بسم الله الرحمن الرحیم
حرف ِحساب اول:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ [؟] (1)
حرف حساب دوم:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ
وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمُ
وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ (2)
حرف حساب سوم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ…(3)
پاورقی 1. (1): آیه 16 سوره مبارکه حدید
(2): آیات 60 تا 62 سوره مبارکه یس
(3): آیه 136 سوره مبارکه نساء
پاورقی 2. سلام! بعد از پست طولانی کمی تا قسمتی بی خاصیت(!) قبلی خواستم چند کلوم حرف حساب بنویسم و بذارم به حساب دلنوشته های شوق پرواز!! همین! ... مخاطب درجه یک شون هم خودم هستم. انشاءالله که شما هنوز حال و هوای "الهی العفو" شب قدر رو حفظ کردید و...ما رو هم دعا می کنید.
پاورقی 3. اللّهمّ إنّکَ أعلمُ بما عمِلتُ، فَاغفِرلی ما علِمتَ، واصرِفنی بقُدرَتِکَ إلی ما أحبَبتَ. (دعای31 صحیفه سجادیه)
هوالرحمن
سلام
مدتی از اینجا دور بودم و ننوشتم و سعی کردم فقط خواننده خوبی باشم. گرچه قرارهای دیگری با خود داشتم:
اینکه مدت بیشتری نباشم ، در کل کمی از نت فاصله بگیرم و بالکل ننویسم !...
اما فی الحال برگشته ام با حرف هایی قلمبه شده!!
و گزارشی از وقایع این چند روز دوری!:

متاسف می شویم، عصبانی می شویم، دلمان می سوزد!
این روزها با مطالبی در دنیای وبلاگ ها(آن هم به ظاهر نه در دنیای وبلاگ های موهن و...!) برخورد داشتم که حقیقتا برخی و بویژه بخش نظراتشان دل را می سوزاند و ...و انگار اینجا نمی شد ساکت ماند و بر سر عهد ننوشتن باقی ماند! وقتی پای توهین به عقیده و ارزش ها و حجاب و عفت و دفاع و شهید و اسلام و...به میان آید!
خداکند که همه مان خدایی شویم و از قبیله آنان که "یخرجهم من الظلمات الی النور" .

عجب سالیست این سال 1360!
مدتی است صدا و سیما اقدام به پخش مستندهای جالبی می کند از جمله مستند امام روح الله(ره) و در حال حاضر مستند دفاع مقدس...البته فعلا قصد نقد و بررسی آنها را ندارم! فقط نمی دانم چرا هر بار که به وقایع سال 1360 می رسیم تمام بدنم یخ می کند! بغضی سنگین گلویم را می فشرد و چشمانم...نمی دانم... من که در آن روزگار نبوده ام! در صحرای عدم خفته بوده ام! شاید آسوده آسوده!...
اما شهادت این همه بزرگ و این همه اتفاقات عجیب در یک سال نفس را در سینه حبس می کند! و آنان که این روزها بیرون گود نشسته اند و مهملات می بافند و...ای کاش جوابی برای این گونه مسائل داشتند و ای کاش می دانستم آنها چه می کردند در روزگاری که رئیس جمهور بی کفایتیش ثابت شده و عزل گردیده است منافقین اوضاع داخلی کشور را بهم ریخته اند و از هیچ کار غیر انسانی ای فروگذار نمی کنند، رئیس قوه قضائیه و جمع کثیری از مسئولین و نمایندگان و ...شهید شده اند. چمران ها و جهان آراها و...جمعی از فرماندهان و...پرواز کرده اند، رئیس جمهور و نخست وزیر جدید هنوز مدتی از انتخابشان نگذشته که پر پروازشان را گشوده اند و...؟!!
خلاصه نمی دانم ...ولی این سال 60 برایم سال غریبی ست! گرچه نبوده ام! گرچه شاید آسوده در صحرای عدم خفته بوده ام!

در کنار نقد از صدا و سیما گاهی از برنامه های مفیدش تشکر کنیم!
در شب های ماه مبارک امسال اگر از وضعیت سریال ها و...بگذریم شاهد برنامه های مفیدی در جهت معرفی و آشنا نمودن مردم با فرق و گروه های انحرافیِ باب شده در جامعه و تحلیل افکار و عقاید بی مایه این گروه ها بودیم که جای بسی تشکر دارد! حقیقتا اینکه بدانی در مملکت اسلامی صوفی گری، اعتقاد به تناسخ، ضربه زدن به دین از طریق دین! و...رواج یافته است و جوانان این مرز و بوم برای یافتن آرامش به آنها متوسل شده اند آزار دهنده و تاسف بار است. شاید فکر کنیم که این مسائل فقط برای بعضی جوانانِ آنچنانی رخ می دهد و امثال ما از این گونه خطاها مبراییم...اما این طور نیست! هیچ صاحب فرقه و دسته ای از روز اول اعتقادات اصلیش را رو نمی کند! لباس بخصوصی ندارد! و...
تنها باید آگاه و آگاه تر شد! غافل نشد! و هر چه بیشتر به شریعت، قرآن و اهل بیت پناه برد!
در این شب های آخر ماه مبارک دعا کنیم برای تمام جوانان هم وطن و هم مسلک! دعا کنیم که در جنگ جدید هم ما پیروز میدان باشیم

جوانان روزه خوار، جوانان شب زنده دار!
شب های قدر هم گذشتند شاید همچون سال های پیش! شب بیست و سوم، مصلای الغدیر دانشگاه میزبان خیل کثیری از جوانان و جوانان روزهای دور بود. عده ای توفیق معتکف شدن داشتند و سایرین همچون من خود را در میان جمع آنها جای داده بودند. مثل سالهای پیش سخنران جناب دکتر لقمانی بودند و چه زیبا صحبت کردند و چه زیبا هوایی مان کردند و ...جای همه دوستان خالی که همراهمان شوند و لباس احرام بپوشند و با فریاد "لبیک اللهم لبیک" به زیارت دیار یار بروند! یا تا مسجد النبی و بقیع تا نجف و کربلا تا حرم علی بن موسی الرضا(ع) تا شلمچه و طلائیه و...مرغ دل را پرواز دهند!
هنگامی که صدای "خدااا خدااااااااا خدااااا خدااا" ی جمعیت دیوار های مصلا را به لرزه درآورده بود با خود می اندیشیدم که: "خدا را شکر که جوان های ما فقط همان جوان های روزه خواری که با پاکت چیپس و پفک و رانی و...این روزها با افتخار در معابر جولان میدهند نیستند!"
گرچه به قول دکتر لقمانی درسته که شب قدر باید بیدار ماند و مراقب بود و توبه کرد و خواست و...اما پس از شب قدر باید بیشتر مراقب بود! حسابمان را پر می کنند انشاء الله، اعتبارمان افزایش می یابد و از فردا می توانیم برداشت کنیم...اما به این شرط که خودمان کاری نکنیم که حساب مان را مسدود کنند!! اعمال فردایمان با "الهی العفو" امشب مان در تضاد نباشد!
راستی موقع خواندن دسته جمعی دعای جوشن کبیر عجیب دلم هوس مسجدالحرام کرده بود و طواف!...
"یا رب البیت الحرام، یا رب الشهر الحرام، یا رب البلد الحرام، یا رب الرکن و المقام، یا رب المشعر الحرام، یا رب المسجدالحرام..."

خداوندا هزاران هزار مرتبه شکر که موش آزمایشگاهی آفریده نشده ام!
این روزها اگر خدا بخواهد مشغول کار پایان نامه ایم و سر و کله زدن با رات های عزیز! و فقط خدا می داند که با آن ها چه می کنیم!! و فقط خدا کند این کارها در جهت کسب علم و در جهت کسب رضای خداوند باشد...وگرنه نمی دانم آن دنیا وضعیتمان در کنار پل صراط و...به چه صورت خواهد بود!
به قول همکلاسی گرامی خدا کند قصاص مان نکنند که آنجا خبری از گاواژ کردنِ( وارد کردن مستقیم عصاره و...توسط ابزاری به داخل معده جانور) عصاره فلان گیاه و تزریق فلان انتی بیوتیک نیست! خبر از مذاب داغ است و...شاید شجرة الزقوم و...!!!!
فعلا که در حال نظافت و تغذیه و آموزش بندبازی و بارفیکس و...!! هستیم و همه چیز جز برق دندان های حیوانات دوست داشتنی(!) خوب به نظر می رسد(البته اگر از ناهماهنگی ها و نداشتن بسیاری از امکانات و جای مناسب و حرص و جوش ها و گذر عمر و طولانی شدن پروژه و...بگذریم!!!). خلاصه خدا به داد مراحل خشانت بار بعدی برسد! اینها رو گفتم که یعنی حسابی دعایمان بنمایید!

خودتی!
دانشگاه به تازگی دوره مکالمه عربی ویژه دانشجویان و اساتید برگزار کرده در دو سطح مقدماتی و میانی از سری کتاب های "صدی الحیاة". خلاصه ما هم به یادمان افتاد که " انا احب اللغة العربیة"!! یادش بخیر چقدر علاقه داشتم ... خلاصه انشاءالله در سفر بعدی به دیار یار نمی گذاریم این خواهران و برادران عرب هرچه خواستند به ما بگویند و ما نگاهشان کنیم! فوق فوقش می فهمیم چه می گویند و می گوییم: "خودتی!"

و اما...
السلام علیک من قرین جلّ قدرُهُ موجودا، و افجع فَقدُهُ مفقودا، و مرجوّ الَمَ فراقُه
السلام علیک من الیفٍ انسَ مُقبلا فسَرّ، و اوحشَ مُنقَضیا فمَضَّ
السلام علیک و علی فضلِکَ الذی حُرِمناه، و علی ماضٍ من برکاتِکَ سُلِبناه...
(دعای وداع با ماه مبارک رمضان- صحیفه سجادیه)
ماه رمضان هم رو به اتمام است! خوشا به سعادت آنها که نهایت استفاده را بردند و روز عید روز پاداش آنان است اما...از هم اینک وداع و فراق و...بیقرارشان کرده است و حزین!
در المراقبات آمده است:
باید وقتی که با خدا مناجات می کنی(روزهای آخر و دعای وداع)...صادق باشی! ولی اگر برای تو ملازمت با ماه مبارک سنگینی و صیام و قیام آن دشوار باشد و اینگونه با خدا سخن بگویی به تو پاسخ خواهند داد:
آیا شرم نمی کنی اینگونه حرف می زنی، در حالی که تو راضی به مجالست و همسایگی با من نبودی...!
الهی!
فاِلَیکَ اَفِرُّ، و منکَ اخافُ، و بِکَ استغیثُ، و ایّاکَ ارجو، و لکَ ادعوا، و الیکَ الجَأ و بکَ اَثِق، و ایّاک استعین، و بک اومِنُ، و علیک اتوکّل، و علی جودک و کَرَمک اتَّکِل.
پس خدایا به سویت می گریزم، از تو می ترسم، به تو استغاثه می نمایم، به تو امیدوارم، تو را می خوانم، و به سویت پناه می برم، و به تو اطمینان دارم، و فقط از تو کمک می خواهم، و به تو ایمان می آورم، و بر تو توکل می نمایم و بر جود و کرمت تکیه می کنم.
(دعای 52 صحیفه سجادیه)

التماس دعا


