شوق پرواز
اي خوش آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست... 

بسم الله الرحمن الرحيم


   

خيلي دوست داشتم اين هديه و يادگار رو تقديم همه شما بكنم اما توي دنياي مجازي فقط ميشه مجازي هديه داد!:


كتاب ديجيتالي خطبه غدير

نشان مولا علي (ع)

و:

 

مشاهده تصوير در اندازه واقعي


 

[ یکشنبه ششم آذر 1390 ] [ 22:17 ] [ شوق پرواز ]

بسم الله الرحمن الرحيم



روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟


از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟‌
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم


مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم


جان که از عالم علویست یقین میدانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم


مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم


ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم


تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم


من به خود نامدم این جا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد در وطنم

.

.

.

.


سلام

گرچه بسيار سخت بود اما...بالاخره:


به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقيست...



اميدوارم شوق پروازتون هميشه جاودانه باشه و پرواز تا بر دوست نصيبتون بشه.



در پناه حضرت حق


[ سه شنبه یکم تیر 1389 ] [ 12:54 ] [ شوق پرواز ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

27-8 سال پیش آرام در صحرای عدم خفته بودم...بی خبر از همه جا !
حضرت رحمان خواست تا موجود شوم ...پس گفت باش!...
و من در لباس دخترکی معصوم از عدم به وجود پا نهادم ،
در آغاز دختری بودم پاک با جسمی از جنس خاک و روحی از عالم افلاک،
پرواز برایم آرزوی دوردستی نبود !
با گذشت زمان هر روز بیش از پیش زمینی شدم و معصومیت کودکی را از یاد بردم...
اما هنوز ،
شوق پرواز دارم!!!

***
و
باز حضرت رحمان لطف بي‌حد نمود
در شب عيد غدير (1431 ه.ق)
خواست تا شوق پرواز با شوق پروازي ديگر همراه شود...
ما را همپر و همراه هم قرار داد
باشد كه با عنايت او رسم پريدن بياموزيم
و آرزوي ديرينه هردومان برآورده شود:

« اي خوش آن روز كه پرواز كنيم تا بر دوست
و به هواي سر كويش پر و بالي بزنيم! »
آرشيو مطالب
امکانات وب