونس "

وقار و صولت " الياس " و صبر بي حد " ايوب "

بود فرزند تو يكتا -

بود دلبند تو محبوب -

سراسر پاك -

سراپا خوب...

(مهدی سهیلی)

 اول. سلام و عرض تبریک

دوم. می تونید اینجا متن کامل شعر رو ببینید

سوم. اگر تمایل داشتید  می تونید چکیده ای از این شعر زیبا رو  هم که با صدای یکی از هنرمندان مشهور(!!) به صورت دکلمه خوانده شده  اینجا بشنوید

چهارم. اسم اون هنرمند مشهور(!!) فوق الذکر هم هست: "شوق پرواز" !... البته در سن 5-6 سالگی که به مناسبت جشن میلاد پیامبر(ص) در منزل پدربزرگ مرحوم خوانده شده و فکر کنم بابتش طبق معمول همیشه ضمن تشویق و... چند صد تومانی (؟) هم نصیبش شده باشه!!() یادش بخیر!...( فقط خیلی کیفیت خوبی نداره و بعضی جاها هم این شوق پرواز کوچولوی بنده خدا خیلی توی حس میره و جوگیر میشه!...انشالله به بزرگواری خودتون می بخشید!)

پنجم. شرمنده همه دوستانم. مدتیه سرم خیلی شلوغ شده. بله بله درسته! به خاطر این پایان نامه از خدا بی خبر! هر روز صبح تا عصر- بلکه گاهی تا شب- دانشگاهم، اون هم در سه حالت: راه رفتن، دویدن و ایستادن!...و خلاصه وقتی می رسم خونه فقط باید به تیمار پاها و کمر محترم بپردازم تا فردا صبح بتونن دوباره زحمت بکشن ما رو این طرف و اون طرف ببرن! بنابراین خیلی فرصت سر زدن به اینجا نبوده...بازم خدا خیر بده به این مسئولان فلان فلان نشده(نشده؟!) دانشگاه که فعلا در یک تصمیم جالب انگیزناک کلا دانشگاه رو از 28 اسفند تا 15 فروردین تعطیل کرده و اجازه کار به کسی نمی دهند!...فقط با کلی خواهش و...اجازه داریم به نمونه های عزیز دل انگیز سر بزنیم...در حد دادن آب و غذا که مخلوقات خدا تشریف نبرن دیار باقی! القصه! فعلا شاید کمی سرمون خلوت بشه...اگه این خونه تکونی بذاره!!...فقط خدا به داد بعد از عید برسه!

ششم. راستی دو هفته ای هست که بابا عازم دیار یار شده! خوش به سعادتشون...احتمالا تا اواخر فروردین هم اونجا باشن...مدینه...دقیقا پشت بقیع!...عید امسال یه جوریه چون بابا نیست! ای کاش امسال عید همه اونجا بودیم! ولی خدا رو شکر که بابا الان اونجاست! امیدوارم سفر خوبی براشون باشه...خیلی خوب!

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت14:30توسط شوق پرواز |
امشب گرفته باز هم اين دل بهانه‌ات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

من كيستم كبوتر بي آشيانه‌ات
محتاج دستهاي تو و آب و دانه‌ات
نامت بزرگ مثل بلنداي كهكشان
هشت آسمان نشسته به ايوان خانه‌ات
از كوچه باغهاي نشابور رد شدي
با كوله باري از غم غربت به شانه‌ات
دل در مدينه عاشق روي تو شد ولي
از كوچه‌هاي توس گرفتم نشانه‌ات
تو استوار بودي و بشكوه مثل كوه
اما دريغ از تب تند زمانه‌ات
دست من و ضريح نگاه غريب تو
امشب گرفته باز هم اين دل بهانه‌ات 

 حيدر منصوري

 

سلام.

۱. فرارسیدن سالروز شهادت ثامن الحجج، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) رو تسلیت عرض می کنم.

۲. چقدر دلم هوس زیارت کرده این روزا! هوس گنبد طلا، صحن و سرا، پرواز کبوترا...نه... هوس ضریح و...نه! هوس امام رضا(ع)!

اینکه از این صحن به اون صحن و از این رواق به اون رواق بری و صفا کنی...ولی باز دلت آروم نگیره...تا برسی روبروی ضریح و تمام حرف های دلت،تمام کوله بار غمت...آب بشه و بریزه توی حدقه چشمت و چیکه چیکه از مژه هات بچکه روی چادرت!...

۳. نمی دونم چه سرّی هست که هرچقدرم روسیاه باشی انگاری یه وقتایی دلت کنده میشه واسه اینکه سرت رو بندازی زیر و بری تو حرم آقا و بگی غلط کردم و سیر گریه کنی! مثه یه پناهگاه امن...شرم می کنی ها! شرمنده ای ها!...اما انگار بازم می تونی بری! انگار بازم دلت می خواد بری!...از بس که رئوفه آقا! همه این خاندان همین طورن!...اما انگار اون حسی که توی این حرم دارم و حتی از راه دور یه جورای دیگه اس!...نمی دونم!

۴. داشتم فکر می کردم چرا توی این ایام که میشه گفت به نوعی ایام تذکره، تذکر برای توجه بیشتر به این خاندان، به جای اینکه دنبال شناخت و کسب معرفت و یه مقدار تغییر باشیم و یه کم حداقل فکر کنیم، اول از همه یاد حوائجمون می افتیم؟!...حالا اصلا فرض می کنیم حاجت هامون خیلی هم دنیایی نیستن همه شون یا اصل رو حوائج دنیایی قرار ندادیم و...

زشت نیست؟! نه اینکه حاجت داشتن و توسل پیدا کردن و...زشت باشه ها...یعنی...بگذریم!

۵. قسمت نشد همراه دوستان عازم زیارت بشم. یعنی یه جورایی دعوت نامه نصفه نیمه ای برام اومد...ولی شرایطش پیش نیومد و...!خوش به سعادتشون! ان شاءالله اونجا یادی از ما بکنن!

۶. این روزا خیلی گرفته ام. خیلی آشفته و خسته ام. سر از حکمت کارای خدا هم که مسلما درنمیارم! اصلا دارم هنگ می کنم!(فکر کنم از حال و هوای نوشته هام هم معلوم باشه!) می خوام ناشکری نکنم. می خوام غر نزنم. می خوام توکل کنم و رضا به داده بدم...اما...گاهی شده اصلا نفهمید چی به چیه! چی صلاحه و چی نه؟ و... خلاصه لطفا دعام کنین!

۷. از بس ایشون  این نوا رو گذاشتن روی وبلاگشون و تعریف کردن و...(جدا هم تعریف داره!) دل ما رو بردن! دوباره یه مقدار شوق پروازمون رو به یاد آوردیم! خلاصه نوای وبلاگ رو تغییر دادیم دیگه!

۸. ماه صفری دیگر گذشت...(عمر بگذشت به بی حاصلی و بلهوسی...)

 

+نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت1:34توسط شوق پرواز |
سلام من به مدینه...

بسم الله الرحمن الرحیم


 


سلام من به مدینه...به مسجد نبوی...سلام من به بقیع...

نه! سلام من به شما یا رسول الله!

دلم تنگ شده آقای من! دلم تنگ شده برای آن یک هفته ای که میهمان مدینه بودم...میهمان شهر شما! شهر پیغمبر!

برای دیدن گنبد سبزتان دلم تنگ شده...برای آن حال و هوا...

گرچه حقیقتا قدر ندانستم ...و چون رویایی شیرین در حال بهت و ناباوری گذشت!

و چه قول ها که ندادم و چه حرفها که نزدم و...فراموش کردم!

دلم هوایی شده آقا جان!

اما می ترسم! نگرانم!...شاید هم شرمنده ام!...

دلم هوای صحن و سرا و گنبد کرده است یا...؟!

می خواهم باز هم پا جای پای پیامبرم بگذارم و در هوای شهر و دیارش نفس تازه کنم و...باز هم...؟!

یا حضرت رحمت للعالمین! چه کند این پیرو سر به هوا و فراموش کار و خاطی؟!

چه کند؟...

دلم گرفته امشب!...

"...یا ابانا استَغفِرلَنا ذُنوبَنا إنّا کُنّا خاطِئین" *...

 

...هاتفی از خلوت لاهوتیان

آمد و رو کرد به ناسوتیان

گفت: خداوند علیم و غفور

کرد درین آینه از بس ظهور

تاب نیاورده و از پا نشست

آینه از فرط تجلی شکست

 

ذکر مَلَک شد پس از آن از مِحَن

یا حسن و یا حسن و یا حسن **

 

آقا جان! یا حسن بن علی(ع)!

آنقدر غریبید که نمی شود چیزی گفت...فقط باید سر به دیوار بقیع گذاشت و بی صدا گریه کرد!

 

تسلیت عرض می کنم.

دعا کنید انس مان با اهل بیت بیش از پیش شود بلکه از این قفس های خودساخته رها شویم!



پاورقی1. *. آیه97 سوره یوسف(درخواست برادران حضرت یوسف از حضرت یعقوب و پاسخ حضرت...) و **. آسمانیها-محمدعلی مجاهدی(پروانه)

پاورقی2. قسمت نبود اسمم برای عمره دانشجویی دربیاد. می دونم که صلاح هم نبود!... خوش به سعادت اونهایی که از چند روز دیگه بار سفر رو می بندند. ای کاش حواسشون رو خیلی خیلی خیلی جمع کنن و فراموش نکنن اون حال و هوا رو! اون حرف ها و تصمیم ها رو! ای کاش بهتر از من بفهمن...ای کاش!...

+نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت2:13توسط شوق پرواز |
انت الذی احسنتَ...انا الذی اسَاتُ...

بسم الله الرحمن الرحیم






لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من المستغفرین
لا اله الا انت سبحانک انی...


التماس دعا


پ.ن: باز هم توصیه می کنم نوای وبلاگ رو گوش کنید! شاید کمی از پاکی و معصومیت بچگی یادمون اومد و...
+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت13:18توسط شوق پرواز |
وقت زیارت است مرا هم شهید کن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

...امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم         تا گنبد طلایی تو پرواز می کنم

  

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته،به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی واین همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند       امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

 

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دلشاد می شوم

یکبار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام              جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

  

هرگز زعشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دلتنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن     وقت زیارت است مرا هم شهید کن

(علی صالحی)

  

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

*** 

اول. سلام. به سلامتی و دل خوش به نظر می رسه دوران ترک اجباری بنده بسر آمد! اگه می دونستم مشکلات اینترنتی ما امروز حل خواهد شد این همه خودکشی نمی کردم برای دو خط پی نوشت نوشتن توی پست قبل!!!

دوم. عیدتون مبارک. انشالله دوران هجران و دوری از خیلی چیزای مهمتر از نت هم هرچه زودتر بسربیاد! و انشالله عاقبتمون ختم بخیر بشه!

سوم. چند وقتیه خیلی خیلی اتفاقی مشتری اینجا شدم! قبلا بارها به سایت سر زده بودم اما اینجا رو ندیده بودم. خیلی اتفاقی توی سرچ کردن پیدا کردم و مشتری شدم فعلا! و چون به نظرم مباحث مربوط به "نماز" خیلی خیلی مفید و جالب بودن همه رو داخل یه فایل ورد کپی پیست کرده کمی مرتب کردم و بعنوان عیدی اینجا میذارم!(البته عیدی ای که... یه نفر دیگه سخنرانیش رو کرده یه نفر دیگه نوار رو پیاده کرده و روی سایت گذاشته شوق پرواز هم سرهم کرده و یه کم بهش رسیده و گذاشته اینجا!!...) به هرحال امیدوارم بخونید و عمل کنید و لذت ببرید و دعا کنید شوق پرواز هم عمل کنه و لذت ببره! ان شاء الله خداوند رحمان و رحیم بحق این شب و روز عزیز و بحق امام هشتم(ع) کمکمون کنه که از نمازگزاران محسوب بشیم! (اینم از فایل...اگه حجم این پست زیاد شده اطلاع بدهید فکری بنماییم!)

Namaz
Get your own at Scribd or explore others:
 
پی نوشت. راستی همین الان متوجه شدم این پست٬ پست ۱۱۰ ام وبلاگ شوق پروازه...اونم به نام فرزند بزرگوارشون و ذکر نماز! ...
پی نوشت ۲. فکر کنم دوستانی که توی سایت بالایی عضو نباشند نمی تونند فایل رو دانلود کنند. بنابراین فایل رو مجددا اینجا آپلود کردم(البته عضویت در سایت هم راه دیگه است!!)
 
التماس دعا
 
+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت0:56توسط شوق پرواز |
ايها الناس إنّه قد أقبل إليكم شهر الله...

 

بسم رب شهر رمضان

سلام

 

 

حکایت!

احتمالا داستان آن فرد ناشنوا رو که تصمیم داشت به عیادت یکی از آشنایان بره شنیدید؟ همون که در خلوت خودش تصمیم گرفت ناشنوا بودنش رو مخفی کنه و جواب هایی برای سوالات احتمالی آماده کرد و...در نهایت نتیجه اش شد اینکه ناخواسته از مردنِ فرد بیمار ابراز خرسندی کرد و حضرت عزرائیل رو پزشکی ماهری دانست و...کتک مفصلی نوش جان کرد!

و اما... دیروز در کتاب المراقبات(البته اگر دوستان دوباره خرده نمی گیرند، گزیده المراقبات!) خواندم که از اول ماه مبارک رمضان ملکی ندا می کنه که آهای مومنین و مومنات! ماه میهمانی خدا شروع شد و درهای رحمت رو باز کردند و.... نوشته شده بود شایسته است که در پاسخ از این ملک سپاسگزاری  کنیم و... به طرز شایسته ای به منادی پاسخ بدهیم...

(روی نت فقط تونستم کتاب المراقبات رو به زبان عربی پیدا کنم. + صفحات 135 و 136)

خلاصه نمی دانم چرا به یاد حکایت ذکر شده افتادم!!

امان از ناشنوایی!...نمی دانم! یا هنوز به دردمان پی نبرده ایم و در بی خبری بسر می بریم، یا به آن خو کرده ایم و غافلیم ... یا سعی در مخفی کردنش داریم ...خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند!

در جواب منادی که نمی توانیم بگوییم: "...انّنا سمعنا منادیا ینادی..." و...! چرا که فعلا الحمدلله در نهایت خوش بینی جز صدای اذان که بیشتر بانگ افطار است تا بانگ نماز (!) و انواع و اقسام موسیقی تیتراژ سریال های ماه مبارک و... چیز دیگری نمی شنویم! اما می توانیم ادب کنیم، سپاسگزاری کنیم و پاسخ دهیم...(الحمدلله خودشان از وضعیتمان مطلع بوده اند و مثل همیشه بزرگواری کرده تقلب رسانده اند!) باشد که ... ما هم از شنوندگان شویم!

آهای توجه! کمی تامل! فلسفه روزه داری چیست؟!!

در همان کتاب خواندم که روزه دارن از لحاظ خورد و خوراک چند دسته می شوند...

جالب ترین دسته! آن بود که فرد مالش را یقینا از راه حلال به دست آورد(خودش خیلی حرف است!) اما سفره اش چرب و نرم و اهل اسراف و تبذیر و بریز  و بپاش باشد و سفره های رنگارنگ و...آن چنانی! بیان شده بود که بهتر است گفته شود این افراد همانند دسته ای هستند که مالشان را از راه حرام بدست آورده اند!! اینان فرمانبردار نیستند! (همان.صفحه 129)

میهمانی سخت می شود!!

در حدیث معراج آمده است:

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) [در شب معراج] پرسيد: خداوندا! برترين و اولين عبادت چيست؟ فرمود: آغاز عبادت، روزه و سكوت است. عرض كرد: پروردگارا! اثر روزه چيست؟ فرمود: روزه باعث پديد آمدن حكمت است و حكمت موجب شناخت و شناخت موجب يقين است، پس هرگاه كه بنده به مقام يقين رسيد، در بند سختى يا آسانى زندگى نيست...

اى احمد! هيچ عبادتى نزد من از سكوت و روزه محبوبتر نيست. پس هر كس كه روزه بگيرد و زبان خود را حفظ نكند مثل كسى است كه به نماز بايستد ولى چيزى نخواند. پس به چنين نمازگزارى فقط پاداش بپاخاستن او را می دهم ولى پاداش عبادت كنندگان را به وى نخواهم داد.

میهمانی سخت شد ها! باز به گرسنگی حداقل می شد سحر و افطار جبرانش کرد(!)، با زبان و...چه بکنیم؟!!

و مُنَّ عَلَينا بِطاعَتِهِ و رِضاهُ...

همچنین ذکر شده است که مهم ترین دعاها برای ولی عصر حضرت بقیه الله(عج) در شب و روز ماه رمضان عبارتست از:

اللّهمّ اَرِنا و فی بَيتِهِ و شيعَتِهِ و رَعِيَّتِهِ و عامَّتِهِ و خاصَّتِهِ ما يَأمَلُ و فی أعدائِهِ ما يَحذَرونَ و مُنَّ عَلَينا بِطاعَتِهِ و رِضاهُ و ألحِقنا بِشيعَتِهِ المُقَرَّبينَ و أوليائِهِ السّابِقينَ و صَلَّ عَلَيهِ و عَلی آبائِهِ الطّاهِرينَ بِجَميعِ صَلَواتِکَ يا أرحَمَ الراحِمينَ.

خداوندا آنچه را که امام زمان برای خود و خانواده و شیعیان و امت و عموم فرمانبران و خواص دوستانش آرزو می کند و آنچه را دشمنانش از آن می ترسند، (تحقق ببخش) و به ما نشان بده و بر ما منت بگذار که بتوانیم در جهت طاعت و رضایت او گام برداریم و ما را به شیعیان مقرب و دوستان سابقه دارش ملحق کن و بر او و پدران بزرگوارش با تمام درودهایت درو فرست. ای ارحم الراحمین.

 

حلول ماه ضیافت الله رو تبریک عرض می کنم.

امید که میهمان خوبی باشیم و سعی کنیم از میهمانی امسال استفاده بیشتری ببریم!

التماس دعا

 

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت7:12توسط شوق پرواز |
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آقا سلام!

.........

...نمی دانم چرا این روزها دستم به قلم نمی رود؟!

گویا حتی سیر نزول کلمات هم بر دل و قلم ام متوقف شده است!

این روزها همه از انتظار و اشتیاق می گویند! از فراق می نالند! همه نوشته ها ختم می شوند به:

"خدا کند که بیایی"

بعضی هم حال و هوای نوشته هاشان حال و هوای اعتراف است و اقرار!

اقرار به اینکه تا کنون منتظر نبوده ایم! خود مانع خاتمه این غیبت کبری بوده ایم! ما غایب بوده ایم! و...

 

اما من!...

نمی دانم چه بگویم آقا!

من و انتظار؟! من و چشم به راهی؟!...

چه بگوید و چه بنویسد آنکه حال و هوای این روزهایش هم اعتراف است و اقرار...هم اشتیاق و انتظار؟!
هم نیازمند گوشه چشم و دست نوازش است و...هم شرمنده از نامه اعمال!

هم محب است و...منتظر!...هم غافل و فارغ!...

 

انگار ما یاران خوبی نیستیم آقا! که خود ندای "هل من ناصر" دلمان بلند است و گوش هامان سنگین سنگین!

اما آقا جان...

......................

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!

باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....

 

آقا ببخش!

می خواستم بابت میلادتان تبریک بگویم! که سر از اینجا در آوردم! شرمنده!

 

میلادتان مبارک!

 

آیا می شود بخواهیم که...ما را در این وانفسای آخرالزمان دریابید؟

ادرکنا!

 

 

*. مطالب مرتبط وبلاگ:

بغض نوشت!!!

بهار در راه است...

فمعکم معکم لا مع غیرکم...(یادش بخیر پارسال این موقع کجا بودیم؟ مهمان برادر امام رضا(ع) و شهدای طبس!...و در راه مشهد مقدس!)

گل نرگس تولدت مبارک!

 

**. سلام! عیدتون مبارک! ان شاءالله که مهدوی باشید!

 

***. به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مقادیری عیدی روی وبلاگ قرار داده بودم ...که الطاف کثیره بلاگفا شامل حالش شد و از صحنه روزگار محو گردید!

به هر حال اگه دلتون خواست اسکرین سیور زیبایی از مسجدالنبی، مسجدالحرام ، مسجد شجره و...روی سیستم تون داشته باشید می تونید سری به این سایت بزنید:

http://www.3dmekanlar.com/sites.html

 

****. توی این ایام عزیز وبلاگ ما هم داره دوسالش تموم میشه! خیلی دلم می خواد بدونم این دو سال از دید دوستانی که همراه بودن چطور گذشته؟ خیلی دلم می خواد بدونم نظراتتون چیه؟!

 

*****. امشب دعا کنیم برای فرج...ان شاء الله که فرج خودمون هم درش باشه!...

و نهایتا امیدوارم توی این شب عزیز ما هم از دعای خیرتون بی نصیب نمونیم...

 

در پناه حق

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت18:29توسط شوق پرواز |
ادرکنی!

 

هوالرحمن

 

 

 

بدا به حال من آقاجان!

نكند كه تو مهربان پدر، باشي! از پدر هم بر من دلسوزتر! نه غايب، كه در همين كوي و برزن!... حاضر باشي!...

و من ...يتيم!؟

 

آقا جان!

گرفتار بد غيبت كبرايي شده‌ام!

راهي براي ظهور هست؟!

قرار بود منتظر باشم تا بياييد

قرار بود چشم به راه باشم...

قرارمان اين نبود!

شرمنده‌ام..............................

 

آقاجان!

چه كنم؟!

مي‌دانم كه خودم بد كرده‌ام

خودم حجاب بر حجاب افزوده‌ام!

اما...

 چشم اميدم به دستان مهربان شماست!

 

ادركني!

 

 

سلام

شرمنده مي‌دونم عيده و...ولي حال و هواي فعلي دل من در حال حاضر مثه اين نوشته و اين نواست(نواي وبلاگ)

اعياد شعبانيه رو هم خدمتتون تبريك عرض مي كنم

 

بعدا نوشت:

 

السلام علی الحسین(ع)

و علی علی بن الحسین(ع)

و علی اولاد الحسین(ع)

و علی اصحاب الحسین(ع)

 

التماس دعا

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت11:36توسط شوق پرواز |
آماده بيعت مجدد هستيم؟!...

هوالرحمن

سلام

 

در بخشي از حديث معراج چنين آمده:

 

اي احمد! من دنيا و اهلش را دشمن و آخرت و اهلش را دوست مي‌دارم.

-          خداوندا! اهل دنيا كدامند و اهل آخرت كدام؟

 

اهل دنيا كسي‌ است كه:

زياد بخنند و زياد بخوابد و زياد خشمناك شود و كمتر راضي باشد

و به هر كس بدي كند، از او معذرت نخواهد و هر كس از او عذرخواهي كند قبول ننمايد

هنگام طاعت خداوند كسل است ولي هنگام ارتكاب گناه شجاع و جري

آرزوهاي دور و دراز دارد، در حاليكه مرگش به وي نزديكتر است

از نفس خود حساب نمي‌كشد

زياد حرف مي‌زند ولي نفعش به مردم كم است

از خدا نمي‌ترسد ولي هنگام مشاهده غذا شاد و خندان مي‌شود!

اهل دنيا هنگام رفاه و وسعت رزق خداوند را شكر نمي‌كنند و در مقابل بلايا نيز صابر نيستند

خود را با كارهايي كه بدان عمل نمي‌كنند تعريف مي‌كنند

و مردم را به چيزهايي دعوت مي‌كنند كه خودشان ندارند

و بدي‌هاي ديگران را به رخشان مي‌كشند

در وجود آنها جهالت و حماقت است و در مقابل كسي كه به آنها تعليم مي‌دهد تواضع نمي‌كنند!

و هم در نفس خود، خود را عالم مي‌دانند در حاليكه در نزد عرفا جاهلند!

***

و اما اهل آخرت:

سيماي آنها نرم و مهربان است

حيايشان زياد است

كمتر حماقت دارند

به مردم نفعشان زياد و مكر و كيدشان كم است

مردم از جانب آنها در امانند ولي خود آنها از مردم رنج مي‌برند!

سخنانشان سنجيده و حساب شده است

هميشه از خود حساب مي‌كشند، به نفس خويش رنج مي‌دهند و آن را سرزنش مي‌كنند

چشمانشان مي‌خوابد ولي دل‌هايشان بيدار است

اغلب از خوف خدا گريه مي‌كنند و هميشه به ذكر خدا مشغولند

در اول استفاده از نعمت به خدا حمد مي‌گويند و در آخر هم شكر مي‌كنند

هميشه دعاي آنها به سوي خداوند صعود مي‌كند و سخنان‌شان مسموع مي‌باشد...

حتي به مدت يك چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نيستند

نه به طعام زياد علاقه دارند و نه به زياد حرف زدن و نه به زيادي لباس!

به كساني كه از آنها روگردان شوند كرم مي‌كنند، و هر كس بر آنها رو آورد محبت بيشتر مي‌نمايند...

 

 

و اما...

بعثت....

نبوت......

خاتم الانبياء.......

آخرين پيامبر........

اسلام.........

مسلم..........

مومن...........

 

چي بنويسم؟... چي بگم؟!...

چي دارم كه بنويسم؟

مخصوصا بعد از توصيفات بالا...چي مي تونم بنويسم؟!...

 

بهتره فقط بگم:

عيدتون مبارك!

فرارسيدن سالروز آغاز رسالت حضرت رحمة للعالمين(ص) مبارك!

 

 

آماده بيعت مجدد هستيم؟!...

 

التماس دعا

 

پ ن ۱. « اي عيسي!...

به تو توصيه مي كنم كه آقاي پيامبران و حبيب من محمد را بشناس. او نامش احمد و صاحب شتر سرخ مو مي‌باشد و رويش بسيار درخشان است. قلبش پاك و سخت گير و بنده گرامي من است. چون او رحمت براي مردم جهان مي‌باشد. او گرامي‌ترين كساني كه قبلا بوده‌اند و نزديكترين پيامبران بر من مي‌باشد. او بي‌سواد و از نسل عرب است. دين مرا در ميان مردم اشاعه مي‌دهد. در جهاد براي دين من، صبور است...

او محمد رسول خداوند به سوي مردم و همه اهل زمين مي‌باشد و از همه مردم از حيث منزلت و مقام به من نزديكتر و قبول شفاعت او بر من واجب است.

پيامبري برايش مبارك باد و خوشا به حال امت او اگر آنها به طريق دين محمد مرا ملاقات كنند...»

(كليات حديث قدسي- باب دهم)

 

پ ن۲. الهی شکر! صدمین پست وبلاگ هم در این شب عزیز ثبت شد! عمر چه زود می گذره! ان شاءالله که حداقل چندتایی از این صد پست مفید بوده باشن! 

 

پ ن۳. + اینجا هم مدتی ست به روز شدیم!

 

+نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت20:22توسط شوق پرواز |
در ساعتی شگفت مکعب شکست وبعد...

 

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومى‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مى‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

(آيه 21 سوره مباركه حشر)

 

 

پس كعبه حق دارد اگر فروريزد، اگر متلاشي شود...

تجلي قرآن، قرآن ناطق در حال نزول است!

پس چرا نشكافد؟!

 

اما نه! كعبه حسابش از ديگران جداست! از سنگ‌ها و كوه ها و...

چرا كه از روز اولِ خلقتش، دست و نفس انبيا و اولياء خداي رحمان را به خود ديده و استشمام كرده است. با صداي بال‌هاي ملائك طواف كننده آشناست! تحفه اي بهشتي در خود دارد و...

چه مي‌گويم! اصلا خانه خودش است! خانه خداست!

 

شايد بايستي پناهي باشد براي جبال و ارض و سماء! شايد فقط اوست كه مي تواند تاب بياورد اين اتفاق عظيم را! و شايد...

 

پس چرا نشكافد؟!

 

علي(ع) در خانه خودش متولد مي‌شود...و كعبه با آن همه عظمت و استقامت در برابرش خشوع مي‌كند و مردم شاهدند سجده فرش و عرش را خضوع و خشوع عالم را در برابر مقامش...

ديدند...مقامش را...شنيدند...دستش را در دست نبي ديدند...كلامش را شنيدند...اما...نديدند! نشنيدند! نفهميدند!...

و شايد هنوز...نديديم...نشنيديم...نفهميديم!

 

 

ولادت مولاي متقيان حضرت اميرالمونين علي(ع) بر همه شيعيان و محبان حضرتش مبارك

 

ان شاءالله ما هم بتوانيم شيعه بودن و شيعه ماندن رو تجربه كنيم!

  

روز پدر رو هم خدمت همه پدران زحمتكش، دلسوز و مهربان بويژه پدر بزرگوار خودم تبريك عرض مي كنم. انشالله كه همواره سالم، خدايي، موفق و سربلند باشن!

 

 

التماس دعا

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت17:40توسط شوق پرواز |
به نت بازمیگردیم!+ شب آرزوها+ یک فایل شنیدنی

 

هوالرحمن

سلام

 

اول. بازگشت خودم رو به دنياي مجازي تبريك عرض مي كنم! دوستان اين يكي دعا رو ديگه از ليست دعاهاتون خط بزنيد!!! الحمدلله مودم سلامتي خودش رو بدست آورد و... !

 

دوم. امشب شب آرزوهاست! ليلة الرغائب

سري به دفتر خاطراتم زدم...يادش بخير... چقدر قشنگ!

دو سال پيش خواسته هام رو توي شب آرزوها ليست كرده بودم كه اين قسمتش خيلي برام جالب بود !:

... خدایا ! دلی نورانی , فکری روشن , سینه ای باز می خوام !

خدایا ! محبتی پایان ناپذیر , عشقی بی حد و حصر , پاک و حقیقی می خوام

خدایا ! سفر به خونه خودت رو می خوام !

خدایا ! موفقیت و عاقبت بخیری می خوام در این دنیا و اون دنیا ....

 

و سال بعد سفر به خونه خودش رو قسمتم كرد خداي رحمان! در شرايطي كه اين فقط برام يه آرزو بود و شايد خيلي هم به زبان نياورده بودمش!...

خدايا! شكر! ممنونم...

 

امشب همه با هم زمزمه كنيم:

اللهم عجل لوليك الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه

 

و بخواهيم:

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک

اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی

اللّهمّ لا تُمتني ميتةً جاهليّةً ...

 

و دوباره ليستي از آرزوهامون تهيه كنيم! فقط دقت كنيم موقع نوشتن...كه همه چيز ثبت و ضبط ميشه!...

سوم. ان شاء الله اگه توفيق داشتيم و اعمال اين روز رو بجا آورديم و استفاده كرديم، خلاصه حال خوشي داشتيم...همديگه رو هم دعا كنيم.

 

چهارم. توي اين ايام بي مودمي و حضور فعال در دانشكده و... چند تا فايل سخنراني از سايت دانشگاه گرفته بودم...

يكي از اين فايل‌ها مربوطه به سلسله مباحثي با موضوع ازدواج ، خواستگاري و آشنايي‌هاي پيش از ازدواج ...اسم سخنران رو هم فعلا نميگم!

اتفاقا اين جناب آقاي سخنران از اساتيد دانشگاه خودمون هستن و احتمالا دوستان اصفهاني هم مي‌شناسنشون...ولي خب نمي‌دونم چرا نه پاي سخنراني‌هاشون خيلي مي‌رفتم، نه خيلي دنبال بودم كه چي بود و چي شد...! اما اين بار اين فايل رو دو سه بار گوش كردم! به نظرم خيلي جالب بود! و نكات زيادي داشت كه فكر مي كنم بايد همه دوستان بويژه دوستان مجرد حتما حتما حتما بشنون!

حرفهايي كه شايد تازگي‌ها راجع بهشون توي جامعه خيلي كم صحبت ميشه يعني همه چيز مدرن شده و ديگه اين طور حرف زدن صحيح به نظر نمي‌رسه انگار! ...اما من تقريبا با 99 درصدشون موافق بودم!

اونم به خاطر همون ديده‌ها و شنيده‌ها و درد دل‌ها و مصاديق و نمونه‌هايي كه توي مورد هشتم پست قبلي هم بهشون از سر ناراحتي اشاره‌اي كرده بودم و بعد هم حذفشون كردم!

به همين خاطر تصميم گرفتم فايل رو روي نت بذارم و خواهش كنم همه تون دانلود كنيد و بشنويد! هم آقايون هم خانم‌ها! شايد متوجه شديم يه جاهايي از كارهامون اشتباهه و خودمون نمي‌بينيم و حس مي كنيم خيلي كارمون درسته!

 

کلیک کنید (بخش اول)

کلیک کنید (بخش دوم)

 

(خودمو كشتم تا اين فايل رو آپلود كنم...چند تا سايت رو امتحان كردم نشد!...خلاصه مجبور شدم علاوه بر كم كردن حجمش دو قسمتش كنم...سايت درست و درمون واسه آپلود فايل هاي يه كوچولو(!) بزرگ سراغ ندارين؟!)

البته چند تا تذكر هم لازمه:

  1. حوصله كنيد و تا آخرش رو كامل بشنويد! خلاصه پيش داوري و...هم ممنوع!
  2. اميدوارم يه دوره لهجه اصفهاني ديده باشيد! اگه بعضي اصطلاحات و...توضيح خواست در خدمتيم! در حال حاضر هم احتمالا ذوق زده شده ايم و شبانه روز آنلاين مي‌باشيم!!!
  3. اگه شنيدين و تمايل داشتين نظرتون رو هم اينجا بنويسين !

 

پنجم. اگه دوست داشتين هر از گاهي اين فتوبلاگ ما رو هم از غربت دربيارين! خیر از جوونی تون ببینین !!

 

التماس دعا



پي نوشت همراه با گريه!!!.
بعد از كلي مشكل و...از مدتي پيش تعداد زيادي از عكس ها و فايل هاي وبلاگ و همه عكس هاي فتوبلاگم رو روي گوگل پيجز آپلود كرده بودم ...حتي عكس بالاي وبلاگ و همين فايل اخير و... كه نمي دونم چي شد كه اين يكي دو روزه همه اش ارور ميداد و...حالا هم همه شون پاك شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امان از اين دنياي نت و وبلاگنويسي و...الان واقعا قاطي كردم!!! خيلي تعدادشون زياد بود!
انصافا اگه سايت درست و حسابي واسه آپلود مي شناسين كه از اين مشكلات جور واجور نداشته باشه معرفي كنين! ببينم چه بايد بكنم! پرشين گيگ هم فايده اي نداشت كه مهاجرت كرده بودم اينجا!

احتمالا الان نمي تونين ديگه فايل رو دانلود كنين شرمنده!
انشالله يه فكري مي كنم!

 
پی نوشت دو همراه با مقادیری آرامش!
با تشکر از این همه پیشنهاد و کمک و...(!!!) فعلا با پرشین گیگ تا حدی مشکلی که پیش اومده بود رو برطرف کردم!
فایل های سخنرانی رو هم یه جا(!) آپلودشون کردم چون توی پرشین گیگ آپلود نمی شدن و...! (خیلی عجیبه! چون مشکل سرعت ندارم٬ حجم فایل ها هم زیر ۱۰ مگه! من که سر درنمیارم!) امیدوارم دیگه مشکلی پیش نیاد!
فکر کنم الان مشکلی برای دانلودشون نباشه! ان شاءالله!
 
پی نوشت همراه با.
ولادت حضرت جوادالائمه(ع) رو خدمت همه دوستان تبریک عرض می کنم.
 
التماس دعا

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت13:4توسط شوق پرواز |
این الرجبیون؟!

هوالرحمن

 

سلام

     1. انصافا توي خلوت خودمون و خدا، عكس العملمون در مقابل اين سوال(سوال بالايي) چيه؟ مي تونيم توي اين ماه عزيز حاضري‌مون رو بزنيم؟!

يا نه؟...!

 

     2. فرا رسيدن ماه رجب رو خدمت همه رجبيون تبريك عرض مي كنم. ( نگران نباشيد! خدمت خودم و شما هم تبريك عرض مي كنم! انشالله ما هم از رجبيون بشيم! )

 

     3. ولادت با سعادت امام محمد باقر(ع) رو هم تبريك ميگم و همچنين تسليت عرض مي كنم بابت شهادت امام هادي(ع)

 

     4. ضمنا روز قلم رو خدمت همه قلم بدستان و اهالي قلم تبريك ميگم و ..............روز ماليات رو بايد تبريك گفت يا تسليت ؟؟؟!!!

 

     5. همينه ديگه! وقتي آدم در دوران بي مودمي و...بسر ببره و به نت دسترسي نداشته باشه و...مجبور ميشه براي جبران تاخيري كه داشته تقويم رو باز كنه و...!!

 

     6. گفتم بي مودمي! راستي هنوز اين مشكل ما برطرف نشده! البته در اين ماه مبارك دعا بفرماييد انشالله كم كم رفع ميشه!

 

     7. داشتم با خودم فكر مي كردم چرا اينقدر كه به اين ارتباط مودم ‌ناك(!!) و ارتباط با اين دهكده جهاني ! و...وابسته شدم، اينقدر كه برام اهميت پيدا كرده، حتي چند روز محروم شدن ازش برام سخته و...

اون ارتباط مستقيم و ساده، در دسترس و پر سرعت، كه از بزرگان گاهي شنيديم نياز به سيم داره (همون كه ميگن بايد سيمت وصل بشه! ) اما تا حالا صحبتي از مودم و غيره و ذلك نبوده(! )، همون ارتباطي كه اينقدر در دسترس و همگانيه كه يوزرنيم و پسوردهاش رو همه جا مي توني پيدا كني!، نامحدوده نامحدوده و...

چرا اون ارتباط برام اينقدر مهم نيست؟!!!!!!!!!!

چرا استفاده نمي كنم؟!!!!

 

انگاري همه كارهامون مشكل داره!

 

8.    ( با عرض پوزش از دوستان گرامی بهتر دیدم که این قسمت رو حذف کنم! فقط کلا ای کاش همه مون رفتار و اعمالمون خدایی تر بود همین! مختصر و مفید!)

 

 

 

 

 

     9. در اين ايام عزيز ما رو هم فراموش نكنين


 

 

التماس دعا

+نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت11:40توسط شوق پرواز |
جبران مافات!...عید مبارک!

هوالرحمن

 

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

 

(قابل توجه  استاد گرامی زیباترین شکیب)

 

 

اول. میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) رو با کمی تاخیر! تبریک عرض می کنم

 

دوم. روز زن و روز مادر رو هم همچنین!

 

سوم. اون تاخیر ذکر شده و کلا همه بدبختی های این روزهای اینجانب بابت آپ کردن وبلاگ و دسترسی به نت و...زیر سر این سیستم و شرکت محترم «...» است!! امید که یا ما به راه راست هدایت بشیم یا اونها که اینقدر ما رو اذیت نکنن!! آمین!

چهارم. پریروز رفته بودم دانشگاه . چشمم به در و دیوار (بالاخص در و دیوار مصلای الغدیر) بود که ببینم مراسمی جشنی چیزی احتمالا درنظر گرفته نشده ...

بالاخره چشمم افتاد به یه سری پوستر و مقوا و...:

 

روز زن و روز مادر مبارک

میلاد حضرت زهرا(س) مبارک

به همین مناسبت:

جشنی ویژه برادران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در...برگزار می گردد!!

...

 

پنجم. امان از مجالس مولودی و مولودی خوانی و خوانندگان زن مذهبی!! داخلی که با صدای خود برادران داخل کوچه و خیابان را هم به فیض کثیر رسانده و به هنر موسیقی جهت مستقیم می دهند!!

 

ششم. راستی مجلس شادی از نظر اسلام چطور باید باشه؟ مجلسی که بشه ازش استنباط مجلس شادی رو داشت اما گناهی درش رخ نده؟ تا حالا چند نمونه از این مجالس دیدین؟!

 

هفتم. چرا روز ولادت حضرت زهرا (س) خیلی چیزی برای گفتن نداریم؟! یعنی انگار عمده شناختمون راجع به ایشون مربوط میشه به فاطمیه و همون ماجراها ...بعد یا مجبور میشیم توی این روز دوباره گریز بزنیم به همون ها یا مثل دکتر شریعتی نهایتا بگیم ایشون دختر پیامبر (ص) بودن ، همسر حضرت علی(ع) بودن و...نه همه اینها بودن و همه اینها حضرت فاطمه (س) نبودن که فاطمه ، فاطمه است!

خب؟!...قراره ایشون رو بعنوان یه بانوی مقدس معرفی کنیم که امکان تکرار شدنشون نیست؟ یا یه بانوی بزرگوار و بی نظیر که باید توی زندگی هامون ملموس تر باشن، حضور بیشتری داشته باشن...و شاید نشه فاطمه(س) شد، اما میشه فاطمی شد؟! میشه فاطمه گونه شد!

 

هشتم. به نظرتون اگه در روز ولادت اهل بیت(ع) خدای نکرده عزادار یکی از آشنایان باشیم، شادی بر حضرات ارجحه یا عزاداری ...؟ آیا اشتباهه بگیم اگه به شادی اهل بیت شاد باشیم(بدون گناه و...) روح مومن از دست رفته هم شادتر خواهد بود؟!...

 

نهم. اینم  ۲ تا از هدایای شوق پروازی (از نوع خوراکی) به مادرهای عزیز بویژه مادر دوست داشتنی خودم:

(ضمنا سفارشات هم پذیرفته می شود!)

 

 

 

***

 

 

 

دهم. انشالله  زندگی هامون بیشتر رنگ و بو و جهت فاطمی شدن داشته باشه

 

التماس دعا

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت18:47توسط شوق پرواز |
امشب آسوده بخواب مدینه...

هوالرحمن

 

امشب آسوده بخواب مدينه...آسوده بخواب!

ديگر كسي مزاحم روياهايت نخواهد شد!

آسوده بخواب كه امشب ديگر صداي گريه نمي‌آيد...

 

نه اينكه فكر كني همه چيز فراموش شده

و ديگر كسي نيست تا با اشك‌هاي خود اين شب طولاني را سحر كند...نه!

امشب به جاي او همه مي‌گريند...همه عالم!

 امشب علي(ع) مي‌گريد...بجاي زهرا(س)...اما نه همچون او...

 

دل‌هايي كه در خود ماوا داده‌اي امتحان خود را پس داده‌اند!

ثابت كرده‌اند كه مي‌شود از سنگ هم سخت‌تر بود ! كه پاره‌اي سنگ‌ها نيز در برابر خداوند هيچ ندارند...حتي سختي!

«...كه دل‌هايتان چون سنگ يا سخت‌تر از آن شد چه آنكه از پاره‌اي سنگ‌ها نهرها بجوشد و برخي ديگر از سنگ‌ها بشكافند و  هم آب از آن بیرون آید و پاره‌اي از ترس خدا فرود آيند...»*

دل‌هايي كه امتحان خود را بارها پس داده‌اند، آيا با اشك‌هاي علي(ع) نرم خواهند شد؟!

 

پس...

آسوده بخواب كه امشب زهرا(س) خاموش مي‌شود

و علي(ع) دلي عميق‌تر از دل چاه نمي‌يابد...

امشب علي غريبانه و مظلومانه مي‌گريد!

و بدا به حال دل‌هايي كه از دل چاه كمترند!

 

راستي هنوز صداي غربت در عالم طنين افكن است...

ما با زهرا(س) و فرزندش (عج) چه كرده‌ايم؟!

 

خداي زهرا(س)

از اين همه خواب غفلت خسته‌ايم.

بحق زهرا(س)

ما را نعمت بيداري عطا بفرما!

 

  

...زیبایی مدینه به غیر از بتول نيست

بي مهر او نماز دو عالم  قبول نيست

می پرسم از شما که رسولان غیرتید

زهرا (س) مگر خلاصه ي جان رسول نيست ؟

گيرم ولايت علي (ع)  از ياد برده ايد

آيا غدير و دست محمد (ص) قبول نيست ؟

آخر اصول عشق مگر چيست جز ولا ؟

آيا مگر حديث ولا از اصول نيست ؟

مهر علي (ع) ست روزي هر روز  مهر و ماه

وقتي چراغ ، فاطمه (س) باشد ، افول نيست

جبریل را به مرقد مولاي عاشقان

بي رخصتش هر آينه ، اذن دخول نيست

 

الله اكبر از تو كه الله اكبري

اي مادرپدر كه پدر را تومادري

 

زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول

با نام تو مدینه مدینه ست یا بتول

ای  مردمی که زایر راز مدینه اید

آه اي مجاوران حرم حج تان قبول

اينجا كنار حجره ي پيغمبر خدا

آيينه خانه اي ست پر از تابش اصول

آيينه اي كه ماه در آن مي كشد نفس

آيينه اي كه مهر در آن مي كند حلول

دربین ماه های خدا چون تو ماه نیست

ای بین فصل هاي خدا بهترين فصول

اينجا نماز خانه ي مولا و فاطمه (س) ست

اينجاست خانه ي علي (ع) و خانه ي رسول

 

زهرا شدی که نام علی (ع) را علم کنی

پنهان شدی که هر دو جهان را حرم کنی

 

شب گريه های غربت مادر تمام شد

زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد

امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال

سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد

طفلان تشنه هروله در اشک می کنند

ایام تشنه کامی مادر تمام شد

آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)

چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد

تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد

محراب خون گريست كه منبر تمام شد

زاینده است چشمه ی زهرایی رسول

باور مكن که سوره ی کوثرتمام  شد

باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است

باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد

 

زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود

زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبود...

 

(عليرضا قزوه)

 

*. آيه 74 سوره مباركه بقره

+نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت22:29توسط شوق پرواز |
عشق یعنی دل سپردن در الست*** از مي وصل الهي مست مست

 

هوالرحمن

 

قـسم بر انشــقاق فــرق منشــق
زمــــين خالي مباد از حجت حـــق

خميني حـجـت حـق در زميـن بـود

امين دين خـــتـم المـرسلــــين بـود

 

خمـيني رفت فرزندش علي هست

خدا را شكر بر امت ولــي هست

 

الا مـس ها كـه در گرد و غـبـاريـد

به اكســــير ولايــــت تـن سـپـاريـد

 

طــلا آنــگــه طــلاي نـــاب گــردد

كـه در حـرم ولايـــت آب گـــــردد

 

(مرحوم آقاسي)

 

***

 

اشکم ولی ز چشم مدینه چکیده ام

یاسم که جای باغ به در آرمیده ام

 

چون ابر پشت پای علی اشک ریخته ام

چون آه در هوای علی پر کشیده ام

 

ای شبه مرد های مدینه چه میکنید

من ذوالفقار خسته ولی آب دیده ام

 

گفتی صلاح نیست که نفرینشان کنی

دست از دعا کشیدم و عزلت گزیده ام

 

همچون نسیم در زده ام خانه هایشان

هر شب به کوچه های مدینه وزیده ام

 

در جلوه ام دوباره مکرر نمی شوم

چون فرصتی گذشته ام و سر رسیده ام

 

نفسی فدا لنفسک یا مرتضی علی

هر چه بلای توست به جانم خریده ام

 

(حجت الاسلام رضا جعفری)

***

تسليت عرض مي‌كنم

التماس دعا


پ.ن با عرض شرمندگی گویا در نوشتن نام شاعر شعر دوم اشتباهی رخ داده بود که تصحیح شد.


+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت23:6توسط شوق پرواز |
و اما...آخرین پست سال 86

سلام

يكي از آداب و رسوم خوبي كه اين روزاي آخر سال و قبل از شروع سال جديد توي گوشه گوشه كشور عزيزمون بهش عمل ميشه خونه تكوني ه!

رسمي كه گرچه سخته! گرچه قبلش خيلي خسته كننده به نظر مي رسه، اما به خاطر نشاطي كه به دنبال داره، پاكيزگي و نظم زندگي، بدون اينكه قانون خاصي وضع شده باشه و...همه به صورت خودجوش انجامش ميدن...

بگذريم!

از خونه تكوني دل و...هم زياد گفتن و زياد شنيديم ...و فقط شنيديم و فكر نكنم خيلي بهش عمل كرده باشيم !

اما صحبت من چيز ديگه ايه:

خاطره تكوني!    پاك كردن دل و ذهن و نظم و ترتيب دادن و مديريت خاطرات !

چند روز پيش براي اولين بار بود كه تصميم گرفتم سري اساسي! به خاطراتم بزنم و اين جرات رو پيدا كردم كه قسمت زيادي از خاطرات ناخوشايند يا مزاحم ...يا خاطراتي كه شايد قبلا خوشايند بودن اما الان فقط باعث مشغوليت هاي بي فايده بودن رو دور بريزم!

حتي آثار بجا مونده از اونها رو هم از بين ببرم !

كاري كه مدتها نتونسته بودم انجامش بدم...

خلاصه به سرم زد آخرين پست سال 86 رو هم به همين موضوع اختصاص بدم !

اشاره‌اي به خاطرات خوب و بدي كه در اين 360 و اندي روز تجربه كردم بكنم . بابت خاطرات خوب خدا رو شكر كنم و در رابطه با خاطرات بد يا به ظاهر ناخوشايند تفكر كنم...اينكه دليل بروز و ظهورش چه بود؟ فكر كنم راجع به اينكه فلان خاطره رو كجاي ذهن و دلم قرار بدم؟ كدوم رو دور بريزم بهتره؟! و...و در نهايت باز هم شاكر باشم به خاطر اندوختن تجربه هايي جديد !

در پايان هم دعوتي داشته باشم از دوستان عزيز براي فكر كردن راجع به يه خونه تكوني ديگه !

و اما :

اول از خوشايندها شروع مي كنم! (البته فقط اشاره اي به چند مورد از بارزترين اونها!)

1) فكر كنم همه مخاطبان دلنوشته هاي شوق پرواز مي دونن بهترين خاطره سال 86 چيه!

درسته! سفر دوست داشتني و غيرمنتظره به ديار يار! همراه با مادر عزيزم ...بهترين هديه اي كه مي‌شد در سالروز تولدم دريافت كنم!

شايد تجربه جشن تولد خلوت و غريبانه براي اغلب افراد ناخوشايند باشه ...اونم براي كسي مثه شوق پرواز! اما من دوست داشتني ترين جشن تولد خلوتم(!) رو توي مدينه تجربه كردم. يعني يه جورايي اولين باري بود كه توي چنين روزي خودم رو به ميهماني دعوت مي كردن... اونم چنین میهمانی ای...

ان شاء الله قسمت همه بشه...ما رو هم دوباره مهمون كنن!

 

2) آشنا شدن با دوستاني بسيار خوب در شرايطي كه واقعا نياز داشتم ! و واقعا اون رو لطف خدا مي دونم ! يعني گويا قرار بود نشونه‌هايي باشن تا ستاره اميدي كه در عمق دلم داشت سو سو مي زد و شايد ديگه از عمرش چيزي نمونده بود دوباره جون بگيره!

دوستاني كه با اغلبشون از طريق همين دنياي مجازي آشنا شدم و به دليل همين دِيني كه به اين دنيا دارم شايد نمي تونم تنهاش بذارم!!!

فقط آرزو مي كنم ارزش دوستي رو بدونيم! حقوق دوستي رو رعايت كنيم! دوستي‌هامون هم خدايي باشه و بادوام!

كه حقيقتا دوست خوب يكي از نعمت‌هاي بزرگ خداونده!

 

3) الحمدلله واحدهاي درسي بجز پایان نامه به اتمام رسيدن و بالاخره بعد از بازنشسته شدن پياپي اساتيد و تغيير گرايش و 3 بار تعويض استاد راهنما و موضوع ...خلاصه رد شدن از هفت خوان رستم ! به بهترين شكل ممكن استاد راهنما و موضوع پايان نامه مشخص شد و حتي قرار شد همراه با دوستم قسمتي از كار به صورت مشترك و گروهي انجام بشه !

پروپوزال هم در عرض كمتر از يك ماه نوشته و توي جلسات اوليه تصويب شد...فقط مونده يك جلسه ديگه كه ان شالله در سال 87 تشكيل ميشه و...

خدايا شكرت!

شرمنده كه اغلب به دليل اينكه حكمت كارهات رو نمي دونم، مدام غر مي زنم، گله مي كنم ...و خيلي وقت‌ها بدجوري شرمنده ام مي كني!

 

واقعا اگه من هم آرزوها و روياهام يادم بره، تو از ياد نمي‌بري!ممنونتم خدا!

 

 

و اما نا خوشايندها:

 

قسمت زيادي شون به نظرم جاي فكر كردن داره اما نيازي به چيدنشون و قرار دادنشون در جاي خاصي از ذهن و دلم نيست...بهتره دور ريخته بشن و فقط تجارب و درس‌هايي كه بجا گذاشتن ثبت و ضبط بشه

مثل بعضي دلخوري‌ها، بعضي خطاها و...

 

اما در رابطه با بعضي هم حقيقتا هنوز نمي‌دونم بايد چه بكنم؟

خاطرات خوشايندي كه شايد در واقع ناخوشايندن ! و خاطرات ناخوشايندي كه مي تونن خوشايند هم باشن !

چي شد!!!

خاطرات ماه رمضان امسال و قبل و بعدش رو نه مي تونم دور بريزم و نه مي‌تونم جاي مشخصي بهشون اختصاص بدم!

 

نميدونم! انگار بعضي مواقع واقعا نياز به گذشت زمان هست و تكيلف بعضي خاطرات رو فقط زمان مشخص مي كنه و بس!

...

 

 

خب اينم از خاطره تكوني ما! البته اينجا به دلايل امنيتي !!! نمي شد كامل انجامش داد...فقط يه اشاره كلي و خيلي سريع بود...

بررسي كاملتر انشالله قبل از تحويل سال و در خلوت خودمان انجام خواهد شد !

 

انشالله كه سال جديد سالي مملو از خاطرات دوست داشتني و بياد ماندني براي همگي باشه

براتون آرزوي بهترين ها رو دارم

شما هم لحظه تحويل سال ما رو از ياد نبرين!

 

 

 

سال نو بر همه دوستان مبارك

 

 

ضمنا فرارسيدن سال موش رو به همه ماوس هاي عزيز كه ما را در استفاده هر چه بهتر از سيستم و نت و...ياري مي‌دهند تبريك مي‌گويم!

همچنين به رات‌هاي عزيزي كه قراره بعد از عيد ما به خدمتشون برسيم! (اگر اونها زودتر به خدمت ما نرسن البته!!! )

در پايان هم از همه دوستان دعوت مي كنم در صورت تمايل خاطراتشون رو به شيوه مورد علاقه بتكونن !!

در پناه حضرت حق سال خوبي داشته باشيد

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت22:5توسط شوق پرواز |

 

 


و اما سلام...

اول. شهادت حضرت امام حسن عسگری (ع) رو خدمت همه دوستان تسلیت عرض می کنم

دوم. عرض تبریکات دارم ! به مناسبت آغاز ربیع‌٬ آغاز ولایت حضرت حجة (عج)٬ آغاز بهار و...!

سوم. ان شاءالله زندگی هامان به گونه ای باشد که پس از مرگ٬ در شرح احوالمان بنویسند: وفات یکی از دوستان خدا٬ نه هلاکت...!

چهارم. انشالله بهار حقیقی هر چه زودتر برسه !...

پنجم. چشمم زدین این پست هم نشد مفید و مختصر باشه ها!

ششم. این پست٬ پست آخر سال ۸۶ نیست !...ان شاء الله !

هفتم. از همه دوستان تقاضا می شود در اسرع وقت به لینک زیر مراجعه نموده٬ در مسابقه ثبت نام کرده و یکی از رقیبان ما بشوند!( مگه نمی دونین قراره جایزه اول نصیب ما بشه؟!):

مسابقه کتابخوانی وبلاگ حاصل اوقات( بر اساس مقالات شهید سید مرتضی آوینی )

 

در پناه حضرت رحمان

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت11:49توسط شوق پرواز |
دلم هوای تو دارد...بگو چه چاره کنم؟

هوالرحمن

 

امشب دلم هوايي شده، هوايي تنفس در هواي شهري كه افسوس قدر لحظات نفس کشیدن در آن را ندانستم!

مدينه! شهر پيغمبر!

امشب دلم هوايي ات شده!

دلم هواي ديدن گنبد سبزت را دارد!

هواي ديدن ضريح و منبر و روضه اي كه هر چه كردم، جز قسمت كوچكي از آن را نتوانستم ببينم!...

السلام عليك يا رسول الله! السلام عليك يا محمدبن عبدالله(ص)

اللهم عرفني رسولك فانّك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك!...

 

 

دلم هواي بقيع دارد امشب!

 

 

دلم براي مزار غريبي تنگ شده كه تا روز آخر هم نتوانستم بشناسمش، يك دل سير ببينمش                و زيارتش كنم!

دلم هنوز در حسرت پرواز با كبوتران بقيع آه مي كشد!...

السلام عليك يا حسن بن علي(ع) ايهاالمجتبي يابن رسول الله

يا وجيها عندالله ! اشفع لنا عندالله!

 

 

آه! اگر پرواز را آموخته بودم !

و اگر به كبوتران حرم التماس كرده بودم...شايد!...

شايد اين روزها و شب ها كه دلم مي گيرد مي توانستم بال بگشايم و...

روي گنبد طلايي خورشيد طوس بنشينم!

دلم هواي ميهماني هاي مهربانانه ات را كرده يا ضامن آهو!...

السلام عليك ايهاالامام الغريب!

 السلام عليك يا ثامن الحجج! يا علي بن موسي الرضا (ع) يابن رسول الله

يا وجيها عندالله! اشفع لنا عندالله!

 

 

***

 

ايام شهادت حضرت رحمة للعالمين(ص) و دو فرزند بزرگوارشان(ع) را خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم.

دعا كنيم كه در اين روزهاي فتنه انگيز كه انسان معناي رحمت را نمي فهمد، و هنوز به عمق معناي >> اين السبب المتصل بين الارض والسماء  <<نرسيده است !...

ميان اين همه توهين و افترا٬ ناروا و كژانديشي و...دست ما را بيش از پيش بگيرند، راه را نشانمان دهند و هدايت دلهايمان رو خود بدست گيرند!

آمين!

 

پ.ن1. پيامبر اكرم(ص) فرمودند:

**مَن بشَّرَني بِخُروج ِالصَّفَر ِبَشَّرتُهُ بِالجَنَّة**

**هر كس كه بشارت دهد مرا كه ماه صفر تمام شده، من او را به بهشت بشارت مي دهم.**

  

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت22:22توسط شوق پرواز |
می زند لبخند بر رویت امام عاشقان....کای دلاور! حر دیگر شو که چندان دیر نیست!

دوباره صدای زنگ کاروان به گوش می رسد...

و دوباره در زمین و آسمان همهمه ایست ...

عالم در تب و تاب....

باز هم محرم از راه می رسد...

و باز هم ندای " هل من ناصر ینصرنی " در گوش دل طنین می افکند!

آری ! باز هم موعد امتحانی بس بزرگ است!

امتحانی عظیم که نسل های پیش از ما بارها بدان فراخوانده شده اند ...و اکنون نوبت ماست!

نمی دانم چند مرتبه دیگر مهلت داریم ...شاید امتحان آخر باشد!

باید ثابت شود که از میان سخنوران قهار چه کسی مرد عمل است ؟!

باید مسلمان زبانی از مومن به زبان و قلب و عمل و ....از منافق ! تمیز داده شوند !

و من و تو کجا ایستاده ایم ؟! تا کنون ندای "هل من ناصر " مولا را شنیده ایم ؟!

چه کرده ایم ؟!

از کدام طایفه مسلمینیم ؟ مسلمانی که روز عاشورا همراه با مولایش نماز می گزارد و خاموشی خیمه نیز مانع دیدن راهش نمی شود و می ماند ...؟

یا مسلمانی که روزه می گیرد و به قصد تقرب به خدای حسین(ع)! راه بر او می بندد ؟ نه!... فکر می کند که راه بر او بسته است !

ما کجاییم ؟!......

** ((...دل ما چگونه خون نباشد از این مصیبت جانسوز؟

چگونه می شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستی و فریاد بزنی : " هل من ناصر ینصرنی" و ما در حسرت این چهارده قرن عقب ماندن از کلام تو ، در حسرت چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو، در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو، در خویش مچاله نشویم؟ آنها که یک روز دیرتر به عاشورای تو رسیدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداختند؟

این " یا لیتنا کنا معک " به خدا تعارف نیست، ما چهارده قرن در عدم، از غم این عقب ماندگی خویش خون دل خورده ایم. تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات وداع عرضه داشت : " اعزمت للموت " گفته باشی : " چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بی یاور و معین مانده است ؟" و ما آتش نگیریم از این کلام؟

تو به قمر بنی هاشم گفته باشی" الان انکسر ظهری و قلت حلیتی" و پشت آسمان نشکند و قلب اضطرار از هم ندرد؟

چگونه ممکن است تو به سکینه گفته باشی :" لا تحرقی قلبی " و قلب ما از آتش نهفته در تک تک حروف این کلام خاکستر نشود؟

سجاد تو ، این معنای آیه فاستقم، این آمیزه جهانسوز زنجیر و استخوان و صبر، بر در دروازه شام گفته باشد: " یا لیت امی لم تلدنی " و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم ؟

زینب تو ، این آبروی صبر، دست های استیصال بر سر نهاده باشد و در بلندی اضطرار ضجه زده باشد که " اما فیکم مسلم " ، و ما بعد از این سوال جگرسوز زیستن را بتوانیم؟

تو پاره چگر خویش را بر دست گرفته باشی و خون آن عزیز خداوند را به آسمان پاشیده باشی و گفته باشی : " آنچه این مصیبت را بر من آسان می کند در نظر ِ معشوق بودنِ آن است " و ما تحمل این مصیبت که بالهای ملائک را از اشکهایشان تر کرد چگونه بتوانیم ؟

دشمن تو- لعنت الله علیه- در آستانه قتلگاه گفته باشد: " شغلتنی نور وجهه عن التفکر فی قتله " و ما...و ما... دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان هماره بی قراری می کند...))

** ذکر مصیبت........از کتاب خدا کند تو بیایی نوشته سید مهدی شجاعی

آری ! و ما در حسرت عقب ماندن از تو ! از کلام تو !...

ای کاش فقط از نظر بعد زمانی عقب افتاده بودیم ! ای کاش فقط مشکلمان مشکل این چهارده قرن بود مولا !

مگر نه اینکه امروز فرزندت ندای " هل من ناصر" تو را هر صبح و شام تکرار می کند ؟...و امان از گوش های ناشنوا و دل های زنگار گرفته ما.....

آنها که آن شب در خاموشی پاورچین پاورچین از خیمه بیرون آمدند و برگشتند مولای خود را ، امام زمان خود را نشناخته بودند ....

و امروز !...من و تو ....امام زمان خود را می شناسیم ؟

مگر نه اینکه "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" ؟

مگر نه اینکه امتحان هنوز ادامه دارد ؟

ما کجاییم ؟!

در آستانه محرم سال 1429 دست توسل به دامن مولا زنیم و از او یاری طلبیم ...باشد که محرم امسال آنچه باید با دلمان بکنند، بکنند !

مولا ! گر چه با دل سیاه آمده ایم ....اما به شعله (هرچند کم سوی ) محبتی که هنوز در دلمان روشن است امید داریم !

دلمان را هوایی کنید ! می خواهیم بمانیم حتی اگر خیمه را خاموش کنید ....نمی رویم !

یاری کنید تا ایمان بیاوریم ، استقامت کنیم ، بمانیم و امام زمانمان را یاری کنیم !

التماس دعا

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت15:35توسط شوق پرواز |
به خانه زادی او کعبه می کند اقرار...دل شکسته علی را چرا صدا نکند؟


 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسّکين بولاية اميرالمؤمنين

والائمة عليهم السلام

 

فرمان الهی برای مطلبی مهم*

 

...اقرار می کنم برای خداوند بر نفس خود بعنوان بندگی او، و شهادت می دهم برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده است ادا می نمایم از ترس آنکه مبادا (اگر) انجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید که هیچکس نتواند آن را دفع کند هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشد_ نیست خدایی جز او_ زیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حقّ علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شرّ مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

 

خداوند به من چنین وحی کرده است: **بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک_فی علی یعنی فی الخلافة لعلی بن ابی طالب_ و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته والله یَعصمُک من الناس**، " ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده_ درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب_ و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می کند"

 

ای مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده ام، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم :

جبرئیل 3 مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند ِ سلام، پروردگارم_ که او سلام است_ مرا مامور کرد که در این محلّ اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که " علی بن ابی طالب برادر من و وصیّ من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من مانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است"، و خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است:

**انّما ولیّکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلوةَ و یؤتون الزکوة و هم راکعون**، " صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز بپا میدارند و در حال رکوع زکات می دهند" ، و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد می کند.

 

ای مردم ، من از جبرئیل درخواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می گویند آنچه در قلب هایشان نیست و این کار را سهل می شمرند درحالیکه نزد خداوند عظیم است. و همچنین به خاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا " اُذُن" (گوش دهنده بر هر حرفی) نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار او (علی) با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من ، تا آنکه خداوند عزّ و جلّ در این باره چنین نازل کرد:

 

** و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو اُذُن قل اُذُن _ علی الذین یزعمون انّه اُذُن _ خیرُلکم، یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین** ، " و از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او "اُذُن" ( گوش دهنده بر هر حرفی) است، بگو : گوش است _بر ضد کسانی که گمان می کنند او "اُذُن" است_ و برای شما خیر است، به خدا ایمان می آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می نماید".

] آیه 61 سوره توبه: و بعضی از (منافقان) آنها هستند که دائم پیامبر را می آزارند و می گویند او شخص ساده و زودباوری است بگو ای پیامبر زودباوری من لطفی به نفع شماست رسول به خدا ایمان آورده و به مومنین اطمینان دارد....[

و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اذن) را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می توانم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می توانم، ولی به خدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام.......

 

 اعلان رسمی ولایت و امامت 12 امام (علیهم السلام) *

 

....ای مردم، بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند ، و من به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ما در آتش است....

 

....ای مردم، او(علی) "جنب الله" است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسی که با او مخالفت کند فرموده است:

**ان تقولَ نفس یا حسرتا علی ما فرّطتُ فی جنب الله**

" ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم".....

 


*
بخش های از ترجمه خطبه غدیر از کتاب: < غــــــــــــدیر زیربنای اعتقادی شیعه > ناشر: کتابخانه مسجدجامع ضرابخانه

پ.ن 1.  کتابی که در بالا ازش نام بردم نکات زیادی در رابطه با واقعه غدیر همراه با متن و ترجمه کامل خطابه غدیر رو بیان کرده که به نظرم خوندنش مفیده مخصوصا قسمت هایی که در رابطه حضور منافقین در غدیر نوشته شده و ....


پ.ن ۲. اینم از متن کامل خطبه و ترجمه به همراه فایل صوتی که می تونید در سایت بچه های قلم مشاهده کنید ( توی کتاب هم به همین شکل دسته بندی شده !) کلیک کنید

پ.ن ۳. ضمنا برای دانلود نرم افزار خطابه غدیر برای تلفن همراه هم می تونید به اینجا مراجعه کنید!

پ.ن ۴.  الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب

 

                    انشالله که اینگونه باشیم ! شیعه!...نه زبانی! قلبی و عملی !

 

    عیدتون مبارک

التماس دعا

+نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت1:21توسط شوق پرواز |
ای آفتاب آینه دار جمال تو...

هوالرحمن

سلام

 

 

اول.  اجازه بدید در آغاز , توی این شب قشنگ با هم یه سر بریم زیارت , اذن دخول بخونیم و سلامی بدیم و...( حالا که صدامون نزدن و نشد... از دور سلامی کنیم ) :

 

 

 

 

...ءَاَدخُلُ یا رسولَ الله  ءَاَدخُلُ یا حجّة الله  ءَاَدخُلُ یا ملائکة الله المقرّبین...

 

 

 

 

السلام علیک یا ولیّ الله  السلام علیک یا حجّة الله السلام علیک یا نورالله فی ظلمات الارض ...

 

اشهدّ انّکَ قد اقمت الصّلوة و اتَیتَ الزّکوة و اَمَرتَ بالمعروف و نَهَیتَ عن المنکَر و عبدتَ الله حتی اتیکَ الیقین

 

السلام علیک یا ابالحسن و رحمة الله و برکاته

 

 

دوم .  تبریک میگم فرارسیدن سالروز ولادت حضرت ثامن الحجج , امام رضا (ع)  رو . و امید که به پیروی    ازمولایمان رسیدن به مقام رضا را تجربه کنیم !

 

 

سوم. اجازه بدبد بعد از زیارتی که کردیم (انشالله !) قسمتی از دعای پس از زیارت رو هم با هم زمزمه کنیم ...

 ...ربّ انّی

استغفرکَ استِغفارَ حــیاءٍ

و استغفرک استغفار رجـاءٍ

و استغفرکَ استغفار انـابةٍ

و استغفرک استغفار رغـبةٍ

و استغفرک استغفار رهـبةٍ

و استغفرک استغفار طـاعةٍ

و استغفرک استغفار ایمـانٍ

و استغفرک استغفار اقـــرارٍ

و استغفرک استغفار اخلاصٍ

و استغفرک استغفار تقــوی

و استغفرک استغفار تــوکلٍ

و استغفرک استغفار ذلــــةٍ

و استغفرک استغفار عاملٍ لک

هاربٍ منکَ الیک

 

فصل علی محمد و ال محمد

و تب علیّ و علی والدیّ بما تبتَ و تتوبُ علی جمیع خلقک

 

یا ارحم الراحمین

یا من یُسمّی بالغفور الرحیم

یا من یُسمّی بالغفور الرحیم

یا من یُسمّی بالغفور الرحیم

...

 

چهارم . توی این وبلاگ(شیخ جعفر مجتهدی) خوندم که حضرت آقای مجتهدی عنایت خاصی به این غزل حضرت حافظ داشتند و معتقد بودن که لسان الغیب اون رو در وصف حضرت ثامن الحجج سروده  :

 

ای آفــــــــتاب آیــنه‌دار جــــــــــمال تـــــو

مشـــك سیاه مجمره گردان خــــــال تو

صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود

كاین گوشه نیست در خور خیل خیال تو

در اوج ناز و نـــعمتی ای پادشـاه حســــن

یا رب مــــباد تا به قـــــیامت زوال تــو...

و مخصوصا این بیت :

این نقــطه ســــــیاه كه آمــد مــدار نـــور

عكسی است در حدیقه بینش زخال تـو

توصیه می کنم حتما توضیحاتی که در ادامه نوشته شده و اینکه چرا این غزل و چرا این بیت رو بخونید ...جالبه !

پنجم .  کم کم موسم حج تمتع هم داره از راه می رسه ....انگار تازه امسال دارم متوجه حال بعضی دوستان توی این ایام میشم  ... نمی دونم یعنی قسمت ما هم میشه ؟! عمرمون کفاف میده ؟ اصلا دیگه صدامون می زنن ؟! قبلا می گفتم ...بهمون میگن : " که برون در چه کردی که درون خانه آیی ؟" ...حالا می بینم حتی یه بار امتحانی صدام زدن ...اما......

انشالله حج همه حاجیان مقبول باشه ...و انشالله همه مون احرام دگر ببندیم و ببینیم یار کجاست !


ششم .
خیلی محتاج دعاتون هستم !.....بنابراین شدیدا التماس دعا ! ( البته بعد از دعای تعجیل در فرج حضرت و بعد از دعا به نیازمندتر ها !)

هفتم. شاید یه مقدار این روزا کمتر سر بزنم , جواب نظرات رو بدم و.....خلاصه همین جا عذر ما را بپذیرید !( میگم شاید, چون خیلی کارام معلوم نیست ! ضمنا ...شوق پرواز هستم یک مسافر!)

هشتم . اجازه بدید این پست رو با حدیثی از نور هشتم به پایان ببرم :

به خدا حسن ظن داشته باشید , زیرا خداوند می فرماید که : من مطابق ظن بنده ام , درباره اش عمل می کنم . ( از کتاب کلیات حدیث قدسی/ باب امام رضا (ع) )

در پناه حق

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت20:42توسط شوق پرواز |
بهار در راه است ...

 

 

 

چه باشم و چه نباشم بهار در راه است       بهــــار همنفس ذوالفقار در راه است

نگاه منتــــظران عاشـــــقانه می خواند        که آفتــــاب شب انتـظار در راه است

به جاده های کسالت به راه های تهی        خبر دهید که آن تکسوار در راه است

 

کدام جمعه ندانسته ام ولی پیداست

که آن ودیعـــه پروردگـــار در راه است

 

 

 

سلام

راستش نمی دونم چی بنویسم !!!

نه اینکه مطلبی نباشه و حرفی برای گفتن نداشته باشم و...همین طوری فقط وبلاگ رو به روز کرده باشما !!...نه!

اتفاقا خیلی مطالب مختلف هست که انتخابشون سخته ...و البته شاید نه زمان و نه فضای کافی برای مطرح شدنشون باشه

خیلی از حرفام رو هم تازگی توی وبلاگ های دیگه به زبان ها و بیان های دیگه ای خوندم ...مثل همیشه خوندم و حسرت خوردم و آه کشیدم و ...نظر دادم که درسته موافقم ...بله ...ای کاش منتظر واقعی باشیم و...

خواستم درد دل هامو بنویسم ...خواستم باز هم از کلام بزرگان بنویسم ...خواستم....

اما نشد ...

یادش بخیر انگار همین دیروز بود...یک سال پیش برای نیمه شعبان نوشتم :

 

 

گل نرگس ! تولدت مبارک مولا!

 

اما مهدی جان ! ما همچنان منتظر ظهوریم !

و بی تاب شنیدن آن ندای آسمانی!

 

چه لحظه باشکوهی است آنگاه که محبوب زمان بر خانه حضرت عشق تکیه می زند ،

و با صدایی که عرش را به لرزه می افکند محبان خویش را فرا می خواند :

 

کجایند منتظران من ؟

اناالمهدی !.......

 

شاید زمزمه های دلتنگی امسال هم همون زمزمه ها باشه ...

اما متاسفانه شرمندگی ها بیشتر!....

و یک سال گذشت !....آیا واقعا آن چنان که باید منتظر آمدنش بودیم ؟!

( اگه دوست داشتید مابقی زمزمه ها رو هم اینجا ببینید )

 

 

همسفرهای منتظر ! عیدتون مبارک!

 

انشالله امسال دیگه به معنای واقعی منتظر باشیم و انتظارمون خیلی طول نکشه

فکر کنین !... از این به بعد سالروز ظهور رو جشن بگیریم !

 

 

و اما یه عیدی هم براتون دارم ! و اون هم خاطرات شنیداری !! من از دیار یاره !!! همون نواهایی که من رو تو این سفر همراهی کردن ....سعی کردم بعضیش رو براتون بذارم

البته چون حجم بعضی کم شده ....از بعضی فقط قسمت هاییش رو قبلا انتخاب کرده بودم و....خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید اگه کیفیتش خیلی خوب نبود یا ناقص بود و....

بعضی لینک ها هم از سایت بچه های قلمه ( چون خودم از همین جا قبلا دانلود کرده بودم و...!)

 

دعاها و زیارات :

 

دعای عهد (استاد فرهمند) 

الهی عظم البلا ...

دعای ندبه ( استاد فرهمند )

دعای توسل

دعای نور

مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه

زیارت حضرت زهرا(س)

زیارت آل یس ( استاد فرهمند ) 

 

مداحی و تواشیح و..:

 

سلام من به مدینه به آستان رفیعش...

درد من طبیب من دوای من خدای من ...

مدینه تو را عقده ها در دل است .اگرچه خداحافظی مشکل است ...

ماه زمزم قبله کعبه کجا دورت بگردم...

فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس...

 

 

تصنیف ها و...:

 

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو ( علیرضا افتخاری)

با یادت سرمستم تو ای نگاه آسمانی ( علیرضا افتخاری)

دل را ببین دل راببین در کوی جانان آمده ( علیرضا افتخاری)

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن ( علیرضا افتخاری)

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ( علیرضا افتخاری)

حال خونین دلان که گوید باز ؟ ( علیرضا افتخاری)

عشق شوری در نهاد ما نهاد (علیرضا افتخاری)

شد ز غمت خانه ســـــــــــــودا دلم ( همایون شجریان) 

 نمی دونم از کدوم ســــــــــتاره می بینی منو ( لهراسبی) 

 

اینم نوای فعلی وبلاگ:

 

 بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود...

 

 ( راستی انگار امام رضا (ع) ما رو هم باز دعوت کردن ...انشالله فردا عازمیم ...حلالمون کنین )

خیلی خیلی التماس دعا

در پناه حق

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت17:6توسط شوق پرواز |
تولد یک سالگیت مبارک!

 

 

سلام

ببخشید که این دفعه اینقدر زود وبلاگ رو آپ کردم !! ( نه قبلا خیلی دیر به دیر ...!)

ولی خب چه کنم ؟...آخه امروز باید به یه مناسبت دیگه ای هم می نوشتم و اگه این کار رو نمی کردم ممکن بود به وبلاگم بر بخوره و...!!!

چه مناسبتی ؟

یک سال پیش در چنین روزی یعنی 27 مرداد 85 یه ایمیل دریافت کردم که این طور شروع می شد :

 

 

عضويت شما در سايت بلاگفا را تبريک ميگوييم.
وبلاگي با نام و آدرس درخواستي شما در
blogfa.com ساخته شده و شما ميتوانيد با استفاده از امکانات اين سايت وبلاگ خود را مديريت و مطالب جديدي در آن درج کنيد...

 

خیلی خیلی تعجب کردم چون وبلاگی ایجاد نکرده بودم و ...( نیکا یادته کارآگاه شده بودم ؟!!)

بالاخره متوجه شدم یکی از دوستان لطف کرده و این وبلاگ رو برام ایجاد کرده بودن ...قرار بود تکمیلش کنن ...پست های اولش رو بنویسن ( کلاغ پر و شوق پرواز ) و بعد بهم اطلاع بدن ...

غافل از اینکه بلاگفا زودتر خبر داده بود و...

 

الان یک سال از اون روز گذشته ...

و من یک ساله که اینجا می نویسم....و فکر می کنم جا داره یک بار دیگه از ایشون تشکر کنم

 

و به وبلاگم هم یه تبریک بگم :

 

تولد یک سالگیت مبارک !

 

 

 

اما نمی دونم چقدر این نوشتن ها مفید بوده

نمی دونم ...

گاهی اوقات موقع نوشتن برخی حرفها انگار یکی ازم می پرسید آهای فلانی خودت چقدر بهش عمل می کنی؟ خودت ...؟

نکنه بشی از همون هایی که فقط از خوبی ها حرف می زنن اما خودشون....

نکنه روزی برسه که وبلاگت فقط بشه پر از ای کاش ها و افسوس ها ؟

نکنه عادت کنی فقط به داشتن شوق پرواز ...یعنی فقط به داشتن چنین عنوانی , وبلاگی و...؟

نمی دونم....

 

از آغاز نوشتن خیلی ها همراهیم کردن ...نمی دونم بعضی هنوز هستن یا نه اما لطف بسیاری هنوز شامل حالمه و از همه ممنونم

با عده ای جدیدا آشنا شدم که خدا رو بابت آشنایی شون شکر می کنم و....از اونها هم ممنونم

 

اما  از همه اونهایی که به اینجا سر زدن یه خواهش دارم :

  اگه ممکنه لطف کنید و نظرتون رو راجع به این وبلاگ نوشته ها , محتوا , ظاهر و باطن و....همه بنویسید  بنویسید فکر می کنید چقدر این حرفها فقط حرفه و چقدرش ...؟! منتظر شنیدن پیشنهادات و انتقاداتتون هستم

( خواهش می کنم این بار رو حتما نظر بدید و در مورد همین پست و در پاسخ به خواهشی که شد بنویسید ! ممنون ) 

 

( انشالله از چند روز دیگه دوباره مابقی سفرنامه رو می نویسم )

 

موفق باشید و آسمونی

در پناه حق

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت23:20توسط شوق پرواز |
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد...

 

 

 

اللهمّ صل علی محمّد وآل محمّد واسمَع دعائی اذا دعَوتک

 

وَاسمَع نِدائی اذا ناديتک

 

و آقبَل علیَّ اذا ناجَيتک

 

فقَد هَرَبتُ اليکَ

 

و  وقَفت ُ بين يَدَيکَ .....

 

 

سلام

 

شعـــبان شد و پیک عشـق از راه آمد       عطــــر نفــــس بقیــــــــة الله آمـــــــد...

 

فرارسیدن ماه شعبان و اعیاد بزرگ این ماه عزیز رو

تبریک عرض می کنم

بخصوص اعیاد نزدیک:

 

ولادت دردانه حضرت رحمن , حضرت اباعبدالله (ع)

ولادت برادر بزرگوارشون حضرت ابالفضل

و ولادت حضرت علی بن الحسین امام سجاد (ع)

 

 

الســــــــلام علی الحســين

و

 علی علــیّ بن الحسـين

و

 علـــی اولاد الحســـين

و

علی اصحاب الحسين

 

التماس دعا

در پناه حق

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت19:17توسط شوق پرواز |
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد...

  

در شبی پر ستاره و مقدس

در سیاهی غار حرا

مردی گریستن آغاز کرد

پروردگارا ! نور و روشنایی را به من بنما

دلیل خلقتم را بر من روشن ساز

پس از مرگم به کجا می روم

راز این زندگی چیست ؟

که در آن مردمان دروغ می گویند و جنایت می کنند

چگونه می توانم مانع بدی و فساد شوم ؟

پروردگارا تو تنها راهنمایم هستی !

 

 

 

در آن شب صاف و پر برکت

جبرئیل به غار حرا آمد

محمد ص را در آغوش فشرد

طوری که گمان کرد زمان مرگش فرا رسیده است !

 

 

 

بخوان محمد (ص) , بخوان !

بنام پروردگارت

تو بنده برگزیده پروردگارت هستی

برای همه بشریت

.

.

( برای شنیدن ترانه با صدای  سامی یوسف می تونید اینجا کلیک کنید !)

 

 

 

 

 

طبق نقل اقبال از محمد بن علی الطرازی از حضرت جواد (ع) روایت شده است که :

 

در رجب شبی است که برای مردم بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن می تابد و آن شب  بیست و هفتم ماه رجب است که در بامداد آن , حضرت رسول (ص) به نبوت مبعوث گردیده است و از شیعیان ما هر کس عمل آن را به جای آورد , مانند عمل شصت سال است …

 

مهمتر از هر چیز شناختن حق این شب و روز است…

پس باید از نعمت وجود مقدس پیامبر و مبعث آن حضرت …, قدرشناسی کنی که هیچ کس دیگر خواه پیامبر مرسل و خواه فرشته مقرب دارای چنین صفاتی نیست .

 

پس اگر کسی در این امر کوتاهی کند , نه ناشی از بی ایمانی , بلکه برخاسته از آلودگی به زخارف دنیوی و تکاثری است که انسان را حتی به زیارت قبور کشانده و از یاد خدا دور کرده است .

 

و اگر کسی به شادی خود در این روز بنگرد و ببیند که شادی او در روزهای دیگر مثل امروز یا بیشتر از آن است به معالجه روح خود بپردازد و بداند که پستی نفس و انس او به عالم طبیعت و صفات حیوانی او را به چنین روزی انداخته است !

 

( از کتاب گزیده و ترجمه کتاب المراقبات …نوشته سید محمدرضا غیاثی کرمانی )

 

 

سلام

 

عیدتون مبارک

 

 

التماس دعا

 

در پناه حق

 

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت19:17توسط شوق پرواز |
ای دلشدگان دلشدگی رفت به پایان...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اهل زمین در خواب غفلت فروفرفته اند , اما آسمانی ها سر از پا نمی شناسند ! همه مضطرب و منتظر ! ...

زیرا امروز نه تنها فاطمه بنت اسد که زمین و زمان چشم انتظار مولودی است . مولودی که خلقت نبی و حتی تمام افلاک وابسته به خلقت اوست !

 

لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک ....

 

فاطمه جان ! از چه  نگرانی ؟ اینکه زنان قریش همراهیت نکرده اند؟ اینکه چشمان خود رابسته اند تا نوری که از جان تو تابش می کند و فرش تا عرش را روشن نموده است , نبینند ؟

مگر مکانی جز خانه من ...خدای علی اعلی , می تواند سزاوار تولد و ظهور همچون اویی باشد ؟

مگر هر زنی می تواند تو را یاری کند ؟ و مگر می تواند واسطه نزول او از افلاک به عالم خاک شود ؟

 

ای کعبه ! میهمانی که به سوی تو می آید میهمانی ویژه است ! او را در خود ماوا بده ! اما نه چون دیگران ....بابی دیگر برای او بگشا.....

 

که او مادر علی است !

 

 

 

یاعلی ! خوش آمدی مولا ! نمی دانم این چه سری است که ازلحظه ولادت در این عرصه خاکی غریب بوده اید !

اینقدر به خدا نزدیک ! و اینقدر در بین خلایق غریب !

امروز دست ما را هم بگیرید که ما نیز غریبیم ...گمشده ای تنهاییم ! ...

دلخوشیمان این سخن است که :

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن .....

 

پس مولا این دست ما و این چشمان منتظر ما ...

یاریمان کنید تا علی را بشناسیم , شیعه باشیم و اماممان نزد ما غریب نباشد !

 

 

مولا ! تولدتان مبارک!

 

 

مدتی شد دل هوای بی نشانی می کند                              روز تا شب با خیالت زنـــدگانی می کند

آرزوی دردمـــندی , ناتــــــــوانی می کـند                               گفــــتگوها با زبان بــی زبانی می کند

پاســــخ این گفــــتگوها را به پیــغامی بده

ما خــــــمارآلودگان را یــاعـــلی جامی بده

بیـــــنوایان رهــــت را هم ســرانجامی بده

 

ناتوانم , خســته ام , زارم , دخیلم یا علی                    مستمندم , بی کَسم , خوارم , دخیلم یاعلی

شرمســــارم چون گنهکارم دخیلم یاعــلی                    از جــــنابت خواهـــشی دارم , دخــیلم یاعلی

وعده ای , قولی , قراری یا که دشنامی بده !

ما خــــــمارآلودگان را یــاعـــــلی جامی بده

بیــــــنوایان رهـــــت را هم ســـرانجامی بده

 

( قسمت هایی از شعر "یاعلی" محمدعلی مجاهدی (پروانه ))

 

 

سلام .فرارسیدن این روز عزیز رو خدمت همه شما دوستان عزیز هم تبریک عرض می کنم و از همه تون التماس دعا دارم

یه تبریک ویژه هم به همه پدران بزرگوار , دلسوز و زحمتکش عرض می کنم مخصوصا پدر عزیز خودم !

و براشون  آرزوی عمری بابرکت , سلامتی و هر چی آرزوی خوبه دارم !

 

 

در پناه حق

 

+نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت11:39توسط شوق پرواز |
مادر زینب خوش آمدی !

 

 

 

شــادابی حـــیات ز انفاس فاطــمه ست

دور فــلک ز گردش دستاس فاطمه ست

فضه خجل ز دست پر آماس فاطمه ست

از گل لطیــف تر دل حساس فاطمه ست

 

دست تو بوســــه گاه لبان محـــمد است

جان تو نیز بسته به جان محــــــمد است

 

 

فرارسیدن سالروز تولد حضرت زهرا (س) رو به همه دوستان تبریک عرض می کنم

امید که ما رو از محبان و پیروان طریقتشون بدونن

 

 

و

 

یه تبریک هم به مناسبت فرارسیدن روز زن و روز مادر به همه خانم های محترمه و همه مادران دلسوز و مهربان

بویژه مادر عزیز خودم میگم

 

 

 

 در پناه حق

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت21:53توسط شوق پرواز |
ماه و مهر....

هوالرحمن

 

ای به ذکر روی تو تسبیح گردان ماه و مهر                     

                      وی به روز و شب جمالت را ثنا خوان ماه و مهر

 

آسمان با صد هزاران دیده می جوید تو را                            

                        رونما ، تا رونما آرد به دامان  :  ماه و مهر

 

چشم من مات جمال مصطفی بادا که هست                    

                           اندرین آئینه سرگردان و حیران ، ماه و مهر

 

کرده میلاد تو را با حضرت صادق قرین                       

                       تا خدا امشب کند با هم نمایان  ماه و مهر

 

 

 

سلام

ولادت پیام آور رحمت ، حضرت محمد مصطفی (ص) و طلوع ششمین نور از انوار دوازده گانه، حضرت صادق (ع) رو  خدمت همه دوستان خوبم تبریک عرض می کنم

امید که هر چه بیشتر بشناسیمشون و شیعه واقعیشون باشیم

  

اما بعد...

خدا رو شکر که سال 85 هم به خوبی طی شد و سال 86 رو با سلامتی و به خوشی آغاز کردیم

و این اولین پست در سال جدیده ! اون هم در چنین شب عزیزی !

می دونم شروع ساله ...می دونم روزهای عید و ولادت و...است

اما نمی دونم چرا مدتیه دلم گرفته !...شاید هم می دونم ! اما ...

خواستم قلم بردارم و اینجا بنویسم ...آخه اینجا محل نوشتن دلنوشته های خودمه دیگه !...

اما نشد ! ...بعضی حرفهای دل رو نه میشه گفت نه میشه شنید و...اصلا شاید از نظر خیلی ها خیلی مهم نباشن و...!

در ضمن نمی خوام تو این روزای خوب به قول امروزیا !!!موج منفی بدم !

واسه همین این پست رو فقط با چند تا دعای انتخابی ! از کتاب مناجات جناب سید مهدی شجاعی به پایان می برم .

التماس دعا...

 

ای خداوند مجیب !

کدام دوست ، هر گاه که بخواهیم حاضر است ؟

کدام محبوب ، هر گاه که بخواهیم پاسخگوست ؟

اگر تو هیچ نگفته بودی جز همین یک کلام که :

" اجیب دعوة الداع اذا دعان : هر گاه مرا بخوانند ، پاسخ می گویم ."

برای آتش زدن به جان عاشقانت کفایت می کرد .

تو عین اجابتی!

به ما خواندن بیاموز .

 

 

 

خدایا !

اگر هر که را تو از انسان می ستانی ، خود جایش نمی نشستی ، چه سخت بود بریدنها و از دست دادنها....

تو بمان در ازاء روانه کردن همگان !

 

 

 

ای خداوند قابل التوبات !

از بنده مدام شکستن و از تو پیوسته بستن ....

این چه قاعده غریبی است در عالم که معشوق ، ناز عاشق را می کشد ، محبوب به دنبال محب می افتد و کریم در پی سائل می گردد.

چگونه است که آغوش پذیرش تو گشاده تر از پای رجعت ماست ؟

مارا از این همه غفلت نجات بخش !

 

 

 

ای یار هر کس که یاور ندارد !

مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه ای همراهند.

عده ای تا مرز منفعت ، عده ای تا مرز مال ، عده ای تا مرز جان ، عده ای تا مرز آبرو و همگان تا مرز این جهان !

تنها تویی که هماره می مانی .

بمان !

 

 

 

ای خدا !

دل آزرده ایم از اینهمه حرف . ما را به زبان سکوت آشنا کن !

 

خدایا !

نعمتهای مغفول را با ستاندن ، یادآوری مکن .

 

ای خدا !

چنان زمینگیر دنیامان مکن که وقت ظهور حضرت ، توان برخاستن نداشته باشیم !

 

و

 

خدایا !

گفتی که دل شکسته باید آورد .

یعنی دل از این شکسته تر می خواهی ؟

 

در پناه حق

 

 

+نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت1:52توسط شوق پرواز |
نرم نرمک می رسد اینک بهار...

هوالرحمن

 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

     شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

         آسمان آبی و ابر سپید

     برگ های سبز بید

 عطر نرگس ، رقص باد

    نغمه شوق پرستوهای شاد

      خلوت گرم کبوترهای مست…

       نرم نرمک می رسد اینک بهار

  

      خوش به حال روزگار !

 

سلام

سال 85 هم با تمام خاطرات خوب و بدش گذشت

چه فرصت هایی از دست دادیم و چه نتایجی گرفتیم ؟

و اکنون در آستانه سال 86 ایستادیم ...حس غریبی داره این گذر و من هر سال این موقع حالت عجیبی رو تجربه می کنم

بهتره بگم یه مجموعه از احساسات مختلف !:

شادی ، تاسف ، نگرانی ، انتظار و....

آیا در سال 85 اون طور که می باید باشم بودم ؟ یک سال دیگه از عمرم رفت ! و من چه راحت از کنار این موضوع می گذرم !

به هر حال سال 86 داره میاد !

 

ابتدا تسلیت میگم رحلت پیامبر اعظم (ص) ، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع) رو و امیدوارم که با عنایت این بزرگواران سالی مملو از معنویت و معرفت رو آغاز کنیم

 

آرزو می کنم همه مون بهترین استفاده رو از ثانیه ثانیه و لحظه لحظه این سال جدید بکنیم !

آرزوی بهترین ها رو برای همه تون دارم

و در آخر فرا رسیدن این عید بزرگ رو بهتون تبریک میگم

 

 

لحظه تحویل سال دعا برای ظهور منجی عالم رو فراموش نکنیم

و با هم زمزمه کنیم :

 

خداوندا !

به من اشتیاقی ده تا دوباره چشمانم قادر به دیدن شکوه تو در زیبایی گلها باشد

به من اشتیاقی ده که دوباره بتوانم صدای مناجات تو را از زبان چکاوک ها بشنوم

خدایا !
شرمنده ام از زیادی گناهانی که انجام داده ام. از قدرنشناسی خودم ، از این که هر روز باعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم .

خدایا !
چگونه بگویم ؟ از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم ؟ به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم ؟....

خدایا !
مرا از این منجلابی که در آن گرفتار شده ام نجاتم ده !

به این پرنده اسیر پر و بالی ده تا خودش را از این قفس رهایی بخشد و طعم آزادی و رهایی را تجربه کند !

 

خداوندا !

مرا فرصتی ده تا پاک بودن را تجربه کنم و بتوانم حتی برای یک لحظه آنچه باشم که تو می خواهی !

 

آمین یا رب العالمین

 

( سید مهدی شجاعی )

 

 

ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنین

 

در پناه حق و به امید دیدار مجدد در سال جدید !

 

(آخرین روز از سال 1385 هجری شمسی )

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت2:20توسط شوق پرواز |
عیدتان مبارک !

هوالرحمن

 

 

 

 

چشمه ها جوشید و جاری گشت دریا در غدیر            باغ عشـــق و آرزوها شــد شــکوفا در غدیر   بــــــود پـــــــیدا در زلال جــــــــاری تکـــــبیرها              نـــقطه پــــایان عــــــمر تشـــنگیها در غدیر   جـبرئیل آمــد کـه بلغ یا مـــحمد زآن که نیست               ایـــن تــجلی را مجــال جـــلوه الا در غــدیر 
تــا که بردارد پــــــیمبر پــرده از رازی بــــــزرگ              کــرد بیرون زآستین دست خــدا را در غدیر   عــرشیان در اشتیاق خــاکـــیان می سوختنـد               تـا عــــلی با دست احــمد رفت بالا در غدیر 
لن تـــرانی گو تــــرانی گوی شـد تا جـلوه کرد                با تـــماشایی ترین تـــصویر مولا در غـــــدیر    

گفت : هر کس را منــم مــولا ، علـــی مولای اوست

کـــرد گـــل ، گــلنغمه احـــمد چـــه زيـــبا در غــدیر

  ( محمد علی مجاهدی )


  فرارسیدن عید ولایت   بر محــبان مولا مبــــارک !

    التماس دعا

   در پناه حق

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت19:50توسط شوق پرواز |
بهارانه...

هوالرحمن

سلام

 

اول از همه این ایام عزیز بخصوص عید قربان رو خدمت همه دوستان تبریک میگم !(البته با کمی تاخیر !)

ان شالله تا عید قربان سال دیگه ما هم به میهمانی خانه خدا دعوت بشیم

 

و اما به تازگی با کتاب دیگه ای آشنا شدم به نام بهارانه از آقای سید مهدی شمس الدین که سخنان حضرت آیت الله بهجت رو پیرامون امام زمان ( عج ) جمع آوری کردن

با اینکه حجم کتاب خیلی نیست ....اما حاوی سخنان و متون جالبیه

به همین دلیل تصمیم گرفتم بعضی از متونش رو اینجا قرار بدم ...تا شما دوستان عزیز هم استفاده کنین :

 

 

 

 

غفلت از امام حاضر

 

هر کس باید به فکر خود باشد وراهی برای ارتباط با حضرت حجت ( عج ) و فرج شخصی خود پیدا کند ، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد ، یا نزدیک!

عده ای بودند که گویا حضرت غایب ( عج ) در پیش آنها حاضر و ظاهر بوده است ، مثل اینکه با بی سیم با آن حضرت ارتباط داشتند و جواب از ناحیه او می شنیدند !

 

با اینکه ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی ، امری اختیاری ماست ، به خلاف ظهور فرج عمومی. با این حال چرا به این اهمیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم و از این مطلب غافل هستیم ، ولی به ظهور و دیدار عمومی آن حضرت اهمیت می دهیم !

و حال آنکه اگر برای فرج شخصی به اصلاح خود نپردازیم ، بیم آن است که در ظهور آن حضرت از او فرار کنیم ! چون راهی که می رویم راه کسانی است که اهم و مهمی قائل نیستند.................

 

 

آثار دعای فرج

 

دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود ، برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود .ان شاء الله

چنانکه در برخی روایات آمده است :

 

 

دعا کنید که در آن فرج شماست .

 

 

در پناه حق

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت0:28توسط شوق پرواز |
ما را کبوتر حرم خویش کرده ای!

هوالرحمن

سلام

فقط دو روزه دیگه تا سالروز ولادت هشتمین نور از انوار الهی باقی مونده ...

پیشاپیش فراررسیدن این روز عزیز رو به همه دوستان تبریک میگم

مدتی پیش با شعری زیبا از جناب آقای مجاهدی ( پروانه ) ، در وصف ثامن الحجج ، امام رضا ( ع)مواجه شدم و چون به دل خودم خیلی نشست فکر کردم بد نیست ضمن عرض تبریک خدمت دوستان ، این پست رو به شعر عنایتی ایشون اختصاص بدم

ان شالله اگه شما هم تونستین باهاش ارتباطی برقرار کنین ... رفتین تا مقابل درب حرم مولا و اذن دخول گرفتین  ...

ما رو هم از یاد نبرین !

 

  آن شب مدینه عطر پر جبرئیل داشت                      در سر امین وحی هوای خلیل داشت

  ذکر تو را به زمزمه ی یا جلیل داشت                 صبر جمیل وه که چه اجری عظیم داشت  

موسی به طور قرب خداوند بار یافت

تشریف مکرمت ز عنایات یار یافت 


در هر دلی فروغ حضور مدینه بود                        در هر سری نشانه شور مدینه بود

خورشید بردمیده ز طور مدینه بود                           کآفاق مستنیر ز نور مدینه بود  

چشم فلک ز شوق دل اخترشمار شد

آیینه جمال خدا آشکار شد 


خورشید یافت تا شرف خاکبوسی اش                    گردن نهاد چرخ به انجمن جلوسی اش

با آنکه هست دولت شمس الشموسی اش                    از یادمان نرفته انیس النفوسی اش

  شد سرفراز ماه ز خدمتگزاریش

خورشید سربلند از آیینه داریش


  ای بوده با زبور و صحف آشناییت                         تورات سربلند ز معجز نماییت

شد جاثلیق مات فروغ خداییت                             جالوت محو شعشعه ایلیاییت

  عمران صابی است کمال تو را گواه

نسطاص رومی است جلال تو را گواه  


عارف اگر ز شعشعه  هو تو را شناخت                    سالک ز قدر و منزلت او تو را شناخت

بیدل به خلق و خوی خداجو تو را شناخت              من بنده کسی که چو آهو تو را شناخت

  پیچد چو نی نوای تو در بند بندمان

یا ثامن الائمه رها کن ز بندمان 

خورشید با جمال جمیلت جمیل نیست                     بر درگه جلال تو گردون جلیل نیست  

 جایی که همرکاب تو غیر ازخلیل نیست                  دیگر مجال پر زدن جبرئیل نیست

  وقتی به محضر تو شرفیاب می شوم

از شرم شعله می کشم و آب می شوم  


کوثر پیاله ای ز شراب طهور توست                      طور شهود پرتو فاش ظهور توست

سینای جلوه شاهد نور حضور توست                      خورشید هم از آینه داران روی توست

  چشمم که محو حسن ملیح تو می شود

اشکم دخیل بند ضریح تو می شود  


هر چند در مقام تو آلوده دامنیم                           اما به یمن لطف تو پاکیم و روشنیم

گر دست رد به سینه زنی دم نمی زنیم                      گیرم که در حریم تو غیریم و دشمنیم

  دشمن رهین لطف عمیم تو بوده است

منت پذیر طبع کریم تو بوده است 


آن زایرم که  آمده  با  دست  خالی  ام                     رحمی به دلشکستگی و خسته حالی ام

بال و پری ببخش به بی دست و بالی ام                     کز شاعران حضرت مولی الموالی ام

پرواز را ز خاطر خود برده ایم ما

هر چند زنده ایم ولی مرده ایم ما  


خواهی بخوان به پیشم و خواهی جواب کن             یا لطف کن به حال دلم یا عتاب کن

یا بیش ازین خراب غمت را خراب کن                   اما مرا ز زمره یاران حساب کن  

مپسند بار خواهش ما را به ذمه ات

سوگند می دهم به جوادالائمه ات

هر جا که می رویم خیال تو می کنیم                     درباغ گل خیال جمال تو می کنیم

صدها غزل نثار غزال تو می کنیم                          با این بهانه یاد وصال تو می کنیم 

تا لطف خویش بیشتر از پیش کرده ای

  ما را کبوتر حرم خویش کرده ای  

 

 

عاشقان ثامن الحجج ! عیدتون مبارک

 

 

 

+نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت19:45توسط شوق پرواز |
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت...

هوالرحمن

 

 

الله اکبر

               لا اله الا الله... والله اکبر

                                                 ولله الحمد

                                                                  الحمدلله علی ما هدینا

                                                                                                    و له الشکر علی ما اولینا       عیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِــــد رمضـــان  آمد  و ماه رمضـــان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت    

 

سلام

 

  فرارسیدن عیــــــــد سعیـــد فــــطر مبــارک 

 

میهمانی امسال هم تمام شد !

و اکنون همه به جشنی بزرگ دعوت شده ایم !

 

خدایا شکر ! حمد و سپاس فقط و فقط مخصوص توست !

تویی که بزرگتری از هر آنچه  در فهم آید و یگانه خدای عالمیان !

اما.....

ای کاش ما نیز امشب می توانستیم با تمام وجود ، بدون شرم ، با نوای اهل دل همراه شویم :

 

الحمدلله علی ما هدینا !

 

خوشا به حال کسانی که با فرارسیدن عید فطر ، گرچه از وداع با ماه خدا غمین اند ، اما از صمیم قلب حضرت رحمن را سپاس می گویند که به راه حق و حقیقت هدایتشان کرد ، نور معرفت را در دلهایشان قرار داد و به طریق عشق رهنمونشان شد !

 

خداوندا ! در این واپسین لحظات ماه مبارک رمضان از تو می خواهم :

این رمضان را آخرین  رمضان عمرمان قرار ندهی ....و یاریمان کنی که سال دیگر با معرفتی مضاعف به این ماه های عزیز داخل شویم ...

تا  الحمدلله علی ما هدینا ی عید فطرمان معنایی به مراتب زیباتر و عمیق تر داشته باشد !

 

 

یا الله یا الله یا الله .....یا رب یا رب یا رب

 

اسئلک بکلّ اسمٍ فی مخزون الغیب عندک و الاسمآء المشهوراة عندک المکتوبة علی سُرادق عرشک

 

ان تصلی علی محمد و ال محمد

 

و ان تقبلَ منّی شهر رمضان

 

و تکتبنی من الوافِدین الی بیتک الحرام

 

و تَصفَحَ لی عن الذنوب العظام

 

و تستخرج یا رب کنوزک

 

یا رحمن

+نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت2:9توسط شوق پرواز |
اهل زمین سکوت تو را نیز تاب نیاوردند !!!

هوالرحمن

 

 

                                           

                       دلم از شب نشینی های زلفت دیر می آید

                                                                  مسیرش پیچ در پیچ است و با تاخیر می آید

                    ملول از عقل بی پیرم که سرمستی نمی داند  

                                                                 من و عشقی که از او کار صدها پیر می آید  

                    سکوت تلخ نخلستان غریبی تازه می جوید                   

                                                                    که امشب بر ملاقات علی شمشیر می آید 

                   به ذهن کوچه های کوفه گرد مرگ می پاشد      

                                                  طنین گام های او که بس دلگیر می آید

                   خروشیدم که در این شهر آیا اهل دردی نیست ؟   

                                             که دیدم کودکی با کاسه ای از شیر می آید

 

رسد روزی که خواب ناز بتها را برآشوبد

که ابراهیم ما با نعره تکبیر می آید

 

                                            

 

____________________

 

بابا جان ! یا علی ! سلام

صدایم را می شنوید ؟

من با ظرف شیری در دست ، بر در خانه تان ایستاده ام ، در باز نمی کنید ؟

می دانم ظرف وجودم تمیز و در خور شان شما نیست ...اما...

                                                                             امشب آمده ام تا به یتیمی ام اقرار کنم !

 

نمی دانم امشب در آسمان ها چه می گذرد ؟

آیا عرشیان نیز از این مصیبت به فغانند یا از شکوه پیوند دوباره آینه تمام نمای جلال خداوندی و مظهر کامل جمال الهی ، در حیرت مانده اند ؟

امشب عرشیان بر زمینیان فخر می فروشند که :

آی اهل دنیا ! علی (ع) اکنون اینجاست ...در جمع ما ...بر منبری بلند از نور ....شما لیاقت حضورش را نداشتید !!

 

آری ! ما قدر ناشناسی کردیم ... نفهمیدیم ...لطف خدا را حس نکردیم ...ما ظرفیت حضور نور را نداشتیم ......

فقط 9 سال زمین توانست حضور جلوه جلال و جمال الهی را با هم و در کنار هم تحمل کند ! وشاید فقط در این 9 سال بود که جواب  ارنی  موسی داده شد ...و می شد حضور حضرت حق را در خانه علی و فاطمه حس کرد ....

اما شیطان صفتان زشت کردار تاب دیدن زیبایی را نداشتند....پس علی تنها شد !

و چه عجیب است که جلوه جلال الهی ...اسدالله ...25 سال سکوت اختیار کند و فقط دل چاه را محرم اسرار خود بداند !

 

یا علی ! امشب زمینیان سکوت تو رانیز تاب نیاوردند !!!

 

اما مولا ... هنوز چشم یتیمان کوفه به راه مانده است ....

 

******************

 

شب های قدر هم فرا رسیدند ...خدا را سپاس که امسال هم هستیم و هنوز راه بازگشت را بر ما نبسته اند ! ...هرچند:

برایمان معرفی کرده اند شب قدر شب نزول قرآن است ...اما...

مگر نه اینکه سالهاست از صعود قرآن ناطق، در همین شب می گذرد ؟!

مفهوم این شب ها را چگونه درک کنیم؟ در حالیکه بواسطه جهل و بی شرمی خود نه معرفتی نسبت به مصداق آن ( بی بی فاطمه زهرا ) پیدا کرده ایم ...نه نسبت به قرآن و....

 

مولای من ! ما ادعا کرده ایم شیعه و محب شماییم !

اعتراف می کنم که تا کنون واقعا چنین نبوده ایم ...اما با تمام وجود خواهان اینگونه بودنیم !

امشب پرونده اعمال ما بدست پسرتان ، عزیز زهرا ، امام عصر و زمانمان داده می شود ....

 

وای بر ما ! که شیعه ایم و امام زمانمان هنوز در بین ما غریبند و سال هاست که چون شما سکوت اختیار کرده اند تا از بین این همه کوفی فقط 313 نفر یار واقعی ، یاریشان کند !

وای برما ....

وای بر ما و اعمال ما ...که برای مولایمان کاری نکرده ایم جز آنکه دل مبارکشان را بدرد آورده ایم !!!

 

آقا جان یا علی ! می شود امشب باز هم در حق این یتیمان پدری کنید ؟

و به عزیز زهرا سفارشمان را بکنید تا واسطه شوند و رزق امسال دلمان را نور ، معرفت و محبت اهل بیت قرار دهند ! باشد که از این ظلمت و بی خبری بدر آییم !

 

آمین!

 

در این شب های عزیز ما رو هم فراموش نکنید

التماس دعا

در پناه حق

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت7:42توسط شوق پرواز |
گل نرگس تولدت مبارک !

هوالمحبوب

 

می شنوی ؟

دوباره صدای هلهله عرشیان به گوش می رسد

همه در تلاشند ، زمین و آسمان را آذین بسته اند

چرا که او می آید !

در پانزدهیم (15) روز از ماه شعبان ، ماه حبیب خدا

می آید تا بگوید خدا یکی (1) است و چهارده (14) آینه دارد ، چهارده محبوب

و من چهاردهمین هستم !

او که عالم ، همه منتظر آمدنش بودند

 

ایهاالناس ! منم مهدی !

همان بقیه اللهی که خیر لکم بوده و هست ! ان کنتم مومنین !

 

 

  گل نرگس !

 تولدت مبارک مولا!

 

 

 

 

اما مهدی جان ! ما همچنان منتظر ظهوریم

و بی تاب شنیدن آن ندای آسمانی!

 

چه لحظه باشکوهی است آنگاه که محبوب زمان بر خانه حضرت عشق تکیه می زند ،

و با صدایی که عرش را به لرزه می افکند محبان خویش را فرا می خواند :

 

کجایند منتظران من ؟

اناالمهدی !

 

کجایند آنها که فریاد می زدند :  

    متی ترانا و نریک

 

اینک زمان دیدار است

من حاضرم !

اما دریغ..........شما هنوز هم غایبید !!

 

آه مولا دلم پریشان است

اگر هنوز غایب باشم چه کنم ؟

شما همواره حاضر بوده اید ، برای آنان که اهل دل بوده و هستند !

کسی که هیچ گاه ندید و نشنید و نبود ، من بودم !

به قول حافظ :

 

میان عاشق و معشوق ، هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

 

یا مولا ! ای کاش عنایتی بکنید تا دوران غیبت ما به سر آید !

آنگاه خود بر تمام جهان جلوه گر شوید

 

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من انصاره و اعوانه

 

آمین یا رب العالمین

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت13:52توسط شوق پرواز |
بنده درگاه ثارالله باش !

 

هوالمحبوب

 

کیست این پنهان مرا در جان و تن                  کز زبان من همی گوید سخن ؟

 

گوید او چون شاهدی صاحب جمال                  حسن خود بیند به سر حد کمال

از برای خودنمایی  ، صبح وشام                    سر برآرد گه ز روزن گه ز بام

 

لاجرم ،  آن شاهد بالا و پست                            با کمال دلربایی ،  در الست

جلوه اش گرمی بازاری نداشت                     یوسف حسنش خریداری نداشت

 

ماسوا آیینه آ