تبليغاتX
شوق پرواز

شوق پرواز

وقت زیارت است مرا هم شهید کن

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

...امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم         تا گنبد طلایی تو پرواز می کنم

  

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته،به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی واین همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند       امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

 

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دلشاد می شوم

یکبار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام              جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

  

هرگز زعشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دلتنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن     وقت زیارت است مرا هم شهید کن

(علی صالحی)

  

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

*** 

اول. سلام. به سلامتی و دل خوش به نظر می رسه دوران ترک اجباری بنده بسر آمد! اگه می دونستم مشکلات اینترنتی ما امروز حل خواهد شد این همه خودکشی نمی کردم برای دو خط پی نوشت نوشتن توی پست قبل!!!

دوم. عیدتون مبارک. انشالله دوران هجران و دوری از خیلی چیزای مهمتر از نت هم هرچه زودتر بسربیاد! و انشالله عاقبتمون ختم بخیر بشه!

سوم. چند وقتیه خیلی خیلی اتفاقی مشتری اینجا شدم! قبلا بارها به سایت سر زده بودم اما اینجا رو ندیده بودم. خیلی اتفاقی توی سرچ کردن پیدا کردم و مشتری شدم فعلا! و چون به نظرم مباحث مربوط به "نماز" خیلی خیلی مفید و جالب بودن همه رو داخل یه فایل ورد کپی پیست کرده کمی مرتب کردم و بعنوان عیدی اینجا میذارم!(البته عیدی ای که... یه نفر دیگه سخنرانیش رو کرده یه نفر دیگه نوار رو پیاده کرده و روی سایت گذاشته شوق پرواز هم سرهم کرده و یه کم بهش رسیده و گذاشته اینجا!!...) به هرحال امیدوارم بخونید و عمل کنید و لذت ببرید و دعا کنید شوق پرواز هم عمل کنه و لذت ببره! ان شاء الله خداوند رحمان و رحیم بحق این شب و روز عزیز و بحق امام هشتم(ع) کمکمون کنه که از نمازگزاران محسوب بشیم! (اینم از فایل...اگه حجم این پست زیاد شده اطلاع بدهید فکری بنماییم!)

Namaz
Get your own at Scribd or explore others:
 
پی نوشت. راستی همین الان متوجه شدم این پست٬ پست ۱۱۰ ام وبلاگ شوق پروازه...اونم به نام فرزند بزرگوارشون و ذکر نماز! ...
پی نوشت ۲. فکر کنم دوستانی که توی سایت بالایی عضو نباشند نمی تونند فایل رو دانلود کنند. بنابراین فایل رو مجددا اینجا آپلود کردم(البته عضویت در سایت هم راه دیگه است!!)
 
التماس دعا
 
+نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت0:56توسط شوق پرواز |
هوس!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 

5-6 سال پیش بود. همراه با کاروانی عازم مشهد شده بودیم. فکر کنم 9 تا اتوبوس بودیم. یادش بخیر! از مسیر کویر...

نمی دونم چی شد و چرا؟ اما برای نماز به آبادی ای نرسیدیم، شب بود و ما وسط بیابان خدا! و همه کمابیش نگران.

راننده اهل دلی داشتیم...

خلاصه اون شب مسجدی پیدا کردیم در دل کویر، که در عین سادگی و نبود امکانات و...هنوز در ذهن و دلم نقش بسته!

اتاقی گلی و ساده بر بالای تپه ای کوتاه زیر آسمان پرستاره شب در دل کویر...

 ***

این روزها دوباره به یادش افتاده ام و چقدر دلم هوسش را کرده!

ای کاش می شد مدتی فارغ از همه چیز، تنهای تنها به آن مسجد پناه برد.

ای کاش می شد مدتی همه چیز را گذاشت و رفت...تنهای تنها...

حداقل یک شب تا صبح!

 

 ***

((...عزیز من! خلوت خیلی خوب است. البته خلوت هم کجا خوب است؟ در جلوت و شلوغی و همین دنیایی که شلوغ است...

خلوت، آنجایی است که همه متوجه خدا هستند. چون راه بسته است؛ همه خدا می بینند، خدا می شنوند. در جاهای شلوغ این طور است...

ان شاءالله خدا در شلوغی، خلوت نصیبتان کند. همانجا که کارت و راهت خیلی زیاد است؛ به واسطه عبادات و صدقت، یک جای خلوت نشانت بدهد. بگوید؛ ببین، هر وقت با من هستی، شلوغی مهم نیست- خلوت است. خدا تو را متوجه می کند که شلوغی، مانع خلوت تو با من نیست...))

(طوبای محبت. کتاب چهارم. مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی)

 

 


پ.ن ۱. متاسفانه مدتی ست که بالاجبار به ترک نت رو آورده ام! (البته از اون جهت که دسترسی به نت ندارم!! امروز هم از دانشگاه و با طی مراحل پیچیده ای دارم این چند خط رو می نویسم!! خلاصه بابت کم پیدا بودن و پاسخ ندادن به الطاف دوستان و...عذرخواهی می نمایم!!

پ.ن ۲. عیدتون مبارک! خیلی خیلی دلم می خواست امشب مطلبی در این زمینه بنویسم ولی خب گویا قسمت نیست ...ببینیم تا فردا چه پیش خواهد آمد! به هر حال عیدتون مبارک باشه...انشالله فردا همه مون بریم زیارت!...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

 التماس دعا

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت15:26توسط شوق پرواز |
پیله!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

اول عذرخواهی می کنم بابت اینکه باز هم تاخیر داشتم و مدتی ننوشتم...هرچند نمی دونم که این نوشته ها چقدر ارزش نوشتن و خواندن دارند و...بماند!
و اکنون هم نوشتن برایم راحت نیست!...زمانی ننوشتن برایم سخت بود و این روزها نوشتن!!

اما تصمیم گرفته ام که بنویسم...پس توکل به خدا!

 

 

 نمی دونم تا الان گاهی شده احساس کنید به شدت با خودتون درگیر شدید؟! با خودتون! نفس تون! زندگی و روزمرگی هاتون و...

احساس خستگی، بی انگیزگی، تنهایی، سرگشتگی ...براتون رمقی باقی نگذاشته باشه؟

احساس کنید دارید فقط به خود می پیچید و غر می زنید و شکایت می کنید و حتی در ظاهر مبارزه می کنید و...اما نهایت همون جایی که بودید هستید...اگر کمی هم عقب تر نرفته باشید؟

عادات سخیف و اتفاقات و روزگار داره با خودش می بردتون؟ و انگار در مقابلشون کم آوردید؟!

در عین حال نمی تونید حرفی بزنید، نمی دونید با کی باید حرف بزنید؟! چی بگید؟! انتظار چه کمکی رو می تونید داشته باشید؟!!(غیر از اونی که این جور لحظات خوب به یادش می افتیم و با لپ های گل انداخته و سر پایین افتاده برمی گردیم و خودمون رو توی آغوش پر مهرش می اندازیم!(هارب منک الیک!))

و عذاب وجدان...از اینکه باید شاکر بود(شکر زبانی و خصوصا عملی!) بابت تمام نعماتی که شاید دیگران در حسرتش باشند... راحتتون نگذاره؟!

و...

مدتی بود( و شاید بتوان گفت هنوز هم کمابیش هست!) که درگیر چنین حالاتی شده بودم!...

.......

اما...

این روزها انگار حسی متفاوت دارم! حس در پیله بودن!

 

 

 

نه! نه اینکه فکر کنید خودم رو کرم ابریشمی دیدم که به قصد پروانه شدن و با برنامه به حکم غریزه و...پیله ای به دور خود تنیده است!

نه!...

بزرگانی بوده و هستند که نه به حکم غریزه بلکه به حکم محبت و فطرت و ...(بسیاری چیزها که نمی دانم!) این مرحله را طی کرده اند!

من هم آرزوی پروانه شدن و پرواز کردن رو داشته ام و دارم ...همان طور که همگی داریم!

اما...

 

سعی کردم چشمها رو بشورم و جور دیگری ببینم!:

درسته که مدتی بی هدف(هدفی واقعی نه خیالی) فقط به اطراف خودم خزیده ام و خورده ام و حجاب بر حجاب افزوده ام...حجاب گناه، حجاب علم، حجاب دین!،حجاب...

اما مگر کرم ابریشم جز این چه می کند؟ گرچه او به وظیفه عمل می کند و تو...!!

بله! او با هدف و برنامه و حکمی از پیش تعیین شده پیله می تند...و تو نمی دانی چرا و چگونه از اینجا سر درآورده ای!

 

 

اما...

شاید پیله مصنوعی نیز کارگر شود!

این بار به خود بپرداز! که عجیب از خود و روح پروانه ایت غافل شده ای!

 هنوز کوله باری از تنهایی، محبت، اشک، توبه و کورسویی از امید و توکل با خود داری!

کمی با خودت و خدایی که همه چیزت از اوست مهربانتر باش! کمی خدایی تر باش! کمی تمرین تسلیم شدن و بندگی کردن کن!

کمی عقایدت را تصوراتت را مورد بازبینی قرار بده!
کمی خودت باش! همانی که خدا آفرید! همانی که...

....

آری! این روزها دلم هوس خانه تکانی کرده است!

این روزها دلم عجیب تنگ است!

این روزها دلم اشک می ریزد و سجده شکر می گزارد که صاحبش  پس از مدت ها دیده از اطراف و از دیگران و...برگرفته و نگاهش کرده است! با چشمی که یک اپسیلون شسته شده است(!) و دارد اندکی جور دیگری می بیند!

و...

این روزها بیش از همیشه محتاج دعای دوستان است

و نگران!...

 

لایُحیرُ یا الهی! اِلّا ربّ علی مَربوب، و لا یومن اِلّا غالب علی مغلوب، و لا یُعین الّا طالب علی مطلوب، و بیدکَ یا الهی! جمیعُ ذلک السبب، و الیکَ المفرّ و المهرب، فصلّ علی محمد و آله، و اَجر هرَبی، و انجِح مطلبی...*

...

گفتم که نوشتن برایم سخت شده و انگار حرف های دلم را این روزها نمی توانم مکتوب کنم!

این هم نتیجه این طور نوشتن...

نمی دانم چرا نوشتم!

فقط دلم گفت و دستم نوشت و گاهی به اشاره عقل و ...بعضی قسمت ها را ویرایش کرد!

شاید اینها حرفهای مشترکی است مابین دل من و تو و تو و...

و شاید باید همدیگر را دعا کنیم...

و این بار فقط به دعا کردن و تذکر دادن و...اکتفا نکنیم!

 

...خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و دلم را خالص برای محبت خودت قرار ده، و آن را به یادت مشغول ساز، و با خوف و بیم از خودت مقامش را بالا ببر، و با میل و شوق به سوی خودت تقویتش کن، و آن را متوجه اطاعتت فرما، و به آنچه بیشتر دوست می داری شوقش ده، و در تمام زندگی ام به خواستن آنچه نزد توست رامش نما...**

 

*و**: (قسمت هایی از دعای 21 ام صحیفه سجادیه)

 

 

صدایم کن تا امان یابد عابری خسته در شب باران

صدایم کن تا ببالم من در سحرگاهان با سپیداران

از آن سوی خورشید از آن سمت دریا صدایم کن

تو لبخند صبحی پس از شام یلدا از این تیرگی ها رهایم کن...

...

 

ضمنا ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) رو هم پیشاپیش تبریک عرض می کنم.

 

در پناه حق

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت23:5توسط شوق پرواز |