بسم الله الرحمن الرحیم
آقا سلام!
.........
...نمی دانم چرا این روزها دستم به قلم نمی رود؟!
گویا حتی سیر نزول کلمات هم بر دل و قلم ام متوقف شده است!
این روزها همه از انتظار و اشتیاق می گویند! از فراق می نالند! همه نوشته ها ختم می شوند به:
"خدا کند که بیایی"
بعضی هم حال و هوای نوشته هاشان حال و هوای اعتراف است و اقرار!
اقرار به اینکه تا کنون منتظر نبوده ایم! خود مانع خاتمه این غیبت کبری بوده ایم! ما غایب بوده ایم! و...
اما من!...
نمی دانم چه بگویم آقا!
من و انتظار؟! من و چشم به راهی؟!...
چه بگوید و چه بنویسد آنکه حال و هوای این روزهایش هم اعتراف است و اقرار...هم اشتیاق و انتظار؟!
هم نیازمند گوشه چشم و دست نوازش است و...هم شرمنده از نامه اعمال!
هم محب است و...منتظر!...هم غافل و فارغ!...
انگار ما یاران خوبی نیستیم آقا! که خود ندای "هل من ناصر" دلمان بلند است و گوش هامان سنگین سنگین!
اما آقا جان...
......................
آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمي شويم! بيا: ماجراي «سيب»!
باشد! سکوت مي کنم اما خودت ببين..!
آقا اجازه! منتظرند اينهمه غريب....
آقا ببخش!
می خواستم بابت میلادتان تبریک بگویم! که سر از اینجا در آوردم! شرمنده!
میلادتان مبارک!
آیا می شود بخواهیم که...ما را در این وانفسای آخرالزمان دریابید؟
ادرکنا!

*. مطالب مرتبط وبلاگ:
فمعکم معکم لا مع غیرکم...(یادش بخیر پارسال این موقع کجا بودیم؟ مهمان برادر امام رضا(ع) و شهدای طبس!...و در راه مشهد مقدس!)
**. سلام! عیدتون مبارک! ان شاءالله که مهدوی باشید!
***. به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مقادیری عیدی روی وبلاگ قرار داده بودم ...که الطاف کثیره بلاگفا شامل حالش شد و از صحنه روزگار محو گردید!
به هر حال اگه دلتون خواست اسکرین سیور زیبایی از مسجدالنبی، مسجدالحرام ، مسجد شجره و...روی سیستم تون داشته باشید می تونید سری به این سایت بزنید:
http://www.3dmekanlar.com/sites.html
****. توی این ایام عزیز وبلاگ ما هم داره دوسالش تموم میشه! خیلی دلم می خواد بدونم این دو سال از دید دوستانی که همراه بودن چطور گذشته؟ خیلی دلم می خواد بدونم نظراتتون چیه؟!
*****. امشب دعا کنیم برای فرج...ان شاء الله که فرج خودمون هم درش باشه!...
و نهایتا امیدوارم توی این شب عزیز ما هم از دعای خیرتون بی نصیب نمونیم...
در پناه حق
هوالرحمن
بدا به حال من آقاجان!
نكند كه تو مهربان پدر، باشي! از پدر هم بر من دلسوزتر! نه غايب، كه در همين كوي و برزن!... حاضر باشي!...
و من ...يتيم!؟
آقا جان!
گرفتار بد غيبت كبرايي شدهام!
راهي براي ظهور هست؟!
قرار بود منتظر باشم تا بياييد
قرار بود چشم به راه باشم...
قرارمان اين نبود!
شرمندهام..............................
آقاجان!
چه كنم؟!
ميدانم كه خودم بد كردهام
خودم حجاب بر حجاب افزودهام!
اما...
چشم اميدم به دستان مهربان شماست!
ادركني!
سلام
شرمنده ميدونم عيده و...ولي حال و هواي فعلي دل من در حال حاضر مثه اين نوشته و اين نواست(نواي وبلاگ)
اعياد شعبانيه رو هم خدمتتون تبريك عرض مي كنم
بعدا نوشت:
السلام علی الحسین(ع)
و علی علی بن الحسین(ع)
و علی اولاد الحسین(ع)
و علی اصحاب الحسین(ع)
التماس دعا
هوالرحمن
سلام
در بخشي از حديث معراج چنين آمده:
اي احمد! من دنيا و اهلش را دشمن و آخرت و اهلش را دوست ميدارم.
- خداوندا! اهل دنيا كدامند و اهل آخرت كدام؟
اهل دنيا كسي است كه:
زياد بخنند و زياد بخوابد و زياد خشمناك شود و كمتر راضي باشد
و به هر كس بدي كند، از او معذرت نخواهد و هر كس از او عذرخواهي كند قبول ننمايد
هنگام طاعت خداوند كسل است ولي هنگام ارتكاب گناه شجاع و جري
آرزوهاي دور و دراز دارد، در حاليكه مرگش به وي نزديكتر است
از نفس خود حساب نميكشد
زياد حرف ميزند ولي نفعش به مردم كم است
از خدا نميترسد ولي هنگام مشاهده غذا شاد و خندان ميشود!
اهل دنيا هنگام رفاه و وسعت رزق خداوند را شكر نميكنند و در مقابل بلايا نيز صابر نيستند
خود را با كارهايي كه بدان عمل نميكنند تعريف ميكنند
و مردم را به چيزهايي دعوت ميكنند كه خودشان ندارند
و بديهاي ديگران را به رخشان ميكشند
در وجود آنها جهالت و حماقت است و در مقابل كسي كه به آنها تعليم ميدهد تواضع نميكنند!
و هم در نفس خود، خود را عالم ميدانند در حاليكه در نزد عرفا جاهلند!
***
و اما اهل آخرت:
سيماي آنها نرم و مهربان است
حيايشان زياد است
كمتر حماقت دارند
به مردم نفعشان زياد و مكر و كيدشان كم است
مردم از جانب آنها در امانند ولي خود آنها از مردم رنج ميبرند!
سخنانشان سنجيده و حساب شده است
هميشه از خود حساب ميكشند، به نفس خويش رنج ميدهند و آن را سرزنش ميكنند
چشمانشان ميخوابد ولي دلهايشان بيدار است
اغلب از خوف خدا گريه ميكنند و هميشه به ذكر خدا مشغولند
در اول استفاده از نعمت به خدا حمد ميگويند و در آخر هم شكر ميكنند
هميشه دعاي آنها به سوي خداوند صعود ميكند و سخنانشان مسموع ميباشد...
حتي به مدت يك چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نيستند
نه به طعام زياد علاقه دارند و نه به زياد حرف زدن و نه به زيادي لباس!
به كساني كه از آنها روگردان شوند كرم ميكنند، و هر كس بر آنها رو آورد محبت بيشتر مينمايند...
و اما...
بعثت....
نبوت......
خاتم الانبياء.......
آخرين پيامبر........
اسلام.........
مسلم..........
مومن...........
چي بنويسم؟... چي بگم؟!...
چي دارم كه بنويسم؟
مخصوصا بعد از توصيفات بالا...چي مي تونم بنويسم؟!...
بهتره فقط بگم:
عيدتون مبارك!
فرارسيدن سالروز آغاز رسالت حضرت رحمة للعالمين(ص) مبارك!
آماده بيعت مجدد هستيم؟!...
التماس دعا
پ ن ۱. « اي عيسي!...
به تو توصيه مي كنم كه آقاي پيامبران و حبيب من محمد را بشناس. او نامش احمد و صاحب شتر سرخ مو ميباشد و رويش بسيار درخشان است. قلبش پاك و سخت گير و بنده گرامي من است. چون او رحمت براي مردم جهان ميباشد. او گراميترين كساني كه قبلا بودهاند و نزديكترين پيامبران بر من ميباشد. او بيسواد و از نسل عرب است. دين مرا در ميان مردم اشاعه ميدهد. در جهاد براي دين من، صبور است...
او محمد رسول خداوند به سوي مردم و همه اهل زمين ميباشد و از همه مردم از حيث منزلت و مقام به من نزديكتر و قبول شفاعت او بر من واجب است.
پيامبري برايش مبارك باد و خوشا به حال امت او اگر آنها به طريق دين محمد مرا ملاقات كنند...»
(كليات حديث قدسي- باب دهم)
پ ن۲. الهی شکر! صدمین پست وبلاگ هم در این شب عزیز ثبت شد! عمر چه زود می گذره! ان شاءالله که حداقل چندتایی از این صد پست مفید بوده باشن!
پ ن۳. + اینجا هم مدتی ست به روز شدیم!
هوالرحمن
سلام
بهانه مي آوريم!. شرمنده! مدتيه انگيزه نوشتنمان را مثل خيلي چيزهاي ديگر كمي تا قسمتي از دست داده ايم!
خلاصه نميدونم چرا موضوعات مختلف به ذهنم ميرسن...اول مقاديري ذوق زده ميشم كه برم بنويسم...بعد كمي فكر ميكنم با خودم ميگم : كه چي؟!!! ...اينم مثه خيلي حرفاي كليشه اي ديگه! و...
دكتري، دوايي، درماني چيزي سراغ نداريد براي اين جور مواقع؟!
تفريحات سالم !!. هر چند وقت يك بار كه حوصله مون سر ميره و حس ميكنيم ديگه داريم دچار پوسيدگي و...ميشيم بسرمون ميزنه با خانواده اي، دوستي...بريم مقاديري تفريح سالم انجام بديم و برگرديم...حالا تفريح سالم شامل چه جور تفريحاتيه؟
ميدان امام...ميدان امام...ميدان امام(!!!)
...كنار زاينده رود( كه فعلا آدم از كنارش رد بشه بيشتر غم و غصه هاي عالم مياد سراغش! و...(يه جورايي ياد همون ذنوبي ميافته كه نتيجهشون تغير النعمه (!) و...
) گاهي گلستان شهدايي جايي..و.....................سينما! و...
چند وقت پيش دوباره هوس رفتن به سينما به سرمون زد! حالا چه فيلمي؟!...مثلا خيلي سعي كرديم فيلمي رو انتخاب كنيم كه مثل دفعات قبلي، بعدش به خودمون زياد بد و بيراه نگيم!!
اما چشمتون روز بد نبينه! نميدونم اصلا اين فيلم با مقوله اي به نام فيلمنامه آشنا شده بود يا نه؟! حدس ميزنم كلا في البداهه ساخته شده بود! البته در حال حاضر فاكتورهاي مهمتري براي ساخت يه فيلم وجود داره :
مقاديري خانم و آقاي خوش بر و رو! (يا در توهم خوش بر و رو بودن!)، مقاديري جريانات عشق و عاشقي،و...هرجا هم كم آورديم ميشه با موسيقي و حركات موزون (البته حركات موزون آقايون! براي اينكه مشكل شرعي نداشته باشه!(؟)!!) پرش كرد!!!
از همون دقايق اوليه حس كردم همه ملت دارن به خودشون و كارگردان و وزارت فرهنگ و ارشاد "اسلامي"(!)و...فحش ميدن! ولي توي رودرواسي با جيبشون و پولهاي بي زبوني كه خرج كردن موندن!!(البته همه همه هم كه نه! يه آقاي خوشحالي پشت سر ما نشسته بود از اول تا آخر فيلم همين طور واسه خودش بلند بلند مي خنديد!!
بنده خدا...!!!
)
اواسط فيلم بود كه ديگه نتونستيم تحمل بنماييم ...حساب كرديم احتمالش هست اون طرف هم يه لنگه پا نگهمون دارن و...![]()
خلاصه تصميم گرفتم ديگه تا اطلاع ثانوي اين يه قلم رو از ليست تفريحات سالم خط بزنم!!!
سخت مي گيريم!. نمي دونم چقدر پيگير سريالهاي تلويزيون هستيد...ولي خب يحتمل سريال "يوسف پيامبر" رو دنبال ميكنيد. تا الان به نسبت خوب بوده...هرچند نمي دونم چرا توي انتخاب بازيگر براي نقشهاي بزرگان خيلي دقت نميشه! يعني من فكر ميكنم نقش پيامبران و اوليا و...رو بايد افراي بازي كنن كه در عين داشتن مهارت و...بيننده ذهنيتي از قبل در رابطه باهاشون نداشته باشه!...بگذريم!
صحبتم اصلا چيز ديگه اي بود...بازيگران نقش زليخا و زنان دربار (كه البته هنوز تشريف فرما نشدن توي تبليغات زيارتشون كرديم!)...با كلاه گيس و آرايش آن چناني و...نمي دونم واقعا داريم به كدوم سمت ميريم؟! هدف از ساختن چنين سريال هايي اصلا چيه ؟!و....شايدم من دارم زياد سخت ميگيرم!...
تذكر ميدهيم!. اين حديث قدسي رو امروز از كتاب "كليات حديث قدسي" ميخوندم...:
يابن آدم، لا يغرّنّك ذنبُ الناس عن ذنبك و لا نعمة الناس عن نعمة عليك
و لا تقنط الناس من رحمة الله و انت ترجوها لنفسك
اي فرزند آدم!
گناه ديگران، تو را از گناه خودت مغرور نكند(يعني فكر نكن كه آنها همه گناهكارند و تو نيستي) و نعمت مردم هم تو را از نعمت خداوند بر خودت غافل نكند(يعني فكر نكني كه خداوند تنها به آنها نعمت داده بلكه به تو هم نعمت داده است)
و مردم را از رحمت خداوند مايوس نكن، در حالي كه تو به رحمتش اميداوار هستي.
پي نوشت:
"بكوشيد كه اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا، 2 ـ قسمتى براى تهيّه معاش، 3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد كه عيبهاى شما را به شما ميفهمانند و در دل به شما اخلاص ميورزند، 4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت ميكنيد براى درك لذّتهاى حلال [و تفريحات سالم] و به وسيله انجام اين قسمت است كه بر انجامِ وظايف آن سه قسمت ديگر توانا ميشويد." شهادت امام موسي كاظم(ع) رو تسليت عرض مي كنمدر پناه حق

